دانلود مقالات

دانلود مقالات

دانلود مقالات Tel:88-0000-0000

Error establishing a database connection

Error establishing a database connection

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۴۷:۳۳ | مدير
،

Skip to content چطور جستجو براي: جستجو … پايان نامه نقش واسطه اي نظم جويي شناختي هيجان در رابطه با استرس و اضطراب تعريف واحدي از استرس كه قبول عام يافته باشد در دست نيست. در سطوح زير موضع گيري مؤلفان مختلف در حد خطوط كلي مطرح مي شود. پاره اي از استرس به عنوان يك محرك در نظر گرفته اند. از اين ديدگاه ، استرس چيزي است كه از خارج به فرد تحميل مي شود و ناراحتي هاي جسماني و رواني به همراه دارد. در روي آورد دوم ، استرس به عنوان يك پاسخ توصيف شده است . اين الگو كه بر نشانگان عمومي سازش ( سليه و همكاران، 1956) مبتني است. استرس را يك فرايند پاسخ دهي مي داند. روي آورد سوم، بر چگونگي ادراك فرد از موقعيت تأكيد مي ورزد و استرس را به شبكه وسيع عواملي مانند محرك، پاسخ، ويژگي هاي فردي، ارزشيابي ها و سبك هاي سازش نسبت مي دهد كه بر يكديگر تأثير متقابل دارند. از اين ديدگاه ، موقعيت ها به خودي خود استرس زا نيستند بلكه استرس ، ناشي از عدم موازنه اي است كه بين ادراك فرد از الزام هاي محيط پيراموني و ارزشيابي وي از توانايي خويشتن در پاسخدهي به آن ها به وجود مي آيد. بنابراين تنها زماني كه فرد نتواند با خواسته هاي محيط پيراموني مقابله كند يا به عبارت ديگر، بين موقعيت بيروني و ظرفيت واكنش عيني يا فاعلي نسبت به آن ها ناهمگرايي وجود داشته باشد، حالت استرس و استيصال ايجاد مي شود. اغلب دانشمندان اتفاق نظر دارند كه بروز استرس فرد را وادار مي كند كه در جهت تغيير موقعيت خوديا سازش يافتگي با آن ها گام بر دارد.سازش يافتگي اي كه مي تواند مؤثر يا غير مؤثر باشد( دادستان، 1382). استرس پاسخي غير اختصاصي است كه بدن در مقابل درخواستهاي كه با آن مواجه مي‌شود، از خود بروز مي‌دهد (سليه، 1976؛ به نقل از آقا محمديان، 1389). سليه معتقد است كه فشار رواني به وسيله‌ي يك «سندرم» يعني يك سري جريانها و حوادث پشت سر هم، به وجود مي‌آيد كه نام آن را سندرم سازگاري عمومي[1]، ناميد. او معتقد است كه اين سندرم داراي سه مرحله به قرار ذيل مي‌باشد: مرحله آماده باش يا واكنش هشدار دهنده[2] زماني است كه فرد به طور ناگهاني در معرض يك عامل زيان بخش يا محرك كه از نظر كمّي و كيفي با آن سازگاري ندارد، قرار مي‌گيرد. بنابراين دچار تغيير در جريان خون، بافت لنفوئيد و رتيكولواندوتليال، زخم معده، كاهش وزن مي‌شود. اين مرحله از چند دقيقه تا 24 ساعت تداوم دارد. مرحله‌ي مقاومت[3] زماني است كه ارگانيزم به مدت طولاني در معرض محركهاي زيان بخش قرار مي‌گيرد و از خود واكنشهاي غير اختصاصي بروز مي‌دهد. در واقع، در مقابل عامل هشدار دهنده مقاومت مي‌كند. در اين مرحله فرد ممكن است با استرس خاصي تطبيق يابد ولي نسبت به ساير استرسها حساس تر مي‌شود. مرحله‌ي تحليل رفتگي، تخليه يا درماندگي[4] زماني است كه ارگانيزم قدرت سازگاري خود را در مقابل محرك از دست مي‌دهد و واكنشهاي غير اختصاصي بدون سازگاري بروز مي‌كند. 2-1-1-2 واكنش به فشار رواني( استرس) انسان همواره در معرض محركهاي استرس زاست. به طوري كه استرس فيزيولوژيك نوعي ضرورت براي تنظيم ريتم بيولوژيك انسان است. محروم شدن از محركها و فقدان استرس يعني مرگ. استرس و اضطراب روابط تنگاتنگي با يكديگر دارند. به طوري كه گاه به غلط استرس و اضطراب را مترادف با هم به كار مي‌بريم. انواع اختلالهاي اضطراب ناشي از استرسها يا شرطي شدن به بعضي از استرس ها پديد مي‌آيند. به طور كلي انسان در برخود با استرس از 6 مرحله عبور مي‌كند: حوادث زندگي( ازدواج تغيير كار، مرگ يكي از والدين، درك تجربه هاي قبلي، حمايت هاي اجتماعي، نكات مربوط به زندگي شخصي). مكانيزم هاي رواني اجتماعي، انكار، جابه جايي، سركوب، معكوس سازي، جداسازي پاسخ هاي رواني- فيزيولوژيك با آگاهي، تغييرات خلقي، سردرد، اقياضات عضلاني. كاهش پاسخ بدون آگاهي، افزايش چربي ها، افزايش فشارخون، كاهش قندخون. رفتارهاي بيمارگونه. بيماري. اكثراً افراد به حوادث متوسط تا شديد با مكانيسمهاي دفاعي به خوبي پاسخ مي‌دهند. اگر اين حوادث زندگي بيش از حد شوند به مراحل 5 و 6 فرد مي‌رسد. بنابراين افراد درمقابل عوامل فشارزا واكنشهاي متعددي را بروز مي‌دهند كه اهمّ آنها بدين شرح است: 1-2-1-1-2 واكنش جسماني در برخي موارد عامل فشارزا سبب آزاد شدن ميانجي در سيستم عصبي و هورموني مي‌شوند كه قابل اندازه‌گيري‌اند. از طريق همين ميانجي‌ها، عامل استرس زا به هيپوتالاموس (عامل ارتباطي بين مغز و سيستم هورموني) و از آن جا به هورمون كورتيكوتروپين ( يا عامل آزاد كننده) رسيده و از آن جا به غده‌ي هيپوفيز و در نتيجه هورمون آدرنوكورتيكوتروپين (ACTH) ترشح مي‌شود. اين هورمون سبب تحريك كرتكس فوق كليه شده و كورتيكوئيدهاي اساسي مثل كورتيزول يا كروتيكو استرون آزاد مي‌شود و چنانچه سيستم مقابله‌اي نيز فعاليت نكند ناراحتيهاي جسماني زيادي فراهم مي‌شود. تكرار زياد اين حالات خود موجب بروز امراض مي‌گردد. ساير انتقال دهنده‌هاي عصبي نيز مكانيزمهاي مشابهي دارند؛ مثل مونوآمين‌ها (نورآدرنالين و غيره). از جمله بيماريهاي شايع كه در برابر استرس به وجود مي‌آيد زخم معده، افزايش تنش عضلاني، سردردهاي تنشي، ميگرن، يبوست، اسهال، افزايش تنفس و تهويه مي‌باشند( آقا محمديان، 1389). 2-2-1-1-2 واكنش شناختي واكنشهاي شناختيِ معروف در مقابل عوامل فشارزا عبارتند از: تقليل توجه و تمركز، افزايش فراموشي و حواس پرتي، افزايش ميزان خطا خصوصاً در قضاوت، تقليل ادراك، كاهش خلاقيت، تقليل قدرت سازماندهي، توليد و برنامه ريزي دراز مدت، گيجي،(9) ترس از دست دادن كنترل، زوال حافظه‌ي كوتاه مدت و بلند مدت( دادستان، 1382). 3-2-1-1-2 واكنش رفتاري در مراحل مختلف (G.A.S) يعني «هشدار» و «مقاومت» يك سري واكنشهاي رفتاري مختلفي بروز مي‌كند كه اهمّ اين پاسخها بدين قرار است: مشكلات گفتاري (فشار در سخن، تكرار و لكنت زبان) كاهش علاقه و شور و اشتياق كاهش سطح كلي انرژي تمايل به شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت (بروز بيماري واقعي يا خيالي، غيبت، تأخير). اختلال خواب (مشكل به خواب رفتن يا زياد در خواب ماندن). افزايش رفتارهاي منفي (عيب جويي و بهانه جويي، اجتناب). سوء استفاده‌هاي دارويي و مواد مخدّر. . بروز الگوهاي رفتاري غير مأنوس و عجيب و غريب (ادا و اطوار زياد، رفتار غير قابل پيش بيني، بي قراري). تهديد به خودكشي (ديگر همه چيز تمام شده است). افت فعاليتهاي تعاملي. 4-2-1-1-2 واكنش عاطفي – هيجاني پاسخهاي هيجاني به فشار رواني عبارتند از: ترسيدن، افسردگي و غمگيني، بي قراري، جبر، عصبانيت، تضعيف قيود اخلاقي، خود بيمار پنداري، تقليل سريع عزت نفس، ايجاد تغيير در رگه‌هاي شخصيتي، تحريك پذيري، هراس از وقوع خطري قريب الوقوع( آقا محمديان، 1389). [1] General Adaptation Syndrom [2] Alarm reaction stage [3] Resistance stage [4] Exhaustion stage آموزش ترفندهاي تبليغ در اينترنت | : leento فوكا. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور سفارشي‌سازي 55 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته Clear Cache جست‌وجو Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن

 

پايان نامه نقش واسطه اي نظم جويي شناختي هيجان در رابطه با استرس و اضطراب

تعريف واحدي از استرس كه قبول عام يافته باشد در دست نيست. در سطوح زير موضع گيري مؤلفان مختلف در حد خطوط كلي مطرح مي شود. پاره اي از استرس به عنوان يك محرك در نظر گرفته اند. از اين ديدگاه ، استرس چيزي است كه از خارج به فرد تحميل مي شود و ناراحتي هاي جسماني و رواني به همراه دارد. در روي آورد دوم ، استرس به عنوان يك پاسخ توصيف شده است . اين الگو كه بر نشانگان  عمومي سازش ( سليه و همكاران، 1956) مبتني است. استرس را يك فرايند پاسخ دهي مي داند. روي آورد سوم، بر چگونگي ادراك فرد از موقعيت تأكيد مي ورزد و استرس را به شبكه وسيع عواملي مانند محرك، پاسخ، ويژگي هاي فردي، ارزشيابي ها و سبك هاي سازش نسبت مي دهد كه بر يكديگر تأثير متقابل دارند. از اين ديدگاه ، موقعيت ها به خودي خود استرس زا نيستند بلكه استرس ، ناشي از عدم موازنه اي است كه بين ادراك فرد از الزام هاي محيط پيراموني  و ارزشيابي وي از توانايي خويشتن در پاسخدهي به آن ها به وجود مي آيد. بنابراين تنها زماني  كه فرد نتواند با خواسته هاي محيط پيراموني مقابله كند يا به عبارت ديگر، بين موقعيت بيروني و ظرفيت واكنش عيني يا فاعلي نسبت به آن ها ناهمگرايي وجود داشته باشد، حالت استرس و استيصال ايجاد مي شود. اغلب دانشمندان اتفاق نظر دارند كه بروز استرس فرد را وادار مي كند كه در جهت تغيير موقعيت خوديا سازش يافتگي با آن ها گام بر دارد.سازش يافتگي اي كه مي تواند مؤثر يا غير مؤثر باشد( دادستان، 1382).

استرس  پاسخي غير اختصاصي است كه بدن در مقابل درخواستهاي كه با آن مواجه مي‌شود، از خود بروز مي‌دهد (سليه، 1976؛ به نقل از آقا محمديان، 1389). سليه معتقد است كه فشار رواني به وسيله‌ي يك «سندرم» يعني يك سري جريانها و حوادث پشت سر هم، به وجود مي‌آيد كه نام آن را  سندرم سازگاري عمومي[1]، ناميد. او معتقد است كه اين سندرم داراي سه مرحله به قرار ذيل مي‌باشد:

  1. مرحله آماده باش يا واكنش هشدار دهنده[2]

زماني است كه فرد به طور ناگهاني در معرض يك عامل زيان بخش يا محرك كه از نظر كمّي و كيفي با آن سازگاري ندارد، قرار مي‌گيرد. بنابراين دچار تغيير در جريان خون، بافت لنفوئيد و رتيكولواندوتليال، زخم معده، كاهش وزن مي‌شود. اين مرحله از چند دقيقه تا 24 ساعت تداوم دارد.

  1. مرحله‌ي مقاومت[3]

زماني است كه ارگانيزم به مدت طولاني در معرض محركهاي زيان بخش قرار مي‌گيرد و از خود واكنشهاي غير اختصاصي بروز مي‌دهد. در واقع، در مقابل عامل هشدار دهنده مقاومت مي‌كند. در اين مرحله فرد ممكن است با استرس خاصي تطبيق يابد ولي نسبت به ساير استرسها حساس تر مي‌شود.

  1. مرحله‌ي تحليل رفتگي، تخليه يا درماندگي[4]

زماني است كه ارگانيزم قدرت سازگاري خود را در مقابل محرك از دست مي‌دهد و واكنشهاي غير اختصاصي بدون سازگاري بروز مي‌كند.

 

2-1-1-2 واكنش به فشار رواني( استرس)

انسان همواره در معرض محركهاي استرس زاست. به طوري كه استرس فيزيولوژيك نوعي ضرورت براي تنظيم ريتم بيولوژيك انسان است. محروم شدن از محركها و فقدان استرس يعني مرگ.
استرس و اضطراب روابط تنگاتنگي با يكديگر دارند. به طوري كه گاه به غلط استرس و اضطراب را مترادف با هم به كار مي‌بريم. انواع اختلالهاي اضطراب ناشي از استرسها يا شرطي شدن به بعضي از استرس ها پديد مي‌آيند. به طور كلي انسان در برخود با استرس از 6 مرحله عبور مي‌كند:

  1. حوادث زندگي( ازدواج تغيير كار، مرگ يكي از والدين، درك تجربه هاي قبلي، حمايت هاي اجتماعي، نكات مربوط به زندگي شخصي).
  2. مكانيزم هاي رواني اجتماعي، انكار، جابه جايي، سركوب، معكوس سازي، جداسازي
  3. پاسخ هاي رواني- فيزيولوژيك با آگاهي، تغييرات خلقي، سردرد، اقياضات عضلاني.
  4. كاهش پاسخ بدون آگاهي، افزايش چربي ها، افزايش فشارخون، كاهش قندخون.
  5. رفتارهاي بيمارگونه.
  6. بيماري.

اكثراً افراد به حوادث متوسط تا شديد با مكانيسمهاي دفاعي به خوبي پاسخ مي‌دهند. اگر اين حوادث زندگي بيش از حد شوند به مراحل 5 و 6 فرد مي‌رسد. بنابراين افراد درمقابل عوامل فشارزا واكنشهاي متعددي را بروز مي‌دهند كه اهمّ آنها بدين شرح است:

1-2-1-1-2 واكنش جسماني

در برخي موارد عامل فشارزا سبب آزاد شدن ميانجي در سيستم عصبي و هورموني مي‌شوند كه قابل اندازه‌گيري‌اند. از طريق همين ميانجي‌ها، عامل استرس زا به هيپوتالاموس (عامل ارتباطي بين مغز و سيستم هورموني) و از آن جا به هورمون كورتيكوتروپين ( يا عامل آزاد كننده) رسيده و از آن جا به غده‌ي هيپوفيز و در نتيجه هورمون آدرنوكورتيكوتروپين (ACTH) ترشح مي‌شود. اين هورمون سبب تحريك كرتكس فوق كليه شده و كورتيكوئيدهاي اساسي مثل كورتيزول يا كروتيكو استرون آزاد مي‌شود و چنانچه سيستم مقابله‌اي نيز فعاليت نكند ناراحتيهاي جسماني زيادي فراهم مي‌شود. تكرار زياد اين حالات خود موجب بروز امراض مي‌گردد. ساير انتقال دهنده‌هاي عصبي نيز مكانيزمهاي مشابهي دارند؛ مثل مونوآمين‌ها (نورآدرنالين و غيره). از جمله بيماريهاي شايع كه در برابر استرس به وجود مي‌آيد زخم معده، افزايش تنش عضلاني، سردردهاي تنشي، ميگرن، يبوست، اسهال، افزايش تنفس و تهويه مي‌باشند( آقا محمديان، 1389).

2-2-1-1-2 واكنش شناختي

واكنشهاي شناختيِ معروف در مقابل عوامل فشارزا عبارتند از: تقليل توجه و تمركز، افزايش فراموشي و حواس پرتي، افزايش ميزان خطا خصوصاً در قضاوت، تقليل ادراك، كاهش خلاقيت، تقليل قدرت سازماندهي، توليد و برنامه ريزي دراز مدت، گيجي،(9) ترس از دست دادن كنترل، زوال حافظه‌ي كوتاه مدت و بلند مدت( دادستان، 1382).

 

 

3-2-1-1-2 واكنش رفتاري

در مراحل مختلف (G.A.S) يعني «هشدار» و «مقاومت» يك سري واكنشهاي رفتاري مختلفي بروز مي‌كند كه اهمّ اين پاسخها بدين قرار است:

  1. مشكلات گفتاري (فشار در سخن، تكرار و لكنت زبان)
  2. كاهش علاقه و شور و اشتياق
  3. كاهش سطح كلي انرژي
  4. تمايل به شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت (بروز بيماري واقعي يا خيالي، غيبت، تأخير).
  5. اختلال خواب (مشكل به خواب رفتن يا زياد در خواب ماندن).
  6. افزايش رفتارهاي منفي (عيب جويي و بهانه جويي، اجتناب).
  7. سوء استفاده‌هاي دارويي و مواد مخدّر.
  8. . بروز الگوهاي رفتاري غير مأنوس و عجيب و غريب (ادا و اطوار زياد، رفتار غير قابل پيش بيني، بي قراري).
  9. تهديد به خودكشي (ديگر همه چيز تمام شده است).
  10. افت فعاليتهاي تعاملي.

4-2-1-1-2 واكنش عاطفي – هيجاني

پاسخهاي هيجاني به فشار رواني عبارتند از: ترسيدن، افسردگي و غمگيني، بي قراري، جبر، عصبانيت، تضعيف قيود اخلاقي، خود بيمار پنداري، تقليل سريع عزت نفس، ايجاد تغيير در رگه‌هاي شخصيتي، تحريك پذيري، هراس از وقوع خطري قريب الوقوع( آقا محمديان، 1389).

[1] General Adaptation Syndrom

[2] Alarm reaction stage

[3] Resistance stage

[4] Exhaustion stage

 

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۴۵:۱۱ | مدير
،

Error establishing a database connection

Error establishing a database connection

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۴۲:۴۶ | مدير
،

Error establishing a database connection This either means that the username and password information in your wp-config.php file is incorrect or we can’t contact the database server at localhost. This could mean your host’s database server is down. Are you sure you have the correct username and password? Are you sure that you have typed the correct hostname? Are you sure that the database server is running? If you’re unsure what these terms mean you should probably contact your host. If you still need help you can always visit the WordPress Support Forums.

Error establishing a database connection

This either means that the username and password information in your wp-config.php file is incorrect or we can’t contact the database server at localhost. This could mean your host’s database server is down.

  • Are you sure you have the correct username and password?
  • Are you sure that you have typed the correct hostname?
  • Are you sure that the database server is running?

If you’re unsure what these terms mean you should probably contact your host. If you still need help you can always visit the WordPress Support Forums.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۴۰:۲۲ | مدير
،

Skip to content چطور جستجو براي: جستجو … پايان نامه واقعيت درماني در تمايز يافتگي و هم وابستگي زوجين ناسازگار فرآينددرمان: براي بوئن درمان يك بسط منطقي بود.پيش ازاينكه بتوانيد به درون مشكلات خانواده هجوم ببريد، بايد بفهميد نظام هاي خانواده چگونه عمل مي كنند. علاج آن اين است كه به عقب برگرديد .والدينتان ،پدربزرگها،مادربزرگها،عموها,عمه ها را ملاقات كنيد و بيامورزيد چگونه با آنها كنار بيايد (نيكولز،مايكل و نيكولز، شوارتز، ريچارد.2006دهقاني, 1393). ازآنجايي كه تمايز يافتگي،نقش مهم واساسي دركاهش اضطراب مزمن فرد وبرخورداري ازيك زندگي سالم راداردوهمچنين باتوجه به اين كه شخصيت فردازلحاظ ميزان تمايز يافتگي اش، درارتباط بااعضاي خانواده شكل مي گيرد، لذا اين دوره نقش كليدي درايجاد هويت شخص سالم وكاهش اضطراب مزمن فرد درآينده ايفا ميكند. نات واسكورن[1](2004)وجود ارتباط معني داري رابين سطوح پايين تمايز يافتگي وسطوح بالاي اضطراب مزمن نشان دادند. ازطرفي با توجه به اينكه عدم تمايز يافتگي پايين درراستاي ارتباطات فردبا سايرين به ويژه اعضاي خانواده اصلي شكل مي گيرد ، لذا بايد ازروشي استفاده كردكه تمركز اصلي آن برحوزه روابط پوياي بين انسانها باشد وهمچنين امكان پرداختن عميق به مسائل گذشته وياحال افراد راداشته باشد (سليمان نژاد, 1388). روش متعارف بوئن براي خانواده درماني عبارتند است از: كار با سيستمي متشكل از دو فرد بزرگسال به علاوه خود فرد. حتي زماني كه بيمار معلوم، يكي از كودكان خانواده بود، بوئن از والدين مي خواست كه اين موضوع را بپذيرد كه مشكل اساسي در آن دو نفر است؛ يعني، سيستم عاطفي خانواده و بيمار معلوم منبع مشكل آن ها به شمار نمي آيد. در چنين موقعيتي امكان داشت بوئن هرگز كودك را نبيند. درمان بوئني در قالب چند مرحله روي مي دهد. درمانگر نخست مي كوشد سيستم عاطفي خانواده را در گذشته و حال از طريق يك مجموعه « مصاحبه ارزيابي» و «فنون اندازه گيري» مورد سنجش قرار دهد. در نهايت، اهداف درماني براي تغيير سيستم عاطفي خانواده شامل كاهش اضطراب اعضا، كمك به آنها براي مثلث زدايي[2] از سيستم سه نفره و مهمتر از همه كمك به هر عضو خانواده براي افزايش تمايزيافتگي صورت مي گيرد. بوئن خود را در قالب پژوهشگري عيني مي ديد كه هدفش كمك به افراد خانواده از طريق ارزيابي و درك شيوه هاي ارتباطي آن ها در درون خانواده بود. فنون درماني درماني درمانگران بوئني اعتقاد دارند فهميدن اينكه نظام هاي خانواده چگونه عمل ميكنند مهمتر ازاين ياآن فن است.خود بوئن با اكراه از فن صحبت مي كرد وازديدن درمانگران متكي برمداخلات فرمولي ناراحت مي شد. اگردردرمان بوئن يك الگوي جادويي وجود داشته باش آن”پرسش هاي مربوط به فرآيند”خواهد بود.پرسش هاي مربوط به ،فرآيندپرسش هاي طراحي شده براي پي بردن به اين هستند كه چه چيزي درون افراد يا ميان آنها دروقوع است. پرسش هاي مربوط به فرآيندطراحي مي شوند تاافرادراآرام كنند. اضطراب واكنشي را كاهش دهند وآنهارا به فكركردنوادارندنه فقط راجع به اينكه چطورديگران آنها رانارحت ميكند بلكه راجع به اينكه چطورآنها درمشكلات بين فردي سهم دارند (نيكولز،مايكل و نيكولز، شوارتز، ريچارد.2006دهقاني, 1393). درخانواده درماني چند نسلي بوئن،كانون اصلي توجه،افزايش تمايز يافتگي است. اين رويكرد به علت عدم تمايل به گيرافتادن وكسب قدرت بيش از اندازه توسط فنون خاص،فن مدارنيست،بااين حال شيوه هاي معدودي وجود دارند كه اغلب مواقع بيش از ساير شيوه ها به كاربرده مي شود(استريت[3]،1994،ترجمه تبريزي وهمكاران،1387). درادامه به ذكرخلاصه اي از اين شيوه ها پرداخته مي شود: 1)مصاحبه ارزيابي: ارزيابي خانواده از همان اولين تماس تلفني آغاز مي شود و با هر تركيبي از اعضاي خانواده مي تواند انجام گيرد. مثال ، يكي از والدين، زن و شوهر، خانواده ي هسته اي يا گسترده. از آنجايي كه بوئن خانواده درماني را شيوه اي براي مفهوم سازي مشكل تلقي مي كرد. نه فرآيندي كه مستلزم حضور تعداد خاصي از اعضا در جلسه باشد، از كار با حتي يك عضو خانواده نيز خشنوده بوده، به ويژه اگر آن فرد داراي انگيزه ي كار روي تمايز يافتگي خود از خانواده اصلي نيز بود. اين روش باعث مي شودكه به فرآيندهاي هوشي وتفكرتمركزشود، تفكراعضاي خانواده بيرون ريخته مي شود تا اعضاي خانواده بتوانند ازديدگاه هاي مطلع شوند (كارلسون و اسپري.الولويس جي ترجمه نوابي نژاد, 1387). مصاحبه­ي ارزيابي، با تكيه برسابقه­ي مشكل فعلي، تمركز خاص بر نشانه ها (بدني، عاطفي، اجتماعي) و تاثير آنها بر شخص حاوي نشانه يا روابط خانوادگي آغاز ميشود. اگر بيش از يك نفر حاضر باشد، درمانگر ادراك هر كدام را در مورد اينكه « چه چيزي مشكل را به وجود آورده و تداوم بخشيده است، چرا حالا به دنبال كمك آمده اند، و هر كدام اميدوارند به چه نتيجه اي دست يابند؟» جويا مي شود . درمانگر با استفاده از اين قبيل سوال ها، سعي مي كند الگوي عملكرد عاطفي و همچنين شدت اين فرآيند عاطفي را در خانواده ي هسته اي « بيمار معلوم» ارزيابي كند. سيستم ارتباط خانواده چگونه است؟ محرك هاي تنش زاي كنوني كدامند؟ سطح تمايزيافتگي اعضاي خانواده چه اندازه است؟ ثبات خانواده درچه حدي است و چگونه با اضطراب كنار مي آيند؟ آيا گريز عاطفي در خانواده به چشم مي خورد؟ لازم به ذكر است كه براي خانواده درمانگرهاي بوئني، طرح سوال ها در حكم يك فن اصلي است. ممكن است، مصاحبه ي آغازين چندين جلسه طول بكشد (گلدنبرگ، ايرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهي براواتي, 1388). 2)شجره نگار[4] : از آنجايي كه بوئن معتقد است الگوهاي چند نسلي، عوامل تعيين كننده ي نيرومندي براي كاركرد خانواده ي هسته اي به شمار مي آيند، لذا براي بررسي ريشه هاي مشكل كنوني، روشي براي ترسيم نمودار خانواده طي دست كم سه نسل ابداع كرد. او براي كمك به اين فرآيند و يادداشت برداري به شيوه اي مصور، شجره نگار را كه پيشينه ي خانوادگي هر يك از همسران در آن ترسيم شده است به وجود آورد. اين نگاره به كمك خانواده و در خلال جلسه ي آغازين كامل مي شود و ابزار مفيدي براي درمانگر و همچنين اعضاي خانواده فراهم مي آورد تا فراز و نشيب هاي فرايند عاطفي خانواده را در بافت بين نسلي آن خانواده بررسي كنند. شجره نگار چيزي بيش از ارائه ي يك توصيف تصويري مختصراز يك خانواده ي هسته اي است و مي تواند الگوهاي عاطفي خاص خانواده ي مبدا و همچنين درجه ي تمايزيافتگي هر يك از زوجين را نشان دهد. مك گلدريك[5]و گرسون[6](1985) معتقدند كه به طور معمول الگوهاي خانوادگي تكرار مي شوند، آنچه در يك نسل رخ دهد، در نسل بعدي نيز اتفاق خواهد افتاد، زيرا در هر نسل، دوبار مسائل عاطفي حل نشده ي مشابهي فعال مي شوند. [1] skowrn [2] – detriangulate [3] Streit [4] . genogram [5] – Mc Goldrick [6] – Gerson آموزش ترفندهاي تبليغ در اينترنت | : leento فوكا. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور سفارشي‌سازي 55 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته Clear Cache جست‌وجو Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن

 

پايان نامه واقعيت درماني در تمايز يافتگي و هم وابستگي زوجين ناسازگار

فرآينددرمان:

براي بوئن درمان يك بسط منطقي بود.پيش ازاينكه بتوانيد به  درون مشكلات خانواده  هجوم ببريد، بايد بفهميد نظام هاي خانواده چگونه عمل مي كنند. علاج آن اين است كه به عقب برگرديد .والدينتان ،پدربزرگها،مادربزرگها،عموها,عمه ها را ملاقات كنيد و بيامورزيد چگونه با آنها كنار بيايد (نيكولز،مايكل و نيكولز، شوارتز، ريچارد.2006دهقاني, 1393).

ازآنجايي كه تمايز يافتگي،نقش مهم واساسي دركاهش اضطراب مزمن فرد وبرخورداري ازيك زندگي سالم راداردوهمچنين باتوجه به اين كه شخصيت فردازلحاظ ميزان تمايز يافتگي اش، درارتباط بااعضاي خانواده شكل مي گيرد، لذا اين دوره نقش كليدي درايجاد هويت شخص سالم وكاهش اضطراب مزمن فرد درآينده ايفا ميكند. نات واسكورن[1](2004)وجود ارتباط معني داري رابين سطوح پايين تمايز يافتگي وسطوح بالاي اضطراب مزمن نشان دادند. ازطرفي با توجه به اينكه عدم تمايز يافتگي پايين درراستاي ارتباطات فردبا سايرين به ويژه اعضاي خانواده اصلي شكل مي گيرد ، لذا بايد ازروشي استفاده كردكه تمركز اصلي آن برحوزه روابط پوياي بين انسانها باشد وهمچنين امكان پرداختن عميق به مسائل گذشته وياحال افراد راداشته باشد (سليمان نژاد, 1388).

روش متعارف بوئن براي خانواده درماني عبارتند است از:

كار با سيستمي متشكل از دو فرد بزرگسال به علاوه خود فرد. حتي زماني كه بيمار معلوم، يكي از كودكان خانواده بود، بوئن از والدين مي خواست كه اين موضوع را بپذيرد كه مشكل اساسي در آن دو نفر است؛ يعني، سيستم عاطفي خانواده و بيمار معلوم منبع مشكل آن ها به شمار نمي آيد. در چنين موقعيتي امكان داشت بوئن هرگز كودك را نبيند.

درمان بوئني در قالب چند مرحله روي مي دهد. درمانگر نخست مي كوشد سيستم عاطفي خانواده را در گذشته و حال از طريق يك مجموعه « مصاحبه ارزيابي» و «فنون اندازه گيري» مورد سنجش قرار دهد. در نهايت، اهداف درماني براي تغيير سيستم عاطفي خانواده شامل كاهش اضطراب اعضا، كمك به آنها براي مثلث زدايي[2] از سيستم سه نفره و مهمتر از همه كمك به هر عضو خانواده براي افزايش تمايزيافتگي صورت مي گيرد.

بوئن خود را در قالب پژوهشگري عيني مي ديد كه هدفش كمك به افراد خانواده از طريق ارزيابي و درك شيوه هاي ارتباطي آن ها در درون خانواده بود.

فنون درماني  درماني

درمانگران بوئني اعتقاد دارند فهميدن اينكه نظام هاي خانواده چگونه عمل ميكنند مهمتر ازاين ياآن                                     فن است.خود بوئن با اكراه از فن صحبت مي كرد وازديدن درمانگران متكي برمداخلات فرمولي ناراحت مي شد. اگردردرمان بوئن يك الگوي جادويي وجود داشته باش  آن”پرسش هاي مربوط به فرآيند”خواهد بود.پرسش هاي مربوط به ،فرآيندپرسش هاي طراحي شده براي پي بردن به اين هستند كه چه چيزي درون افراد يا ميان آنها دروقوع است. پرسش هاي مربوط به فرآيندطراحي مي شوند تاافرادراآرام كنند. اضطراب واكنشي را كاهش دهند وآنهارا به فكركردنوادارندنه فقط راجع به اينكه چطورديگران آنها رانارحت ميكند بلكه راجع به اينكه چطورآنها درمشكلات بين فردي سهم دارند (نيكولز،مايكل و نيكولز، شوارتز، ريچارد.2006دهقاني, 1393). درخانواده درماني چند نسلي بوئن،كانون اصلي توجه،افزايش تمايز يافتگي است. اين رويكرد به علت عدم تمايل به گيرافتادن وكسب قدرت بيش از اندازه توسط فنون خاص،فن مدارنيست،بااين حال شيوه هاي معدودي وجود دارند كه اغلب مواقع بيش از ساير شيوه ها به كاربرده مي شود(استريت[3]،1994،ترجمه تبريزي وهمكاران،1387).

درادامه به ذكرخلاصه اي از اين شيوه ها پرداخته مي شود:

1)مصاحبه ارزيابي: ارزيابي خانواده از همان اولين تماس تلفني آغاز مي شود و با هر تركيبي از اعضاي خانواده مي تواند انجام گيرد. مثال ، يكي از والدين، زن و شوهر، خانواده ي هسته اي يا گسترده. از آنجايي كه بوئن خانواده درماني را شيوه اي براي مفهوم سازي مشكل تلقي مي كرد. نه فرآيندي كه مستلزم حضور تعداد خاصي از اعضا در جلسه باشد، از كار با حتي يك عضو خانواده نيز خشنوده بوده، به ويژه اگر آن فرد داراي انگيزه ي كار روي تمايز يافتگي خود از خانواده اصلي نيز بود. اين روش باعث مي شودكه به فرآيندهاي هوشي وتفكرتمركزشود، تفكراعضاي خانواده بيرون ريخته مي شود تا اعضاي خانواده بتوانند ازديدگاه هاي مطلع شوند (كارلسون و اسپري.الولويس جي ترجمه نوابي نژاد, 1387).

مصاحبه­ي ارزيابي، با تكيه برسابقه­ي مشكل فعلي، تمركز خاص بر نشانه ها (بدني، عاطفي، اجتماعي) و تاثير آنها بر شخص حاوي نشانه يا روابط خانوادگي آغاز ميشود. اگر بيش از يك نفر حاضر باشد، درمانگر ادراك هر كدام را در مورد اينكه « چه چيزي مشكل را به وجود آورده و تداوم بخشيده است، چرا حالا به دنبال كمك آمده اند، و هر كدام اميدوارند به چه نتيجه اي دست يابند؟» جويا مي شود . درمانگر با استفاده از اين قبيل سوال ها، سعي مي كند الگوي عملكرد عاطفي و همچنين شدت اين فرآيند عاطفي را در خانواده ي هسته اي « بيمار معلوم» ارزيابي كند. سيستم ارتباط خانواده چگونه است؟ محرك هاي تنش زاي كنوني كدامند؟ سطح تمايزيافتگي اعضاي خانواده چه اندازه است؟ ثبات خانواده درچه حدي است و چگونه با اضطراب كنار مي آيند؟ آيا گريز عاطفي در خانواده به چشم مي خورد؟ لازم به ذكر است كه براي خانواده درمانگرهاي بوئني، طرح سوال ها در حكم يك فن اصلي است. ممكن است، مصاحبه ي آغازين چندين جلسه طول بكشد (گلدنبرگ، ايرنه و گلدنبرگ، هربرت ترجمه شاهي براواتي, 1388).

2)شجره نگار[4] : از آنجايي كه بوئن معتقد است الگوهاي چند نسلي، عوامل تعيين كننده ي نيرومندي براي كاركرد خانواده ي هسته اي به شمار مي آيند، لذا براي بررسي ريشه هاي مشكل كنوني، روشي براي ترسيم نمودار خانواده طي دست كم سه نسل ابداع كرد. او براي كمك به اين فرآيند و يادداشت برداري به شيوه اي مصور، شجره نگار را كه پيشينه ي خانوادگي هر يك از همسران در آن ترسيم شده است به وجود آورد. اين نگاره به كمك خانواده و در خلال جلسه ي آغازين كامل مي شود و ابزار مفيدي براي درمانگر و همچنين اعضاي خانواده فراهم مي آورد تا فراز و نشيب هاي فرايند عاطفي خانواده را در بافت بين نسلي آن خانواده بررسي كنند. شجره نگار چيزي بيش از ارائه ي يك توصيف تصويري مختصراز يك خانواده ي هسته اي است و مي تواند الگوهاي عاطفي خاص خانواده ي مبدا و همچنين درجه ي تمايزيافتگي هر يك از زوجين را نشان دهد. مك گلدريك[5]و گرسون[6](1985) معتقدند كه به طور معمول الگوهاي خانوادگي تكرار مي شوند، آنچه در يك نسل رخ دهد، در نسل بعدي نيز اتفاق خواهد افتاد، زيرا در هر نسل، دوبار مسائل عاطفي حل نشده ي مشابهي فعال مي شوند.

[1] skowrn

[2] – detriangulate

[3] Streit

[4] . genogram

[5] – Mc Goldrick

[6] – Gerson

 

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۳۸:۰۰ | مدير
،

Error establishing a database connection

Error establishing a database connection

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۳۵:۳۶ | مدير
،

Skip to content چطور جستجو براي: جستجو … تفاوت هاي فسخ و انفساخ در حقوق ايران و فقه اماميه در فقه اماميه بعضي از فقيهان تعهد به نفع شخص ثالث را نوعي ايقاع دانسته اند كه بدون نياز به قبول شخص ثالث به سود او ايجاد مي شود بر مبناي اين نظريه مي توان گفت درست است كه طرفين قرارداد اصولاً حق دارند با تراضي اقدام به فسخ معامله كنند اما در تعهد به نفع شخص ثالث حق منتفع ثالث از طريق ايقاع براي او به وجود مي آيد ايقاعي كه مشتركاً توسط طرفين قرارداد به شخص ثالث خطاب مي شود. با توجه به اين كه در ايقاع نيز همانند عقد اصاله اللزوم جاري است طرفين اصولاً نمي توانند پس از تحقق تعهد به نفع شخص ثالث آن را به تراضي از بين ببرند. لازم به توضيح است كه در فقه بنابه همان دلايل و مصالحي مقتضي پذيرش اصل لزوم درعقد است ايقاع نيز لازم دانسته شده است. يكي از فقهيان در اين زمينه مي گويد: «حق اين است كه در هر عقد و ايقاعي اصل، عدم جواز رفع آثار و فسخ معامله است… و اين به دليل وجوهي است: اول اين كه عقد يا ايقاع وقتي محقق مي شوند اثري شرعي بر آن مترتب مي شود… پس هر گاه در لزوم و جواز شك شود لازم اين شك اين است كه شك شود آيا اگر سبب فسخ شود آن مسبب ثابت نيز باطل مي شود يا اين كه به حال خود باقي است؟…»[1] با اين بيان از طريق استحباب بقاي موجود اعتباري، اصل لزوم هم در عقد و هم در ايقاع به اثبات مي رسد. به ماهيت غير ايقاعي داشتن انفساخ بايد لعان و كفر را نيز اضافه كرد. لعان در لغت به معناي ناسزا گفتن و نفرين كردن يكديگر است.[2] لعان عبارت است از اين‎كه شوهر با رعايت تشريفات خاص و در دادگاه، بدون اين‎كه دليلي بر ادعاي خود داشته باشد، به زن خود نسبت زنا بدهد يا فرزند خود را انكار نمايد.[3] انحلال عقد نكاح به‎موجب لعان از موارد انفساخ عقد مي‎باشد. زيرا شوهر قصد انحلال نكاح را ندارد اما با حكم قانون نكاح منحل مي‎گردد.[4] (مواد882و1052ق.م) كفر به معناي عدم اعتقاد به اسلام است و كافر كسي است كه به يكي از اصول اسلام و يا يكي از ضروريات آن اعتقاد نداشته باشد. برابر ماده‎ي1059ق.م ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان صحيح نيست.[5] چنان‎چه زن و شوهر هر دو مسلمان باشند و شوهر پس از عقد نكاح كافر شود و يا درصورتي كه زن و شوهر هر دو كافر باشند و زن مسلمان شود، در حالي‎كه شوهر او هم‎چنان كافر است، عقد نكاح منفسخ مي‎گردد.[6] ب) موجب انحلال عقد شدن انفساخ انفساخ قرارداد موجب انحلال آن مي باشد و اين امر در حقوق ايران به عنوان امري مسلم پذيرفته شده است بايد گفت هرگاه عقد به يكي از علل قانوني ذيل منحل گردد، ديگر لازم‌الاتباع نمي‌باشد: 1- انحلال به علت وجود يكي از خيارات قانوني هر گاه عقد لازمي منعقد شود و يكي از طرفين معامله به يكي از علل قانوني داراي حق فسخ معامله باشد، مي‌تواند بدون رضايت طرف مقابل، قرارداد را برهم بزند.[7] در چنين مواردي گفته مي‌شود كه شخص داراي يكي از خيارات قانوني است. اين خيارات به اختصار عبارتند از: خيار مجلس، خيار حيوان، خيار تأخير ثمن، خيار رؤيت و تخلف وصف، خيار غبن ، خيار عيب، خيار تدليس، خيار تبعّض صفقه و خيار تخلف شرط ( ماده 396 ق.م ). لازم به ذكر است كه 3 خيار مجلس و حيوان و تأخير ثمن مخصوص عقد بيع[8]مي‌باشند. ليكن مابقي خيارات در بين ساير عقود لازم، مشترك هستند. 2- انحلال به علت وجود خيار قراردادي به حكم ماده 399 ق.م در عقد بيع ممكن است شرط شود كه در مدت معين براي بايع و مشتري يا هر دو يا شخص خارجي اختيار فسخ معامله باشد. اين خيار، خيار شرط ناميده مي‌شود و اختصاص به عقد بيع ندارد ( م 456 ق.م ). بنابراين عقد لازمي كه در آن شرط خيار شده باشد، قابل فسخ خواهد‌بود و مشمول اصل لزوم نمي‌باشد.[9] 3- انحلال به علتي خارج از اراده‌ي متعاملين (انفساخ) در پاره‌اي موارد ممكن است كه عقد لازم، به حكم قانون و بدون اراده متعاملين منفسخ شود. يعني بطور خود‌به‌خود منحل شود. بعنوان مثال، اگر مبيع قبل از تحويل به مشتري تلف شود، به موجب ماده‌ي 387 ق.م بيع خود به خود فسخ مي‌شود.[10] مسلم است كه در چنين مواردي، ديگر التزامي به مفاد عقد وجود نخواهد داشت. علاوه براين‎كه هر يك از طرفين مي‎تواند عقد جايز را فسخ كند، موت، جنون و سفه هر يك از طرفين موجب انفساخ عقد جايز خواهد بود.[11] سفه حالت شخصي است كه تصرف او در اموالش عاقلانه نباشد. جنون نيز حالت شخصي است كه به دليل اختلال قواي دماغي، فاقد اراده‎ي لازم براي انجام اعمال حقوقي است. البته در ماده‎ي954ق.م تنها به موت و سفه اشاره شده است اما با توجه به ساير مواد (مانند بند يك ماده‎ي551[12] و ماده‎ي678ق.م)[13] جنون نيز از موارد انفساخ عقد جايز است.[14] لذا به‎عنوان مثال در عقد وكالت درصورتي كه هر يك از طرفين بميرند يا سفيه يا مجنون شوند، عقد وكالت منفسخ مي‎گردد. بايد دانست كه ورشكستگي يكي از طرفين عقد جايز، موجب انفساخ آن نيست، زيرا شخصي كه دچار ورشكستگي مي‎شود، برخلاف سفيه و مجنون هم‎چنان داراي اراده‎اي سالم است. نكته‎ي ديگر اين است كه برخي عقود تنها از سوي يكي از طرفين قرارداد جايز است درحالي‎كه از سوي طرف ديگر قرارداد لازم است. در اين‎گونه عقود، مرگ، سفه يا جنون شخصي كه عقد از طرف او جايز است موجب انفساخ عقد نمي‎باشد؛ زيرا در عقودي كه از سوي هر دو طرف قرارداد جايز است اراده و خواست طرفين اين است كه درصورت حدوث موت، سفه و جنون، عقد منفسخ گردد اما در اين عقود چنين تراضي و توافقي وجود ندارد. مثلاً در عقد رهن كه از سوي شخص راهن[15] لازم و از سوي شخص مرتهن جايز مي‎باشد، مرگ، سفه يا جنون راهن موجب انفساخ عقد نخواهد بود.[16] انفساخ عقود جايز به دليل حدوث مرگ، سفه و جنون، ناشي از اثري است كه عقود جايز ايجاد مي‎كنند. اثر عقود جايز همان اختياري است كه در اين‎گونه عقود بر مبناي اراده‎ي طرفين عقد بوجود مي‎آيد، يعني طرفين عقود جايز خودشان مي‎خواهند عقد به‎گونه‎اي باشد كه به‎موجب موت و سفه و يا جنون يكي از طرفين عقد از بين برود. قانون‎گذار نيز اين خواست طرفين را به رسميت شناخته و در مواد قانوني متفاوتي، انفساخ عقود جايز را پذيرفته است، (مانند مواد551و678ق.م) درحالي‎كه در عقود لازم، اثر عقد ايجاد التزام و تكليف مي‎باشد و موت، جنون يا سفه يكي از طرفين عقد نيز تأثيري در سرنوشت عقد ندارد. مثلاً پس از انعقاد عقد بيع، چنان‎چه يكي از طرفين فوت نمايد يا سفيه و يا مجنون گردد، هيچ اختلالي در عقد ايجاد نمي‎شود درحالي‎كه در عقود جايز، اين امور[17] موجب انفساخ عقد مي‎گردد.[18] ج) شمول امكان انفساخ نسبت به كليه عقود اعم از جايز و لازم شرط فاسخ بر خلاف خيار فسخ ويژه عقود لازم نيست و درعقود جايز نيز راه دارد و فايده اش اين است كه هر گاه شرط محقق شود، نياز به فسخ عقد نيست و عقد خود به خود منفسخ مي شود. با وجود اين، شرط فاسخ در قراردادي موضوعيت داردكه بتوان با فسخ يا اقاله آن را قابل انحلال كرد و عقدي است كه با فسخ يا اقاله به هم نخورد شرط فاسخ در آن اثر ندارد.[19]همان طور كه گفته شد خيار فسخ ويژه عقود لازم است ولي از بسياري جهات ممكن است با شرط فاسخ اشتباه شود. بايد گفت خيار فسخ بر مبناي اراده آزاد صورت مي گيرد در كتب فقهى، فقها شرايط اساسى معامله را عمدتاً در شرايط متعاقدين و شرايط عوضين گنجانده و در مورد خود عمل حقوقى (عقد يا ايقاع) فقط به كيفيت ابراز اراده پرداخته‏اند و معمولاً كمال متعاقدين، اختيار، قصد انشا و مالكيت را از شروط اساسى صحت عقد مى‏دانند.[20] به اين ترتيب خيار فسخ نيز يكي از موارد ابراز اراده مي باشد كه براساس آن عقد صحيح، به حيات خود پايان مي دهد. خيار شرط به يكي از طرفين يا هر دو يا شخص ثالث حق مي دهد كه اگر مايل باشند عقد را در مهلتي معين فسخ كنند، در حالي كه نتيجه تحقق شرط فاسخ انحلال قهري و خود به خود عقد است و نيازي به تصميم ديگر ندارد.[21] ماده 186 قانون مدني در تعريف عقد جايز مي گويد: عقد جايز آن است كه هر يك از طرفين بتواند هر وقتي بخواهد آن را فسخ كند.» پس برهم زدن عقد جايز به هيچ سبب خاصي نياز ندارد و هر يك از طرفين مي تواند، در هر زمان كه دلخواه اوست، آن را فسخ كند. براي مثال، بعد از تحقق وكالت، وكيل مي تواند استعفا دهد و موكل نيز حق عزل او را دارد، هر چند كه دليل موجهي براي اين اقدام نداشته باشد. [1] . مراغه اي، مير فتاح، ص 183. همچنين رجوع كنيد: مامقاني، نهايت المقال، ص 4. نقل از كاتوزيان، ناصر، حقوق مدني، ايقاع، تهران، انتشارات يلدا، 1370. پاورقي ص 54. [2] . صفايي، حسين و امامي، اسدالله؛ مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر ميزان، 1385، چاپ يازدهم، ص116 [3] . كاتوزيان، ناصر؛ حقوق خانواده، تهران، شركت سهامي انتشار، 1371، چاپ سوم، جلديك، ص126، ش73 [4] . جعفري لنگرودي، محمدجعفر؛ دايرهالمعارف حقوق مدني و تجارت، پيشين، ص292 [5] . صفايي، حسين و امامي، اسدالله؛ پيشين، ص114 [6] . كاتوزيان، ناصر؛ قانون مدني در نظم حقوقي كنوني، تهران، نشرميزان، 1387، چاپ هفدهم، ص681 [7] . بهرامي احمدي، حميد؛ منبع پيشين، ص 122. [8] . بيع عبارت است از تمليك عين، در مقابل دريافت عوض معلوم. ماده 338 قانون مدني. [9] . بهرامي احمدي، حميد؛ منبع پيشين، ص 122. [10] . صفايي، سيد حسين؛ منبع پيشين، ص 158. [11] . ماده‎954ق.م: «كليه عقود جايز به موت احد طرفين منفسخ مي‎شود و هم‎چنين به سفه در مواردي كه رشد معتبر است». [12] . بند يك ماده‎ي551ق.م: «عقد مضاربه به يكي از علل ذيل منفسخ مي‎شود: 1) درصورت موت يا جنون يا سفه احد طرفين» [13] . ماده‎ي678ق.م: «وكالت بطريق ذيل مرتفع مي‎شود: 1)به عزل موكل 2)به استعفاي وكيل 3)به موت يابه جنون وكيل ياموكل» [14] . صفايي، حسين؛ حقوق مدني، تهران، نشر ميزان، چاپ چهارم، جلد اول،1384، ص 24. [15] . كسي‎كه مالش را به‎عنوان وثيقه‎ي دينش به شخص ديگر مي‎دهد. [16] . كاتوزيان، ناصر، منبع پيشين، ص 467. [17] . مرگ، سفه و جنون. [18] . صفايي، حسين، منبع پيشين، ص 116. [19] . قاسم زاده، سيد مرتضي، منبع پيشين، ص 285. [20] . مكي، جمال الدين محمد (شهيد اول)، اللمعه الدمشقيه، يك جلدى، بيروت، موسسه فقه شيعه، 1410 ه.ق، ص 104. [21] . كاتوزيان، ناصر، قواعد عمومي قراردادها، ج 5، ص 344. آموزش ترفندهاي تبليغ در اينترنت | : leento فوكا. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور سفارشي‌سازي 55 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته Clear Cache جست‌وجو Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن

 

تفاوت هاي فسخ و انفساخ در حقوق ايران و فقه اماميه

در فقه اماميه بعضي از فقيهان تعهد به نفع شخص ثالث را نوعي ايقاع دانسته اند كه بدون نياز به قبول شخص ثالث به سود او ايجاد مي شود بر مبناي اين نظريه مي توان گفت درست است كه طرفين قرارداد اصولاً حق دارند با تراضي اقدام به فسخ معامله كنند اما در تعهد به نفع شخص ثالث حق منتفع ثالث از طريق ايقاع براي او به وجود مي آيد ايقاعي كه مشتركاً توسط طرفين قرارداد به شخص ثالث خطاب مي شود. با توجه به اين كه در ايقاع نيز همانند عقد اصاله اللزوم جاري است طرفين اصولاً نمي توانند پس از تحقق تعهد به نفع شخص ثالث آن را به تراضي از بين ببرند. لازم به توضيح است كه در فقه بنابه همان دلايل و مصالحي مقتضي پذيرش اصل لزوم درعقد است ايقاع نيز لازم دانسته شده است.

يكي از فقهيان در اين زمينه مي گويد: «حق اين است كه در هر عقد و ايقاعي اصل، عدم جواز رفع آثار و فسخ معامله است… و اين به دليل وجوهي است:

اول اين كه عقد يا ايقاع وقتي محقق مي شوند اثري شرعي بر آن مترتب مي شود… پس هر گاه در لزوم و جواز شك شود لازم اين شك اين است كه شك شود آيا اگر سبب فسخ شود آن مسبب ثابت نيز باطل مي شود يا اين كه به حال خود باقي است؟…»[1]

با اين بيان از طريق استحباب بقاي موجود اعتباري، اصل لزوم هم در عقد و هم در ايقاع به اثبات مي رسد.

به ماهيت غير ايقاعي داشتن انفساخ بايد لعان و كفر را نيز اضافه كرد. لعان در لغت به معناي ناسزا گفتن و نفرين كردن يكديگر است.[2] لعان عبارت است از اين‎كه شوهر با رعايت تشريفات خاص و در دادگاه، بدون اين‎كه دليلي بر ادعاي خود داشته باشد، به زن خود نسبت زنا بدهد يا فرزند خود را انكار نمايد.[3]

انحلال عقد نكاح به‎موجب لعان از موارد انفساخ عقد مي‎باشد. زيرا شوهر قصد انحلال نكاح را ندارد اما با حكم قانون نكاح منحل مي‎گردد.[4] (مواد882و1052ق.م)

كفر به معناي عدم اعتقاد به اسلام است و كافر كسي است كه به يكي از اصول اسلام و يا يكي از ضروريات آن اعتقاد نداشته باشد. برابر ماده‎ي1059ق.م ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان صحيح نيست.[5]

چنان‎چه زن و شوهر هر دو مسلمان باشند و شوهر پس از عقد نكاح كافر شود و يا درصورتي كه زن و شوهر هر دو كافر باشند و زن مسلمان شود، در حالي‎كه شوهر او هم‎چنان كافر است، عقد نكاح منفسخ مي‎گردد.[6]

ب) موجب انحلال عقد شدن انفساخ

انفساخ قرارداد موجب انحلال آن مي باشد و اين امر در حقوق ايران به عنوان امري مسلم پذيرفته شده است بايد گفت هرگاه عقد به يكي از علل قانوني ذيل منحل گردد، ديگر لازم‌الاتباع نمي‌باشد:

1- انحلال به علت وجود يكي از خيارات قانوني

هر گاه عقد لازمي منعقد شود و يكي از طرفين معامله به يكي از علل قانوني داراي حق فسخ معامله باشد، مي‌تواند بدون رضايت طرف مقابل، قرارداد را برهم بزند.[7] در چنين مواردي گفته مي‌شود كه شخص داراي يكي از خيارات قانوني است. اين خيارات به اختصار عبارتند از: خيار مجلس، خيار حيوان، خيار تأخير ثمن، خيار رؤيت و تخلف وصف، خيار غبن ، خيار عيب، خيار تدليس، خيار تبعّض صفقه و خيار تخلف شرط ( ماده 396 ق.م ). لازم به ذكر است كه 3 خيار مجلس و حيوان و تأخير ثمن مخصوص عقد بيع[8]مي‌باشند. ليكن مابقي خيارات در بين ساير عقود لازم، مشترك هستند.

2- انحلال به علت وجود خيار قراردادي

به حكم ماده 399 ق.م در عقد بيع ممكن است شرط شود كه در مدت معين براي بايع و مشتري يا هر دو يا شخص خارجي اختيار فسخ معامله باشد. اين خيار، خيار شرط ناميده مي‌شود و اختصاص به عقد بيع ندارد ( م 456 ق.م ). بنابراين عقد لازمي كه در آن شرط خيار شده باشد، قابل فسخ خواهد‌بود و مشمول اصل لزوم نمي‌باشد.[9]

3- انحلال به علتي خارج از اراده‌ي متعاملين (انفساخ)

در پاره‌اي موارد ممكن است كه عقد لازم، به حكم قانون و بدون اراده متعاملين منفسخ شود. يعني بطور خود‌به‌خود منحل شود. بعنوان مثال، اگر مبيع قبل از تحويل به مشتري تلف شود، به موجب ماده‌ي 387 ق.م بيع خود به خود فسخ مي‌شود.[10] مسلم است كه در چنين مواردي، ديگر التزامي به مفاد عقد وجود نخواهد داشت.

علاوه براين‎كه هر يك از طرفين مي‎تواند عقد جايز را فسخ كند، موت، جنون و سفه هر يك از طرفين موجب انفساخ عقد جايز خواهد بود.[11] سفه حالت شخصي است كه تصرف او در اموالش عاقلانه نباشد. جنون نيز حالت شخصي است كه به دليل اختلال قواي دماغي، فاقد اراده‎ي لازم براي انجام اعمال حقوقي است.

البته در ماده‎ي954ق.م تنها به موت و سفه اشاره شده است اما با توجه به ساير مواد (مانند بند يك ماده‎ي551[12] و ماده‎ي678ق.م)[13] جنون نيز از موارد انفساخ عقد جايز است.[14] لذا به‎عنوان مثال در عقد وكالت درصورتي كه هر يك از طرفين بميرند يا سفيه يا مجنون شوند، عقد وكالت منفسخ مي‎گردد.

بايد دانست كه ورشكستگي يكي از طرفين عقد جايز، موجب انفساخ آن نيست، زيرا شخصي كه دچار ورشكستگي مي‎شود، برخلاف سفيه و مجنون هم‎چنان داراي اراده‎اي سالم است.

نكته‎ي ديگر اين است كه برخي عقود تنها از سوي يكي از طرفين قرارداد جايز است درحالي‎كه از سوي طرف ديگر قرارداد لازم است. در اين‎گونه عقود، مرگ، سفه يا جنون شخصي كه عقد از طرف او جايز است موجب انفساخ عقد نمي‎باشد؛ زيرا در عقودي كه از سوي هر دو طرف قرارداد جايز است اراده و خواست طرفين اين است كه درصورت حدوث موت، سفه و جنون، عقد منفسخ گردد اما در اين عقود چنين تراضي و توافقي وجود ندارد. مثلاً در عقد رهن كه از سوي شخص راهن[15] لازم و از سوي شخص مرتهن جايز مي‎باشد، مرگ، سفه يا جنون راهن موجب انفساخ عقد نخواهد بود.[16]

انفساخ عقود جايز به دليل حدوث مرگ، سفه و جنون، ناشي از اثري است كه عقود جايز ايجاد مي‎كنند. اثر عقود جايز  همان اختياري است كه در اين‎گونه عقود بر مبناي اراده‎ي طرفين عقد بوجود مي‎آيد، يعني طرفين عقود جايز خودشان مي‎خواهند عقد به‎گونه‎اي باشد كه به‎موجب  موت و سفه و يا جنون يكي از طرفين عقد از بين برود. قانون‎گذار نيز اين خواست طرفين را به رسميت شناخته و در مواد قانوني متفاوتي، انفساخ عقود جايز را پذيرفته است، (مانند مواد551و678ق.م) درحالي‎كه در عقود لازم، اثر عقد ايجاد التزام و تكليف مي‎باشد و موت، جنون يا سفه يكي از طرفين عقد نيز تأثيري در سرنوشت عقد ندارد. مثلاً پس از انعقاد عقد بيع، چنان‎چه يكي از طرفين فوت نمايد يا سفيه و يا مجنون گردد، هيچ اختلالي در عقد ايجاد نمي‎شود درحالي‎كه در عقود جايز، اين امور[17] موجب انفساخ عقد مي‎گردد.[18]

ج) شمول امكان انفساخ نسبت به كليه عقود اعم از جايز و لازم

شرط فاسخ بر خلاف خيار فسخ ويژه عقود لازم نيست و درعقود جايز نيز راه دارد و فايده اش اين است كه هر گاه شرط محقق شود، نياز به فسخ عقد نيست و عقد خود به خود منفسخ مي شود. با وجود اين، شرط فاسخ در قراردادي موضوعيت داردكه بتوان با فسخ يا اقاله آن را قابل انحلال كرد و عقدي است كه با فسخ يا اقاله به هم نخورد شرط فاسخ در آن اثر ندارد.[19]همان طور كه گفته شد خيار فسخ ويژه عقود لازم است ولي از بسياري جهات ممكن است با شرط فاسخ اشتباه شود. بايد گفت خيار فسخ بر مبناي اراده آزاد صورت مي گيرد در كتب فقهى، فقها شرايط اساسى معامله را عمدتاً در شرايط متعاقدين و شرايط عوضين گنجانده و در مورد خود عمل حقوقى (عقد يا ايقاع) فقط به كيفيت ابراز اراده پرداخته‏اند و معمولاً كمال متعاقدين، اختيار، قصد انشا و مالكيت را از شروط اساسى صحت عقد مى‏دانند.[20] به اين ترتيب خيار فسخ نيز  يكي از موارد ابراز اراده مي باشد كه براساس آن عقد صحيح، به حيات خود پايان مي دهد. خيار شرط به يكي از طرفين يا هر دو يا شخص ثالث حق مي دهد كه اگر مايل باشند عقد را در مهلتي معين فسخ كنند، در حالي كه نتيجه تحقق شرط فاسخ انحلال قهري و خود به خود عقد است و نيازي به تصميم ديگر ندارد.[21]

ماده 186 قانون مدني در تعريف عقد جايز مي گويد: عقد جايز آن است كه هر يك از طرفين بتواند هر وقتي بخواهد آن را فسخ كند.» پس برهم زدن عقد جايز به هيچ سبب خاصي نياز ندارد و هر يك از طرفين مي تواند، در هر زمان كه دلخواه اوست، آن را فسخ كند. براي مثال، بعد از تحقق وكالت، وكيل مي تواند استعفا دهد و موكل نيز حق عزل او را دارد، هر چند كه دليل موجهي براي اين اقدام نداشته باشد.

[1] . مراغه اي، مير فتاح، ص 183. همچنين رجوع كنيد: مامقاني، نهايت المقال، ص 4. نقل از كاتوزيان، ناصر، حقوق مدني، ايقاع، تهران، انتشارات يلدا، 1370. پاورقي ص 54.

[2] . صفايي، حسين و امامي، اسدالله؛ مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر ميزان، 1385، چاپ يازدهم، ص116

[3] . كاتوزيان، ناصر؛ حقوق خانواده، تهران، شركت سهامي انتشار، 1371، چاپ سوم، جلديك، ص126، ش73

[4] . جعفري لنگرودي، محمدجعفر؛ دايرهالمعارف حقوق مدني و تجارت، پيشين، ص292

[5] . صفايي، حسين و امامي، اسدالله؛ پيشين، ص114

[6] . كاتوزيان، ناصر؛ قانون مدني در نظم حقوقي كنوني، تهران، نشرميزان، 1387، چاپ هفدهم، ص681

[7] . بهرامي احمدي، حميد؛ منبع پيشين، ص 122.

[8] . بيع عبارت است از تمليك عين، در مقابل دريافت عوض معلوم. ماده 338 قانون مدني.

[9] . بهرامي احمدي، حميد؛ منبع پيشين، ص 122.

[10] . صفايي، سيد حسين؛ منبع پيشين، ص 158.

[11] . ماده‎954ق.م: «كليه عقود جايز به موت احد طرفين منفسخ مي‎شود و هم‎چنين به سفه در مواردي كه رشد معتبر است».

[12] . بند يك ماده‎ي551ق.م: «عقد مضاربه به يكي از علل ذيل منفسخ مي‎شود: 1) درصورت موت يا جنون يا سفه احد طرفين»

[13] . ماده‎ي678ق.م: «وكالت بطريق ذيل مرتفع مي‎شود:

1)به عزل موكل

2)به استعفاي وكيل

3)به موت يابه جنون وكيل ياموكل»

[14] . صفايي، حسين؛ حقوق مدني، تهران، نشر ميزان، چاپ چهارم، جلد اول،1384، ص 24.

[15] . كسي‎كه مالش را به‎عنوان وثيقه‎ي دينش به شخص ديگر مي‎دهد.

[16] . كاتوزيان، ناصر، منبع پيشين، ص 467.

[17] . مرگ، سفه و جنون.

[18] . صفايي، حسين، منبع پيشين، ص 116.

[19] . قاسم زاده، سيد مرتضي، منبع پيشين، ص 285.

[20] . مكي، جمال الدين محمد (شهيد اول)، اللمعه الدمشقيه، يك جلدى، بيروت، موسسه فقه شيعه، 1410 ه.ق، ص 104.

[21] . كاتوزيان، ناصر، قواعد عمومي قراردادها، ج 5، ص 344.

 

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۳۳:۱۴ | مدير
،

Error establishing a database connection

Error establishing a database connection

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۳۰:۵۰ | مدير
،

Skip to content چطور جستجو براي: جستجو … نقش دلبستگي به خدا در تاب آوري وكنترل عواطف بيماران سرطاني -خريد پايان نامه درچارچوب نظريه دلبستگي، سه سبك دلبستگي ايمن، اجتنابي و دوسوگرا، با كميت و كيفيت تجارب هيجاني و شناختي افراد و نحوۀ ابراز آنها رابطه دارد(ميكولنسر، فلورين و ولر، 1993). به طوري كه افراد با سبك هاي دلبستگي متفاوت در رويدادهاي ارتباطي، هيجان هاي متفاوتي را تجربه مي كنند. افراد با دلبستگي ايمن نسبت به افراد ناايمن، نيمرخ هيجاني تمايز يافته و متنوع تري دارند. همچنين افراد با توجه به سبك هاي دلبستگي خود به هيجانها سوگيري متفاوتي دارند(راينر و همكاران، 2008) و هيجانهاي يكسان را به گونه اي متفاوت تجربه مي كنند. بر اين اساس پاسخدهي و ابراز هيجان آنها نيز بر حسب سبك دلبستگي شان متفاوت است(هال، 2003). بررسي هاي دقيق تر مشخص كرده است كه افراد اجتنابي نسبت به دوسوگراها، افسردگي و خشونت بيشتر و به طور كلي سطح سلامت رواني پايين تري را تجربه مي كنند (گاروان، 2007). چگونگي ارتباط عاطفي و درك و تفسير عواطف خود و ديگران در روابط بين فردي، نقشي مهم در تنظيم هيجانات وكنترل عواطف و احساسات دارد (لطف آبادي، 1379). تحقيقات مربوط به نظريۀ دلبستگي نيز نشان داده است كه كيفيت رابطه و نوع دلبستگي در مقاطع حساس زندگي، منجر به شكل گيري بازنمايي هاي ذهني مي شود، كه اين طرحواره ها يا الگوهاي عملي، آنها را براي تعامل با خود و دنياي بيرون فراهم مي سازند(آگوستين، اسميت و هال، 2009) و درچارچوب سه سبك دلبستگي ايمن، اجتنابي و دوسوگرا، با كميت و كيفيت تجارب هيجاني و شناختي افراد و نحوۀ ابراز آنها رابطه دارد( ميكولنسر، فلورين و فلر، 1993). 3- فصل سوم (روش پژوهش)شش 3-1- روش اين مطالعه در قالب تحقيق توصيفي- همبستگي انجام شد. هدف از اين نوع تحقيق، توصيف كردن موضوع يـاپـديـده هاى مورد بررسى، تـوصـيـف عـيـنـى، واقـعى و منظم خصوصيات يك پديده، يك موقعيت و يا يك موضوع يا بررسى نوع روابط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف است. توصيف و معرفى موضوع مورد نظر از طريق بر شمردن ويژگى ها، ابعاد و حدود آن صورت مـى پـذيرد(نصر و همكاران، 1387). آموزش ترفندهاي تبليغ در اينترنت | : leento فوكا. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور سفارشي‌سازي 55 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه ويرايش نوشته Clear Cache جست‌وجو Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن

 

نقش دلبستگي به خدا در تاب آوري وكنترل عواطف بيماران سرطاني -خريد پايان نامه

درچارچوب نظريه دلبستگي، سه سبك دلبستگي ايمن،  اجتنابي و دوسوگرا، با كميت و كيفيت تجارب هيجاني و شناختي افراد و نحوۀ ابراز آنها رابطه دارد(ميكولنسر، فلورين و ولر، 1993).  به طوري كه افراد با سبك هاي دلبستگي متفاوت در رويدادهاي ارتباطي، هيجان هاي متفاوتي را تجربه مي كنند. افراد با دلبستگي ايمن نسبت به افراد ناايمن، نيمرخ هيجاني تمايز يافته و متنوع تري دارند. همچنين افراد با توجه به سبك هاي دلبستگي خود به هيجانها سوگيري متفاوتي دارند(راينر و همكاران،  2008) و هيجانهاي يكسان را به گونه اي متفاوت تجربه مي كنند.  بر اين اساس پاسخدهي و ابراز هيجان آنها نيز بر حسب سبك دلبستگي شان متفاوت است(هال، 2003). بررسي هاي دقيق تر مشخص كرده است كه افراد اجتنابي نسبت به دوسوگراها،  افسردگي و خشونت بيشتر و به طور كلي سطح سلامت رواني پايين تري را تجربه مي كنند (گاروان،  2007).

چگونگي ارتباط عاطفي و درك و تفسير عواطف خود و ديگران در روابط بين فردي،  نقشي مهم در تنظيم هيجانات وكنترل عواطف و احساسات دارد (لطف آبادي،  1379).  تحقيقات مربوط به نظريۀ دلبستگي نيز نشان داده است كه كيفيت رابطه و نوع دلبستگي در مقاطع حساس زندگي،  منجر به شكل گيري بازنمايي هاي ذهني مي شود، كه اين طرحواره ها يا الگوهاي عملي،  آنها را براي تعامل با خود و دنياي بيرون فراهم مي سازند(آگوستين،  اسميت و هال،  2009) و درچارچوب سه سبك دلبستگي ايمن،  اجتنابي و دوسوگرا، با كميت و كيفيت تجارب هيجاني و شناختي افراد و نحوۀ ابراز آنها رابطه دارد( ميكولنسر،  فلورين و فلر، 1993).

 

 

3- فصل سوم (روش پژوهش)شش

3-1- روش

اين مطالعه در قالب تحقيق توصيفي- همبستگي انجام  شد.  هدف از اين نوع تحقيق،  توصيف كردن موضوع يـاپـديـده هاى مورد بررسى،  تـوصـيـف عـيـنـى،  واقـعى و منظم خصوصيات يك پديده،  يك موقعيت و يا يك موضوع يا بررسى نوع روابط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف است.  توصيف و معرفى موضوع مورد نظر از طريق بر شمردن ويژگى ها، ابعاد و حدود آن صورت   مـى پـذيرد(نصر و همكاران، 1387).

 

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۲۸:۲۵ | مدير
،

پرش به محتواي اصليرفتن به نوارابزار درباره وردپرس چطور 61 بروزرساني وردپرس, 5 بروزرساني پوسته 00 ديدگاه در انتظار مديريت است تازه نمايش نوشته Clear Cache Howdy, مدير سايت مقاله بيرون رفتن راهنما تنظيمات صفحه وردپرس 4.9.8 دردسترس است! لطفا هم‌اكنون بروزرساني نماييد. ويرايش نوشته افزودن نوشته يك ذخيره‌ي خودكار از اين نوشته وجود دارد كه جديدتر از نگارش زير است. ديدن ذخيره خودكار. عنوان را اينجا وارد كنيد فروش فايل پايان نامه : سازش و داوري در امور حسبي پيوند يكتا: http://my-channels.ir/سازش-و-داوري-در-امور-حسبي/ ‎ويرايش افزودن پرونده چندرسانه‌ايVisualمتن بند p تعداد واژه‌ها: 662 آخرين ويرايش به‌دست مدير سايت مقاله در مهر 17, 1397 ساعت 7:21 ب.ظ تغيير وضعيت پنل: انتشار پيش‌نمايش تغييرات وضعيت: منتشر شده ويرايش ويرايش وضعيت نماياني: عمومي ويرايش تغيير ميدان ديد رونوشت‌ها: 3 كاوش مرور رونوشت‌ها منتشرشده در:مهر 17, 1397 @ 19:21 ويرايش ويرايش تاريخ و زمان انتقال به زباله‌دان تغيير وضعيت پنل: Show Hide Author Name Select whether to display or not the author's name, independently of the settings in Show Hide Author plugin. Use Settings in Show Hide Author plugin Show Author Name Hide Author Name سپاسگزاريم از اينكه سايت خود را با وردپرس ساخته‌ايد. دريافت نگارش 4.9.8

سازش به اين معني است كه طرفين با ارجاع اختلاف به شخص يا اشخاص مورد اعتماد و منتخب خود، از آنها مي خواهند كه بين آنان سازش برقرار كند و يا راه حلي براي سازش پيشنهاد نمايد بدون اينكه وارد رسيدگي حقوقي و قضائي بشود و سپس يا پيشنهاد آن شخص را مي پذيرند و اجرا مي كنند و يا به راه و روشي ديگر روي مي آورند. اين روش گاهي به ويژه، در مواقعي كه مقرر مي شود داور بر اساس انصاف و كدخدامنشانه رأي صادر نمايد، با داوري اشتباه مي شود ولي با آن يكسان نيست و براي خود ضوابط ويژه اي دارد كه به مرور زمان شكل گرفته، به نحوي كه هم اكنون در كنار مقررات مربوط به داوري، مقررات سازش هم تدوين گرديده است كه نمونه آن مقررات سازش و داوري اتاق بازرگاني بين‌المللي است در ايران هم مقررات و ضوابطي هم براي ايجاد سازش تدوين گرديده است.[1]

در حقيقت سازش يك گام قبل از مرحله داوري رسمي است. سازش نسبت به ميانجيگري، رسمي‌تر است زيرا مشتمل بر يك روند رسمي است كه در آن سازش‌دهندگان، موضوع منازعه را مورد تحقيق و بازرسي قرار مي‌دهند و سپس براي حل موضوع پيشنهادات رسمي به طرفين ارائه مي‌كنند. تحقيق و بازرسي براي سازش هم متضمن واقعيات امر و مباني حقوقي آن است و هم جنبه‌ها و ابعاد غيرحقوقي موضوع.

روند سازش معمولاً به صورت محرمانه انجام مي‌شود، زيرا براي دولت‌ها دادن امتياز در جريان سازش آسان‌تر است، به شرط اين كه علني و فاش نشود. اگر پيشنهادات سازش‌دهندگان مقبول واقع شود، معمولاً به صورت مكتوب در مي‌آيد كه سند ثبت و ضبط توافق‌ها است. اما در عمل سازش به معنائي كه گفتيم كم‌تر پيش مي‌آيد، شايد به اين علت كه هر گاه اتخاذ طرق غير رسمي‌تر (ميانجيگري و ...) براي حل اختلاف، توقيفي به بار نياورده باشد، بعيد است طريقه سازش راه به جايي ببرد.[2]

 

٢-  تفكيك مفهوم سازش از مفاهيم مشابه

٢-١- سازش و مذاكره[3]

مذاكره بدون ترديد روش بسيار قديمي و متداول براي حل اختلافات است. و مي‌توان آن را به شرح ذيل تعريف نمود:

مذاكره روش مستقل حل اختلاف بوده و هدف از آن پيدا كردن راه حل خلاقي است كه موجبات رضايت طرفين را جلب نموده تا هر يك از آنان بتوانند منافع خود را حفظ نمايند. به طور خلاصه مي‌توان گفت هدف از مذاكره برقراري ارتباط بين طرفين يا اصلاح و ختم رابطه موجود مي‌باشد.[4]

بديهي است كه مذاكره مستدل، براي اين روش به عنوان امتياز محسوب شده و دعوي را به طور بنيادي حل و فصل مي‌نمايد، به نحوي كه طرفين پس از پايان مذاكره احساس رضايت بنمايند. نكته قابل توجه اين است كه مذاكره كننده بايد امتيازات مشترك و منافع مورد اختلاف را مورد بررسي قرار داده و در مجموع به مصاديق صحيح و مستقل از اراده طرفين تأكيد نمايد. نتيجه مي‌شود كه مذاكره مستدل بايد داراي چهار عنصر اساسي زير باشد:

- توجه به منافع مورد نظر

- يافتن راه حلي كه منافع مشترك را تأمين نمايد

- به كار بردن مصاديق ملموس.

وجه فارق روش مذاكره با روش‌هاي ديگر آن است كه در مذاكره شخص ثالثي وجود ندارد كه در مورد حل اختلاف راه‌كاري را به طرفين تحميل يا حتي پيشنهاد كند، بلكه چنانكه از نام آن بر مي‌آيد، خود طرفين اختلاف مستقيم يا غيرمستقيم با يكديگر گفتگو مي‌نمايند. مذاكره معمولاً مستلزم اين معني است كه طرفين با حسن نيت گفتگو كنند، به نحوي كه چشم‌اندازي از موفقيت در حل اختلاف و حصول نتيجه وجود داشته باشد. البته هيچ گونه تعريف حقوقي از اصطلاح مذاكره وجود ندارد و همين امر مي‌تواند مشكلاتي را به بار آورد، به ويژه در مواردي كه در قرارداد بين‌المللي مربوط شرط شده باشد كه دادگاه فقط هنگامي صلاحيت رسيدگي به اختلافات را دارد كه موضوع از طريق «مذاكره» حل و فصل نشده باشد.

[1]. عرفاني، محمود، طرق جايگزين حل و فصل دعاوي در حقوق تجارت، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي، ١٣٨۶، ص ٢۶.

[2]. مگي، آندرو، آيين حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهاني، ترجمه دكتر محبي، مجله ديدگاه‌هاي حقوقي، شماره هفتم، ص ٧٠.

[3]. negotiation

[4]. مگي، آندرو، پيشين، ص ٧٣.

ادامهـ مطلبـ
| ۶ آبان ۱۳۹۷ | ۰۲:۲۶:۰۱ | مدير
،

جستجوگر


درباره ما

رمزینه بارکد


آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 30
بازديد ديروز : 29
بازديد كل : 1216

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان