دانلود مقالات

دانلود مقالات

دانلود مقالات Tel:88-0000-0000

جنسيت ، نظريهاي فمنيستي و تحقيقات فرهنگي

5  جنسيت ، نظريهاي فمنيستي و تحقيقات فرهنگي

2-5-1  جنسيت و رسانه

تحليل مناسبات جنسيتي در قلمرو فرهنگ يكي از اصلي ترين طرح هاي پژوهشي در نظريه فمنيستي معاصر بوده . فمينيستها با تحليل فرهنگ كوشيده ان مناسباتي رو تشخيص بدن كه از طريق اونا ارزشا و قانون هاي مردسالارانه درجامعه باز توليد شده و موندگاري مي يابد . در اين ميان رسانه هاي جمعي به عنوان يكي از مهم ترين منابع توليد فرهنگ در جوامع مدرن ، هميشه مورد نقد و تحليل فمنيستي قرار گرفته . محققان فمنيست با تكيه بر مفاهيم وسيله تحليلي نظري ، وضيعت زنان در جامعه رو مورد مطالعه قرار داده و تلاش كرده ان مناسبات جنسيتي پدرسالارانه در اين اجناس فرهنگي رو به نقد بكشند. از نظر فمنسيتا فرهنگ بيشتر و رسانه هاي توده اي معمولا زنان به عنوان ابژه يا موجودات  ابزاري و حاشيه اي بازنمايي مي شن در حاليكه اين بازنمايي  ربطي به زندگي پيچيده زنان نداره. همچنين به  نظر اونا در فرهنگ توده هاي ، زنان به عنوان مخاطبين و شنوندگان و بينندگان فرآورده هاي فرهنگي ناديده گرفته ميشوند.بدين سان زنان  هم در نظريهاي فرهنگي و هم درفرهنگ توده اي به عنوان بحث اي اجتماعي ناديده گرفته شده و به كناره رانده مي شن. يكي از نقد هاي كلي فمنيست نسبت به فرهنگ رسانه اي و توده اي ، درباره غياب گفتماني زنان در توليد فرهنگيه. استدلال كلي فمنيسم در نقد رسانه هاي جمعي رو مي توان در انديشه ، فناي نمادين زنان خلاصه كرد. به نظر فمنيستا ، سازندگان فرهنگ توده اي ، علايق و نقش زنان رو در توليد فرهنگي رو ناديده گرفتن و زن رو از ميدون فرهنگ غايب شمرده يا فقط به بازنمايي وي به عنوان موجودي پيرو در نقشهاي جنسي پرداخته ان. ( بشيريه،١٣٧٩: ١١۴)

تصوير فرهنگي زنان در در رسانه هاي جمعي از نظر فمنيستا در جهت حمايت و تقسيم كار جنسي و تقويت مفاهيم پذيرفته شده درباره زنانگي و مردانگي به كار ميرود. رسانه ها با فناي نمادين زنان به ما مي گويد كه زنان بايد در نقش همسر ، مادر ، كدبانو و غيره ظاهر شن و در يك جامعه پدر سالار ، سرنوشت زنان به جز اين نيست . باز توليد فرهنگي چگونگي ايفاي اين نقشا رو به زنان مي آموزد و سعي مي كند اونا رو در نظر زنان طبيعي جلوه بده ( استريناتي ، ١٣٨٠ : ٢۴٢)

از نظر فمينيستا چنين تصويري از زنان در رسانه هاي جمعي ، داراي وجهه اي ايدئولوژيك براي موندگاري مناسبات مرد سالارانه بوده . تاكمن ، فناي نمادين زنان در
رسانه هاي جمعي رو در رابطه با فرضيه درخشش مي دونه . طبق اين فرضيه رسا نه هاي جمعي ارزش هاي حاكم در يك جامعه رو منعكس ميكنن . اين ارزشا نه به جامعه واقعي، بلكه  به باز توليد نمادين جامعه ، يعني به شكلي كه ميل داره خود رو ببيند مربوط هستن. تاكمن عقيده داره كه اگه موضوعي به اين صورت متجلي نشه ،  فناي نمادين صورت ميگيرد(همون: ٢۴٣) .پس در عمل اين فرايند كلي به اين معناست كه مردان و زنان در رسانه هاي جمعي ، به صورتي باز نمايي شدن كه با نقش هاي تكراري اي فرهنگي كه در جهت بازسازي نقش هاي جنسيتي سنتي بكار مي رود ، سازگاري دارن. معمولا مردان به شكل آدم هايي مسلط، فعال، مهاجم و مقتدر به تصوير كشيده ميشود و نقش هاي جور واجور و مهمي رو كه موفقيت در اونا لازمه مهارت حرفه اي ، كفايت ، منطق و قدرته، ايفا ميكنن.در مقابل زنان معمولا پيرو، پشيمون ، تسليم و كم اهميت هستن و در مشاغل فرعي و كسل كننده اي كه جنسيت شون ، عواطفشان و نبود پيچيدگي شون به اونا تحمل كردهه ، ظاهر ميشوند. رسانه ها با نشون دادن مردان و زنان به اين صورت بر ماهيت نقش هاي جنسي و نبود برابري جنسي صحه ميذارن ( همون : ٢۴۶)

اينطوري فمنيستا مدعي مي شن رسانه هاي جمعي نقش باز نمايي كليشها يا خيالات قالبي جنسيتي رو به عهده ميگيرند.يكي از نقاط قطعي در باره صفات يا خصيصه هاي مربوط به كليشها خيالات قالبي اينه كه براي صفاتي كه به مردان مربوط ميشود، بيش از صفاتي كه به زنان نسبت مي بدن اهميت قائل مي شن. قدرت، استقلال و تمايل پذيري در برابر ضعف ، زود باوري و تاثيرپذيري بيشتر مثبت تلقي مي شن. اين تفاوتا با صفات زنونه و مردونه تداعي شده، ممكنه تا حد زيادي به نوعي بر چسب مربوط باشه كه به بعضي خصوصيات زده مي شه.شيوه گفته معاني روان شناختي به بعضي از رفتارهاي خاص تا حدي تعيين ميكند كه اين رفتارا تا چه حد مثبت يا منفي پنداشته ميشود(كولومبورگ ، ١٣٨٧ :٢٩-٢٨) ؛ براي مثال   بررسيا نشون داده كه تصوير زن و مرد در تلويزيون شديدا تكراري ايه ، مردان بيشتر با اعتماد بنفس ، خشن و ستيزه جوي ان ، حال آنكه زنان ناتوون و وابسته ان و ظاهري جذاب دارن. دوركين و اختر پي بردن زنان فقط در ١۴ درصد از برنامه هاي اول شب نقش اول رو بازي ميكنن. در اين شرايط در اين شرايط هم بيشتر كمتر از سي سال دارن و نقششون محدوده : مادر ، زن خونه دار ، پرستار و منشي . زنان رو خيلي كم در تلاش براي تلفيق ازدواج و شغل و حرفه خود ميبينيم .( گرت ، ١٣٨٠: ۴٨ )  به اين ترتيب فمنيستها هم اونقدر كه نا برابري جنسيتي و فرودستي در سطح جامعه رو مورد نقد و سئوال قرار مي بدن ، در سطح فرهنگ بيشتر هم مناسبات ناعادلانه ، غيرمنصفانه و استثمارگرانه ميان و مردان رو رد مي كنن و خواهان تصويري برابرطلبانه و مثبت از زنان و روابط با مردان در رسانه هاي جمعي ميشوند. چنين تحليل هايي كه رويكرد فمنيسم ليبرال متكيه خواهان كنار گذاشتن مناسبات سنتي پدر سالارانه  و بر اومدن مناسبات برابرطلبانه ميان زنان و مردان در قلمرو فرهنگ و توليدات فرهنگي هستن. ارزش هايي كه به شكل زنجيره بزرگي از تمايلات دو قطبي مثل طبيعت  / فرهنگ ، بدن / ذهن ، احساس / عقل ، هيجان / سود ، خاص/عام ، واقعي انتزاعي و دنياي خونه / دنياي كار و سياست (مك  لاين ، ١٩٩٩: ٣٢٧ )ارائه مي شه.

ازدواج

2-5-2  نظريه هاي فمنيستي فيلم

تحليل مناسبات و چگونگي حضور زنان در فيلم هاي سينمايي ، بخشي از كوشش فمينيسم براي  برملا كردن شرايط پدر سالارانه و تحقق برابري جنسيتي بوده . نظريه هاي فمنيستي فيلم در مرحله اول پيدايش خود با تكيه بر راه و روش ليبرال به دنبال جواب ايم سئوال مهم بودن كه تصويري كه فلان فيلم از زن ارائه مي كند وضعيت واقعي اون رو در جامعه اي كه فيلم در اون ساخته شده ، منعكس مي كند ، يا آنكه فيلم به تحريف واقعيت پرداخته و اگه اين گونه س ، تصوير زن چيجوري در اون بازنمايي شده؟ در مراحل بعدي ، مسائل ديگري در كانون توجه نظريه پردازان فمينيست فيلم قرار گرفتن و رويكرد هاي نشونه شناختي و ساخت گرايانه مطرح شدن . با اين حال ، هدف مشترك تموم نظريه هاي فمينيسي فيلم ، "شناخت شرايطيه كه رسانه سينما از رهگذر اون براي زنان در ميدون اجتماعي ، جايگاه ناعادلانه اي رقم مي زند و مي كوشد به اين جايگاه ادامه بخشه "( كازه بين ، ١٣٨٢ :97 )

مالوي با در نظر گرفتن  "سينما به عنوان يه سيستم بازنمايي پيشرفته "در جستجوي تبيين روش هايي بودن كه از طريق اون فيلم ، تعبير راست و از ديد اجتماعي تثبيت شده اي از فرق جنسي رو درخشش مي بده و حتي از آن بهره برداري مي كند ؛ فرق جنسي كه تصاوير ، راه هاي شهواني كردن و منظره ( موضوع نگاه ) رو تحت نظارت داره ( مالوي ، ١٣٨٢ : ٧١ )

مالي هاسكل در راستاي پروژه تحقيق هاي فمنيستي سينما ، معني " ژانر مردونه "رو براي توصيف اون طور فيلم هايي ايجاد كردهه كه در اونا روحيه " مردسالارانه" حاكمه و زنان در اونا معمولا موجوداتي درجه دو و پيرو مرد به تصوير كشيده مي شن . در اين گونه فيلما ، دل مشغولي اصلي ، " روح مرد ، رستگاري اون "و نه زنه . اين حق انحصاري مرده كه مسير از ظلمت تا نور رو طي كند ، مسيري كه حركت اصلي داستان رو شكل مي بده . مرده كه به تباهي كشيده مي شه و روحش در برابر آسيب قرار ميگيرد . زنها اون قدر قابل نيستن تا بتونن با شيطان و فرشتگان دست و پنجه نرم كنن . اونا موجودات ساده اي هستن كه از قبل تعيين شدن( هاسكل ، ١٣٨١ : ١٠٧ )

از نظر هاسكل ، زني در فيلم ژانر مردونه  به تصوير در مي آيند چنين ويژگي هايي داره : به خاطر همسر و بچه از كار و علايق خود مي گذره ؛ خود رو موجودي مي پندارد پشيمون و اسير احساسات و غرايز كه بايد به خدمت ديگران در آيد ، يعني براي خود خصوصياتي قائله كه اون رو از برخورد فعالانه و عقلاني با جهان بيرون از خونه باز مي داره (كازه بيه ، ١٣٨٢ : ٩٧)

 

[1] visual signification

[2] Screen Theory

[3] the male gaze

[4] Visual Pleasure and Narrative Cinema

[5] the classic realistic text

[6] binary oppositions

[7] fluidity

[8] ego

[9] scopophilia

[10] fetishism

[11] voyeurism

[12] castration anxiety

[13] to-be-looked-at-ness

[14] par excellence

[15] psychological imperatives

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۹:۱۳:۴۶ | مدير
،

خريد فايل پايان نامه : بازاريابي خدمات بانكي

در پارادايم جديد بازاريابي، مشتريان تشويق مي شوند تا بيشتر گفتگو كنند و مشاركت خود را با شركت افزايش دهند. بنابراين درگذار از بازاريابي تك بعدي به بازاريابي چند بعدي بايد تلاش شود تا راه حل هاي بهتر، تجارب دلپذير و فرصت هاي جذاب تر بمنظور بقاي سازمان شناسايي و به مشتريان نيز شناسانده شود، بر طبق آنچه كه پروفسور كاتلر به آنها اشاره مي كند، مشتريان امروزي از توانايي هاي زير برخوردار هستند :
Self-inform  در عصر نوين مشتريان مي توانند بدون تكيه بر متخصصان در مورد محصولات و خدمات جستجو و تحقيق كنند.
Self-evaluate مشتريان مي توانند با چند كليك بر روي ماوس ويژگيها و قيمتهاي محصولات/خدمات را با يكديگر مقايسه كنند.
Self-segment مشتريان مي توانند محصولات را طراحي و پيكربندي كنند.
Self-price مشتريان مي توانند قيمت ها را به فروشندگان پيشنهاد دهند .
Self-support مشتريان مي توانند مشكلات را با جستجوي سايتهاي مطلع و نشستها تخصصي، برطرف كنند.
Self-program مشتريان مي توانند برنامه ريزي رسانه متعلق به خود را انجام دهند .
Self-organize مشتريان مي توانند به اجتماعات مورد علاقه متصل شده و در مورد موضوعات مورد علاقه بحث كنند .
Self-advertise مشتريان مي توانند بازخوردهايي را براي همتايان خود ايجاد كنند .
Self-police مشتريان مي توانند شهرت و اعتبار توليد كنندگان را كنترل و هدايت كنند .

ايجاد خدمات متمركز براي بازار هدف
كدام دسته از مشتريان داراي ارزش بيشتري براي مؤسسه هستند و استراتژي ما درخصوص ارائه خدمت به اين دسته از مشتريان چيست؟ آيا مي توان با خلق ارزش به مشتريان بازار هدف به سود بالاتر يا كاهش هزينه دست يافت ؟ و سؤال آخر اينكه آيا با ايجاد يك شبكه بهتر يا تعريف مجدد فرايندهاي ارائه ارزش مي توان ارزش بيشتري ايجاد كرد يا خير ؟اين ها سؤالاتي هستند كه سازمانهاي امروزي در پارادايم جديد بازاريابي براي خود طرح خواهند كرد، بنابراين شناسايي ارزش مورد انتظار مشتريان بالقوه در گام نخست مطرح خواهد شد و پس از اين مرحله انتخاب ارزشهاي مورد نظر در رقابت اهميت پيدا خواهد كرد. بنابراين تجزيه و تحليل توانايي هاي سازمان در ارائه ارزش به مشتريان بازار هدف، گسترش روابط با آنها و توجه به «ارزش مادام العمر مشتري» از ويژگيهاي پارادايم جديد بازاريابي است.

تدوين استراتژي بازاريابي با رويكرد مشتري محوري
در پارادايم جديد، بازاريابي به عنوان مجموعه اي از فرايندهاي شناسايي ، خلق و ارائه ارزش عمل مي كند، البته اين فرايند ديگر بر اساس آميخته بازاريابي سنتي (۴p) بازاريابي نيست، بلكه تدوين استراتژيهاي بازاريابي در رويكردهاي نوين بر اساس (۴A) صورت مي گيرد.زيرا آميخته بازاريابي سنتي كاملاً فروشنده گرا است، در حاليكه در رويكردهاي نوين بازاريابي به منظور كسب سهم بيشتر از مشتريان، لازم است بر مبناي آميخته هاي مشتري گرايانه به تدوين استراتژي هاي بازاريابي بپردازيم. لذا در رويكرد جديد بازاريابي به منظور طراحي استراتژي بازاريابي بايستي عواملي نظير، آگاهي (Awareness)، مقبوليت و پذيرش (Acceptability) ،‌قدرت خريد (Affordability) و قابليت دسترسي (Accessibility) را در نظر بگيريم دانلود متن كامل پايان نامه با فرمت ورد : نقش «بازاريابي» در فضاي پيچيده رقابتي بانك‌هاي ايران

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۹:۱۰:۳۴ | مدير
،

حسابرسي ومسئوليت در مقابل اشخاص ثالث

حسابرسي ومسئوليت در مقابل اشخاص ثالث :

موضوع مورد حسابرسي مجموعه اي صورت هاي مالي است كه درهر سال براي ارائه مستقيم به سهامداران تهيه مي شود. اما اين صورت ها به مثابه يك كالاي عمومي  براي طيف هاي مختلفي از ساير استفاده كنندگان نيز قابل دسترسي واستفاده هستند. مشكل اساسي حسابرسان دراين زمينه اين است كه آيا آنان در مقابل اشخاص ثالث نيز ممكن است در اثر اتكا به صورت هاي مالي حسابرسي شده و دررابطه با اعمال مراقبت حرفه اي، مسئوليت دارند يا خير؟ در طي ساليان متمادي، دادگاه ها ودر ساير كشور هاي ديگر تلاش كرده اند كه با تلقي مراقبت حرفه اي به عنوان وظيفه نانوشته غير قابل انكار، پاسخ اين سوال را بدهند. البته هيچ گاه توافق همگاني در مورد اين مسئله وجود نداشته است. اين موضوع براي حسابرسان به طور ويژه وبراي حرفه حسابداري به طور كلي مشكلاتي را ايجاد كرده است. در حقيقت مسئله منافع عمومي دراين مورد مطرح بوده است. حسابرس قانوناً ملزم به حراست از شركت وسهامداران آن در مقابل كيفيت ضعيف گزارشگري مالي است. زمان وتلاش هاي صرف شده در رابطه با چنين نظارتي، قبل از هر چيز، از منظر رفاه اجتماعي قابل ملاحظه است ومنافع شخصي حسابرسان وحرفه آن ها نيز در گرو اين است كه براي توجيه منافع مالي و اجتماعي حاصل از حسابرسي، مسئوليت خودرا وسيع تر تلقي كنند. اما مسئله اين است كه آيا گشودن بابي براي مسئوليت بالقوه حسابرسان در مقابل هر شخص ثالثي كه ممكن است بر صورت هاي مالي حسابرسي شده اتكا كند منصفانه است يا نه. دراين رابطه دادگاه ها در طي دهه هاي مختلف، عوامل كليدي گوناگوني را براي گشودن معما مورد استناد قرار دادند.نخستين عامل، تركيبي از عواملي است تحت عنوان قابل پيش بيني بودن و نزديك بودن به طور منصفانه ومعقول، مورد اشاره قرار مي گيرد. وآن عبارت است از اين كه حسابرس بتواند در شرايطي كه بين شركت واشخاص ثالث قرابتي قابل ملاحظه براي اتكا بر صورت هاي مالي وجود داشته باشد. مسئوليت خودرا درمقابل اين اشخاص به گونه اي منصفانه ومعقول تعريف كند. اين اصل عمومي وپيچيده در طي مجموعه اي از تصميم هاي حقوقي در آمريكا تكامل يافته است.(لوين وريان ،1968)

در سال هاي اخير ،تدوين كنندگان خط مشي حسابداري، كيفيت هاي اصلي گزارشگري را درقالب مربوط بودن وقابل اعتماد بودن تبيين وتجويز نموده اند. از آن جا كه حسابرسان معمولاً براي اظهار نظر دراين مورد كه صورت هاي مالي حسابرسي شده بر تصميمات استفاه كنندگان تاثيرگذار بوده وبيانگر پديده هاي اقتصادي است يا خير مسئوليت هاي حرفه اي وقانوني دارند لذا اين گونه موارد براي حسابرسان حائز اهميت است. اين موارد حاكي از چنين برداشتي است كه حسابرسان از تصميمات استفاده كنندگان آگاهي دارند و مي توانند پديده هايي اقتصادي  قابل گزارش وقابل تاييد را مشاهده وآزمون كنند.(محمد رضا نيكبخت وحسين مهرباني،1385)

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۷:۲۰ | مدير
،

دانلود پايان نامه ارشد دادگاه محل وقوع جرم در تعيين صلاحيت محلي -صلاحيت و تشكيلات دادگاه كيفري يك در قانون آ.د.ك سال 1392 -متن كامل

دادگاه محل وقوع جرم در تعيين صلاحيت محلي

اصل « محاكمه متهم در دادگاه محل وقوع جرم » يك تئوري قديمي است . اين اصل با توجه به جهات عملي و مفيدي كه دارد در بسياري از قوانين آئين دادرسي كيفري ممالك پيشرفته جهان مقرر شده است ؛ زيرا در محل وقوع جرم بهتر ميتوان آثار و دلايل آنرا تحصيل كرد و مورد سنجش و ارزيابي قرار داد و باارزش واقعي آنها پي برد ، بعلاوه جرم در محل وقوع بيشتر نظم جامعه را بر هم ميزند . بزهكار بايد در همانجا محاكمه و به كيفر اعمال خود برسد تا نظم جامعه اعاده شود و درس عبرتي براي ديگران باشد .
متذكر ميشود كه اصل صلاحيت دادگاه محل وقوع جرم كه مدتها مانند يك اصل مطلق و غير قابل ترديد مورد قبول علماي حقوق جزا بودو دادگاه محل وقوع جرم مناسب ترين و شايسته ترين دادگاه براي رسيدگي بجرائم بشمار ميآيد در اين اواخر مورد انتقاد قرار گرفته و ارزش و اعتبار مطلق سابق خود را از دست داده است ؛ زيرا دادگاه محل وقوع بزه هر چند داراي مزايائي جهت رسيدگي است ليكن هميشه نميتواند بعنوان بهترين دادگاه براي رسيدگي شناخته شود . گاهي دادگاه محل سكونت يا دستگيري متهم آسانتر ميتواند بموضوع رسيدگي كند . بنا بمراتب در تعيين صلاحيت نسبي مراجع رسيدگي نبايد محل وقوع جرم را بطور مطلق ملاك و معيار قرار داد بلكه در تشخيص اين صلاحيت بايد باوضاع و احوال ارتكاب جرم ، سهولت تعقيب و جهات عملي نيز توجه نمود .
ماده 199 قانون آئين دادرسي كيفري ايران « دادگاه محل وقوع جرم » را صالح به رسيدگي شناخته و مقرر ميدارد : « هر گاه كسي مرتكب چند جرم شود در محكمه اي رسيدگي ميشود كه جرم در حوزه آن وقوع يافته و اگر شخصي مرتكب چندين جرم در جاهاي مختلف بشود در محكمه اي بآن رسيدگي ميشود كه مهمترين از جرائم در حوزه آن واقع شده است . . . » . اصل صلاحيت دادگاه محل وقوع جرم در قانون دادرسي و كيفر ارتش نيز مقرر گرديده است .

متن كامل:

پايان نامه بررسي صلاحيت و تشكيلات دادگاه كيفري يك در قانون آ.د.ك مصوب سال 1392 و مقايسه آن با دادگاه كيفري استان

در كشور ما توجه به صلاحيت دادگاه محل وقوع جرم و ناديده گرفتن صلاحيت دادگاههاي محل اقامت و دستگيري متهم بحدي است كه اداره حقوقي وزارت دادگستري در يك نظريه مشورتي كه در مقام تفسير ماده 199 مذكور بيان گرديده چنين اظهار نظر كرده است : « . . . متهمي كه مرتكب چند جرم از يك درجه شود در صورتي دادسراي محل دستگيري وي صالح به رسيدگي خواهد بود كه لااقل يكي از جرائم ارتكابي در حوزه قضائي آن واقع شده باشد ... و حتي هيئت عمومي ديوان عالي كشور در يك رأي وحدت رويه اعلام داشته است كه : « . . . اصولاً رسيدگي به جرائم بايد در دادگاهي باشد كه جرم در حوزه آن واقع شده است و با وقوع جرم در حوزه قضائي استان پنجم رسيدگي بآن در دادگاه شهرستان بروجرد كه جزو حوزه قضائي استان ششم است مستند قانوني ندارد . . . » (احمدي ،1371، ص103)

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۴:۰۶ | مدير
،

دانلود پايان نامه پشته پروتكلي شبكه­هاي حسگر --بهبود خوشه بندي شبكه هاي حسگر بيسيم

خريد و دانلود متن كامل:

پايان نامه ارشد كامپيوتر - نرم افزار دانشگاه آزاد ساري:بهبود خوشه بندي شبكه هاي حسگر بيسيم با استفاده از تركيب الگوريتم ژنتيك و كلوني مورچگان

پايان نامه ارشد كامپيوتر - نرم افزار دانشگاه آزاد ساري:بهبود خوشه بندي شبكه هاي حسگر بيسيم با استفاده از تركيب الگوريتم ژنتيك و كلوني مورچگان

پشته پروتكلي

مطابق شكل2-3 پشته پروتكلي شبكه­هاي حسگر از يك طرف داراي پنج لايه شامل لايه­ هاي فيزيكي، پيوند و كنترل رسانه انتقال، شبكه، انتقال و كاربرد و از طرفي داراي سه فاز مديريت انرژي، مديريت حركت و مديريت وظيفه است . وظيفه لايه فيزيكي عمليات مدولاسيون و ارسال و دريافت در سطح پايين مي­باشد. لايه كنترل دسترسي رسانه بايد قادر باشد با حداقل تصادم به روش پخش همگاني با هر گره همسايه ارتباط برقرار كند. لايه شبكه وظيفه مسيريابي را بر عهده دارد. لايه انتقال وظيفه مديريت جريان انتقال بسته­ها را در صورت نياز كاربرد بر عهده دارد. بسته به كاري كه شبكه براي آن طراحي شده انواع مختلف نرم­افزارهاي كاربردي مي­تواند روي لايه كاربرد استفاده شود و خدمات مختلفي را ارائه نمايد.

شكل 2-3: پشته پروتكلي شبكه¬هاي حسگر

شكل 2-3: پشته پروتكلي شبكه­هاي حسگر

شكل 2-3: پشته پروتكلي شبكه­هاي حسگر

فاز مديريت انرژي با دخالت در كليه لايه­ها، چگونگي مصرف انرژي براي گره را تعيين مي‌كند. در واقع براي كاهش مصرف انرژي به الگوريتم­ها و پروتكل­هاي انرژي آگاه نيازمنديم. مثلا اينكه يك گره پس از دريافت يك پيغام از يكي از همسايگانش، دريافت كننده­اش را خاموش كند باعث جلوگيري از دريافت دوباره پيغام و در نتيجه كاهش مصرف انرژي مي‌گردد. ايده ديگري كه مي­تواند همزمان استفاده شود اين است كه گره­اي كه به سطح پايين انرژي رسيده به همسايه­هايش اعلام همگاني مي­كند كه انرژي­اش در حال اتمام است و نمي­تواند در مسيردهي پيغام­ها شركت داشته باشد. گره­هاي همسايه پس از آن، پيغام­ها را از طريق گره­هاي ديگر مسيردهي خواهند كرد. فاز مديريت حركت، كه به بكارگيري روش­هاي مكان آگاه در لايه­هاي مختلف بر مي­گردد، جابجايي گره را تشخيص داده و ثبت مي­كند بنابراين رد گره متحرك دنبال و در صورت لزوم مديريت مي­شود. فاز مديريت وظيفه وظايف گره­ها را زمان­بندي كرده و متعادل مي­سازد. مثلا اگر وظيفه حس به يك ناحيه معين محول شد همه گره­هاي حسگر آن ناحيه لازم نيست عمليات حس را بطور همزمان انجام دهند بلكه اين وظيفه مي­تواند بسته به كاربرد به برخي گره­ها مثلا به گره­هايي كه قابليت اطمينان بيشتر يا ترافيك كمتر يا انرژي بيشتر دارند محول شود.

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰:۵۲ | مدير
،

جايگاه و ضرورت به­ كارگيري مديريت دانش در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالي

جايگاه و ضرورت به­ كارگيري مديريت دانش در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالي

در سال­هاي اخير مؤسسات معتبر آموزش عالي تغييرات مهمي را در زمينه نقش و جايگاه خود در جوامع در حال تحول از جامعه صنعت محور به جامعه دانايي محور تجربه كرده­اند. تحولات اجتماعي، كمبود­هاي مالي، رابطه متقابل بازار- دانشگاه و وجود انگيزه­ها و محرك­هاي علمي، فشار سنگيني را براي افزايش بهره­وري و استفاده بهينه از سرمايه­هاي فكري بر دانشگاه­ها تحميل كرده است. با توجه به اين كه آموزش عالي نقش استراتژيكي در توسعه برعهده گرفته است، نه به اين دليل كه خود يك صنعت است بلكه بيش­تر به اين دليل كه دانشگاه­ها منبعي از ايده­هاي جديد و سرمايه­هاي فكري هستند كه بهره­وري را دركليت اقتصاد جهاني تحت تأثير قرار مي­دهند، اهميت دانش و مديريت آن در اين مؤسسات از هر امر ديگري حياتي­تر به نظر مي­رسد. استفاده از تكنيك­ها و فناوري­هاي مديريت دانش در آموزش عالي، به اندازه كاربرد آن در بخش تجاري، ضروري و مهم است و اگر به طور مؤثر و كارامد انجام شود، مي­تواند منجر به قابليت­هاي تصميم­گيري بهتر شود، زمان چرخه­ توليد «محصول» (براي مثال، تحقيق و توسعه برنامه درسي) را كاهش دهد، خدمات آموزشي و اداري را بهبود بخشد و هزينه­ها را پايين آورد (كيدول[1] و همكاران، 2000).

متاكسيوتيس و پساراس2 (2003) سه وظيفه اصلي دانشگاه­ها را به طور مختصر بيان نموده­اند كه شامل آموزش به معناي آماده­سازي دانشجويان به اين منظور كه فراگيران دائمي و موفقي باشند، تحقيق و پژوهش به معناي گسترش مرزهاي دانش انساني و ارتقا سطح خلاقيت و ارائه خدمات به معناي خدمت به جوامع، خدمت در پست­هاي رهبري در دانشگاه و در سازمان­هاي حرفه­اي و فعاليت­هاي توسعه­اي كه براي خدمت به جوامع محلي، ملي و بين المللي در نظر گرفته شده­اند، مي­باشد. دانشگاه­ها بايد در راستاي انتظارات جامعه جهاني به حيات خود ادامه دهند. آن­ها بايد روش­هاي خوبي كه از فناوري­هاي ارتباطي و اطلاعاتي و جهاني شدن نشأت مي­گيرد را بپذيرند و خود را با آن وفق دهند.

به طور كلي دانشگاه محلي است كه در آن دانش به دست آورده مي­شود، توليد، منتشر، توزيع و به كار گرفته شده و ذخيره مي شود و تمامي اين­ها اقدامات فعالانه بسياري را مي­طلبد. محيط دانشگاه، ذاتاً براي به كارگيري اصول و روش­هاي مديريت دانش مناسب است. دلايل متعددي براي اين امر ارائه شده است:

 

  1. دانشگاه­ها معمولاً داراي زير­ساختار اطلاعاتي مدرن­تري مي­باشند (هر چند در كشورهاي در حال توسعه اين جنبه نسبتاً ضعيف است ولي در مقايسه با ديگر نهاد­ها و سازمان­هاي اين كشور­ها، اين نكته باز هم صادق است).
  2. تبادل دانش با ديگران، براي مدرسان و سخنرانان، امري طبيعي است.
  3. هدف دانشجويان، كسب دانش از منابع موجود و قابل دسترس در كوتاه­ترين زمان ممكن مي­باشد (محي الدين، 2007).

 

طبق نظر جاروس­لاو3، براي چگونگي بهره­گيري دانشگاه­ها از ايده مديريت دانش و اصول آن، سه امكان وجود دارد:

-  تدريس آن­ها در يك دوره آموزشي مناسب

- به كارگيري آن­ها براي حمايت از تصميمات مديريتي آن، ارتقا سطح مديريت و بهره­وري اسناد داخلي، افزايش سطح انتشار دانش و اطلاعات

- استفاده از آن براي ايجاد يك تغيير كيفي در خود فرايند آموزشي و تحصيلي (جاروس­لاو، 2000).

طرح اتخاذ و اجراي اصل مديريت دانش در دانشگاه را مي­توان با يكي از راه­هاي زير آغاز نمود:

 

١. روش نزولي (از بالا به پايين): از سطح دانشگاهي شروع مي­شود و به سطح دانشكده­اي مي­رسد.

٢. روش صعودي (از پايين به بالا): از سطح دانشكده­اي شروع مي­شود و به سطح دانشگاهي مي­رسد.

  1. روش چرخه­اي: از سوي مديريت عالي دانشگاه دستورالعمل صادر مي­شود، چندين دانشكده­ انتخابي دستورات را برنامه­ريزي، طراحي و اجرا خواهند كرد و سپس آن را به مديريت عالي گزارش خواهند داد. مديريت عالي فعاليت­هاي اجرايي دانشكده­ها را نظارت و بازبيني مي­نمايد و بازخوردي ارائه مي­دهد. سپس دانشكده­ها آن را بازبيني و اصلاح خواهند كرد تا زماني كه نتيجه مطلوب، حاصل آيد (مختار، 2004).در بررسي منافع و دستاوردهاي دانشگاه­هايي كه به طور اثربخش مديريت دانش را به كار مي­گيرند، مديران پنج مزيت سرعت فرايند، مزيت پايدار از طريق نوآوري مداوم، شناسايي و سازگاري با تغييرات، تداوم، حفظ و رشد دارايي­هاي فكري را ذكر كرده­اند (رادينگ[1]،1383، ص83 ). در نهايت بايد بيان داشت كه دانشگاه­ها و آموزشگاه­ها براي اعمال شيوه­هاي مديريت دانش به منظور حمايت از هر قسمت از رسالت خود، از آموزش گرفته تا خدمات عمومي و تحقيق و پژوهش، موقعيت­هاي مهمي را دارا مي­باشند. مديريت دانش نبايد براي مؤسسات آموزش عالي، يك ايده كاملاً جديد به نظر برسد، بلكه چرخش جديدي پيرامون هدف نهايي آن­هاست. اما اجراي آگاهانه و خردمندانه شيوه­هاي مديريت دانش، درسي است كه هوشمندترين سازمان­ها در بخش­هاي تجاري و غير انتفاعي در حال آموزش و يادگيري مجدد آن هستند[1]. Radding

[1]. Kidwell    2. Metaxiotis & Psarras     3. Jaroslave

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۸:۵۷:۳۸ | مدير
،

واسه ترك اعتياد از كجا بايد شروع كنيم؟ 

زماني كه با اعتياد دست وپنجه نرم مي كنين، ترك اون از نظر خودتون يك هدف غيرممكن مثل اينكه. مهم نيس تا چه حد غرقِ اعتياد شده باشين، اما آزادي از اون هيچ وقت غيرممكن نيس. با درمان درست، حمايت دور و بريا و يافتنِ دليل اصلي اعتياد، تغيير امكان پذيره. حتي اگه واسه ترك اعتياد سعي كردين و موفق نشده ايد، نبايد اميدتون رو از دست بدين. شك نداشته باشين واسه آزادي از اعتياد، مشكلاتي وجود دارن كه بايد اونا رو بگذرونين، اما همين كه به ترك اعتياد فكر كنين، يعني در راه بهبود قدم ورداشته ايد.

 

شكست دادن اعتياد: تصميم گيري واسه تغيير

واسه خيلي از كسائي كه گرفتارِ اعتياد هستن، قدم اول يا «تصميم گيري واسه تغيير» سخت ترين قدم هستش. اگه احساس مي كنين آمادگيِ تغيير رو ندارين، نگران نباشيد، چون اين دودلي طبيعي حساب مي شه. ترك اعتياد لازمه تغييرات زياديه، مثلا تغيير در:

  • نحوه ي مقابله با استرس؛
  • نحوه ي گذراندن اوقات فراغت؛
  • نحوه ي انتخاب دوست؛
  • نحوه ي تفكر درباره خودتون.

با وجود اينكه ميدونيد ماده مخدري كه گرفتارش هستين در زندگي شما مشكل ساز شده اما، طبيعيه كه واسه تركش به اختلاف داخلي دچار شيد. ترك اعتياد به زمان، انگيزه و حمايت دور و بريا نياز داره. شما حق دارين قبل از شروع درمان، موقعيت شخصي خودتون رو آزمايش كنين.

فكر كردن به تغيير

  • مراقب زمان و ميزان مصرف تون باشين تا بتونين به نقش اعتياد در زندگي تون بهتر پي ببرين.
  • فهرست مشكلات و امتيازات ترك اعتياد، همين طور هزينه ها و امتيازات نبود ترك اعتياد رو تهيه كنين.
  • به چيزايي كه در زندگي واسه تون مهم هستن، فكر كنين: همسر، فرزندان، شغل، سلامتي و علايق تون. اعتياد شما چه تأثيراتي بر اونا مي ذاره؟
  • نظرِ فردي رو كه به اون اعتماد دارين درباره اعتيادتان بپرسيد.
  • از خودتون بپرسيد چه چيزايي مانع تغيير شما مي شن و چه چيزايي مي تونن به تغيير شما كمك كنن؟

آمادگي واسه ترك اعتياد در ۵ مرحله مهم

  1. دلايل ترك اعتياد رو به خودتون يادآوري كنين.
  2. سعياي گذشته خود رو واسه ترك اعتياد بررسي كنين. اقدامات موثر يا بي فايده رو شناسايي كنين.
  3. اهداف دقيق و قابل اندازه گيري اي رو واسه خودتون مشخص كنين، مثلا روز خاصي واسه شروع ترك اعتياد يا محدود كردنايي واسه مصرف مواد مخدر.
  4. تموم چيزايي رو كه يادآور اعتياد شمان از خونه، محل كار و جاياي ديگر دور كنين.
  5. به خونواده و دوستان خود اعلام كنين كه قصد ترك اعتياد دارين و از اونا خواسته حمايت كنين.

آشنايي با گزينه هاي درماني

پس از اينكه تصميم به ترك اعتياد گرفتيد، وقتِ اينه كه به دنبال گزينه هاي درماني تون بريد. هنگام سبك سنگين كردن گزينه هاي درماني به ياد داشته باشين كه:

هيچ درماني واسه همه موثر نيس. افراد مختلف نيازاي متفاوتي دارن. درمان اعتياد بايد با موقعيت فرد معتاد متناسب باشه. يافتن يك برنامه درست واسه ترك اعتياد خيلي مهمه.

در مراحل ي درمان نبايد فقط به اعتياد فرد پرداخته شه. اعتياد كل زندگي فرد رو تحت اثر قرار مي ده، مثل روابط، شغل، بهداشت و سلامت رواني. موفقيت درمان به ايجاد يك راه جديد واسه زندگي و يافتن دلايلِ اصلي روي آوردن به اعتياد بستگي داره. مثلا، ممكنه وابستگي به مواد مخدر به دليل نبود توانايي فرد در مديريت استرس باشه كه در اين صورت، فرد بايد راه هاي سالم تري رو واسه مقابله با موقعيتاي استرس زا پيدا كنه.

 

تعهد و پيگيري واسه به نتيجه رساندن مراحل ي درمان مهمه. ترك اعتياد يك مراحل ي سريع و آسون نيس. كلا، هرچه سابقه اعتياد فرد طولاني تر باشه، مراحل ي درمان اونم طولاني تر هستش. در هر صورت، مراقبتاي دراز مدت تكميلي واسه بهبود، لازمن.

جاياي خيلي واسه دريافت كمك وجود دارن. همه افراد به سم زدايي مراقبت شده ي پزشكي يا اقامت دراز مدت در مراكز ترك اعتياد نياز ندارن. مراقبتي كه فرد معتاد به اون نياز داره به عوامل مختلفي بستگي داره، مثل سن، سابقه اعتياد و شرايط پزشكي يا رواني. علاوه بر پزشكان و روان شناسان، خيلي از روحانيون، مددكاران اجتماعي و مشاوران واسه درمان اعتياد خدماتي رو ارائه مي كنن.

زماني كه تصميم به ترك اعتياد گرفتيد، علاوه بر ترك، واسه هرگونه مشكل پزشكي يا رواني ِ ديگري هم كه به اون دچاريد، كمك بگيرين. شانس موفقيت شما در ترك اعتياد با درمان كامل ، بيشتر مي شه. لب كلام اينه كه فرد معتاد از يك تيم يا مركز درماني، خدمات ترك اعتياد و سلامت روان رو توأم دريافت كنه.

خواسته كمك

سعي نكنين به تنهايي اعتياد خود رو ترك كنين. موفقيتِ هر راه و روش درماني، به داشتن تشويق كننده و پشتيبان بستگي داره. هرچقدر دور و بريا بيشتري واسه دل گرمي و مشورت داشته باشين، شانس درمان تون بيشتر مي شه.

به حمايت خونواده و دوستان نزديك خود اميد داشته باشين. حمايت اين افراد سرمايه باارزشي در مراحل بهبوده. اگه به خاطر شكستاي گذشته تون در ترك اعتياد، تمايلي به پناه آوردن به عزيزان خود ندارين از مشاور خواسته كمك كنين.

با آدماي سالم روابط اجتماعي برقرار كنين. اگه زندگي اجتماعي شما در گذشته به مواد مخدر متكي بوده، چاره اي جز قطع روابط ناسالم و ايجاد روابط جديد نخواهيد داشت. ايجاد رابطه با دوستان سالم و دل سوز كه از شما در مراحل ي درمان حمايت كنن، خيلي مهمه. سعي كنين در يك كلاس ثبت نام كنين، در رويدادهاي اجتماعي مشاركت داشته باشين و به گروه هاي مدني ملحق شيد يا در انجمناي خيريه داوطلبانه شركت كنين.

به كمپاي ترك اعتياد بريد. اين كمپا فضاي امن و مجهزي رو واسه گذراندنِ زمان درمان فراهم مي كنن، به ويژه واسه كسائي كه سرپناهي ندارن يا در محيطي زندگي مي كنن كه بيشتر افراد آلوده به مواد مخدر هستن.

جلسات درماني رو جدي بگيرين. به كمپاي ترك اعتياد كه داراي تابلو و مجوز رسمي از سازمان بهزيستي هستن مراجعه كنين و در جلسات آزاد اونا شركت كنين تا با تجربيات بقيه در مورد ي ترك اعتياد و كارايي كه واسه پاك ماندن انجام دادن، آشنا شيد. سپري كردن زمان با كسائي كه مشكل شما رو درك مي كنن و راه بهبود رو گذروندن، خيلي مؤثره.

يادگيريِ روشاي سالم واسه مقابله با استرس

پس از فكر كردن به تغيير و شروع درمان، بازم بايد با مشكلاتي روبرو شيد كه باعث اعتياد شما شدن. در گذشته واسه فرونشاندن احساسات دردناك، آروم كردن خودتون پس از يك روز سخت يا فراموش كردن مشكلات ، از مواد مخدر استفاده كردين؟ زماني كه مراحل ي درمان رو شروع مي كنين، ممكنه دوباره سروكله ي اين احساسات منفي (كه قبلا سعي مي كردين با مواد مخدر سركوب شون كنين)، پيدا شه. واسه موفقيتِ درمان، اول بايد مشكلات پايه اي زندگي تون رو حل كنين.

زماني كه مشكلات پايه اي زندگي تون رو حل كردين، بعضي وقتا ممكنه استرس، تنهايي، نااميدي، خشم، شرمساري و استرس رو تجربه كنين، اما فراموش نكنين كه همه اين احساسات طبيعي هستن. يافتن راه هاي سالمِ مقابله با اين احساسات هنگام بروز اونا، بخش مهمي از درمان و بهبود شما هستش.

از بين بردن استرس بي مواد مخدر

اعتياد معمولا از سعياي نادرست واسه مديريت استرس نشأت ميگيره. خيلي از آدما واسه آروم كردن خودشون پس از اتفاقات استرس زا و تلخ يا سرپوش گذاشتن روي خاطرات و احساسات دردناك، به الكل و مواد مخدر پناه ميارن، اما واسه مديريت استرس، راه هاي سالم تري هم هست.

شما مي تونين مشكلات تون رو بي تكيه به اعتياد مديريت كنين. راه حلاي سريع و جور واجورِ مقابله با استرس واسه يه سري از آدما بهتر از بقيه جواب مي ده. نكته ي مهم اينه كه راه حل مناسب خودتون رو پيدا كنين. زماني كه به توانايي خودتون واسه مقابله ي سريع با استرس اطمينان پيدا كنين، روبرو شدن با احساسات شديد ديگر مثل گذشته، تهديدآميز يا دردناك نخواهد بود.

  • ورزش كنين. پياده رويِ سريع مي تونه واسه تغيير روحيه ي شما كافي باشه. يوگا و مديتيشين هم روشاي خوبي واسه سركوب استرس و يافتن تعادل هستن.
  • از محيطي كه در اون با استرس روبرو شدين، دوري كنين. از نور آفتاب، هواي تازه و تماشاي مناظر زيباي بيرون لذت ببرين.
  • سعي كنين از نوازش گربه، سگ يا هر حيوان خونگي ديگري كه دارين، آرامش بگيرين.
  • از حس بويايي تون بهره بگيرين. گلا يا دانه هاي قهوه رو بو كنين يا از بوييدن عطري لذت ببرين كه خاطرات شيريني از گذشته رو به ياد شما مياره. چشمان تون رو ببنديد و اون خاطرات شيرين رو تجسم كنين تا استرس رو از خودتون دور كنين.
  • از خودتون پذيرايي كنين. واسه خودتون چاي بريزين، به گردن و شونِه هاتون نرمش بدين. دوش آب گرم بگيرين.

باعثا و تمايلات شديد خود رو كنترل كنين

بهبود شما به پاك شدن تون ختم نمي شه. مغز شما واسه بهبود و بازسازيِ ارتباطات گذشته به زمان نياز داره. بين اين بازسازي، ممكنه دوباره به مصرف مواد مخدر تمايل پيدا كنين، اما مي تونين با دوري از آدما، جايا و موقعيتايي كه باعث تمايل شما به مصرف مواد هستن، از روند بهبود خود پشتيباني كنين.

از دوستاني كه مواد مصرف مي كنن دوري كنين. با اين افراد رفت و اومد نكنين. با كسائي رابطه داشته باشين كه از تصميم شما واسه ترك اعتياد حمايت مي كنن، نه كسائي كه سعي مي كنن شما رو به عادتاي خراب كردن كننده گذشته جهت بدن.

از نوشيدن مشروبات الكلي خودداري كنين. مشروبات الكلي موجب تضعيف خودمون داري و قضاوت شما مي شن و تضعيف اين دو خيلي آسون شما رو به مصرف مواد مخدر جهت مي ده. متأسفانه رسيدن به مواد مخدر خيلي سخت نيس و وسوسه ي مصرف مواد حتي در زمان درمان هم زياد هستش. پس بهترين كار اينه كه از هرگونه موقعيت و محيطي كه به نحوي با مواد مخدر در ارتباطه، دوري كنين.

اطلاعات درستي رو درباره سابقه اعتياد خود به درمان گر بدين. اگه از مصرف داروهاي خونه منع شدين، اما به خدمات پزشكي يا دندان پزشكي نياز دارين و درد مي كشين، رو راست بگيد و خواسته كمك كنين تا راه چاره اي به شما پيشنهاد بشه يا كمه كمِ داروهاي لازم واسه شما تجويز شن. شما هيچوقت نبايد به خاطر اعتيادي كه گريبان گير شما بوده، احساس شرم يا پستي كنين يا از مصرف دارو واسه آرامش درد منع شيد. در صورت مشاهده ي اينجور رفتارهايي، واسه ترك اعتياد بايد به مراكز ديگري مراجعه كنين.

در استفاده از داروهاي نسخه دار با احتياط باشين. از اين داروها خودداري كنين يا اگه مجبور به استفاده از اونا هستين، خيلي طرف احتياط رو رعايت كنين. داروهايي كه وسوسه يا احتمالِ سوءاستفاده از اونا بالاست، عبارتند از: خونها، قرصاي خواب آور و داروهاي ضد استرس.

مقابله با تمايل به مصرف مواد مخدر

بعضي وقتا نميشه جلوي تمايلات رو گرفت، پس آشنايي با راه هاي مقابله با اين وسوسها مهم و ضروريه:

  1. خودتون رو سرگرم فعاليتي كنين كه حواس تون رو پرت كنه: كتاب بخونين، با دوستان تون ملاقات كنين، به سينما بريد، خودتون رو غرق يك سرگرمي كنين، پياده روي يا ورزش كنين. زماني كه خودتون رو سرگرم اين كارا كنين، ميل به مصرف مواد مخدر كاهش پيدا ميكنه.
  2. درباره اين تمايل با بقيه صحبت كنين: هر زمان كه تمايل به مصرف مواد مخدر به سراغ تون اومد، اين موضوع رو با دوستان يا اعضاي خونواده در بين بذارين. صحبت كردن مي تونه در شناسايي دقيق منبع اين تمايل، خيلي مفيد باشه. امتياز ديگر صحبت كردن اينه كه معمولا باعث فرونشاندن اين تمايل خراب كردن كننده مي شه و به حفظ تعهد شما واسه ترك اعتياد كمك مي كنه. پس، نبايد تمايل به مصرف مواد مخدر احساس بدي رو در شما بسازه، چون خيلي آسونِ صحبت كردن با بقيه مي تونين با اون مقابله كنين.
  3. مِيل سواري كنين: خيلي از آدما سعي مي كنن در برابر تمايلات خود مقاومت كنن، در حالي كه بعضي از اين تمايلات اون قدر قوي هستن كه نميشه اونا رو نديده گرفت. زماني كه با اين تمايلات روبرو مي شيد، بهتره مثل يك موج سوار روي امواج تمايلات منفي سوار شيد تا اوج بگيرن، بشكنند و آخرسر به امواج كف آلودِ ضعيف تبديل شن. به اين تكنيك «ميل سواري» ميگن.
  4. افكارتان رو به رقابت بكشين و اونا رو تغيير بدين: خيلي از آدما هنگام روبرو شدن با ميل شديد به مصرف مواد، فقط اثراتِ مثبت مواد مخدر رو به ياد ميارن و نتايج منفي اونو فراموش مي كنن. پس، بهتره به خودتون يادآوري كنين كه اگه دوباره به مواد روي بيارين، حال تون بهتر نخواهد شد و هر تلاشي كه واسه ترك اعتياد كردين، به هدر خواهد رفت. مهم تر از همه، عزيزان تون رو نااميد مي كنين. واسه اينكه اين نتايج رو فراموش نكنين، مي تونين اونا رو روي يك كارت كوچيك بنويسين و هميشه همراه خود داشته باشين.

اين چار راه حل از طرف «مؤسسه ي ملي سوءمصرف مشروبات الكلي و اعتياد به الكل» اقتباس شده.

يك زندگي با معني و خالي از مواد مخدر بسازيد

شما مي تونين با داشتنِ فعاليتا و علايقي كه به زندگي تون معنا ميدن، از خودتون در برابر وسوسهاي بازگشتن به اعتياد، محافظت كنين. خيلي مهمه كه به كارايي مشغول شيد كه از انجام شون لذت مي برين و به شما احساس مفيد بودن ميدن. زماني كه زندگي شما پُر از فعاليتاي مفيد و هدفمند شه، ديگر اعتياد جذابيتي واسه شما نخواهد داشت.

يك سرگرمي جديد پيدا كنين: كارايي رو بكنين كه شما رو به تخيل و خلاقيت وامي دارن. خودتون رو سرگرم كارايي كنين كه هميشه دوست داشتين روزي اونا رو بكنين.

سرپرستي يك حيوان خونگي رو قبول كنين: بله! قبول كردن يك حيوان خونگي مسئوليت مهميه، اما اين احساس رو به شما مي ده كه موجود ديگري شما رو دوست داره و به مراقبتايي كه از اون مي كنين نيازمنده. ، وجود حيوان خونگي باعث مي شه به خاطر اون از خونه بيرون بريد و فعاليت جسمي تون رو بيشتر كنين.

عضو فعالي از جامعه ي خود باشين: مشاركت و فعاليت در گروه هاي اجتماعي سالم رو جانشينِ اعتياد خود كنين. داوطلبانه در مساجد، انجمناي خيريه و هر جاي ديگري كه وجودتون مي تونه واسه بقيه مفيد باشه، شركت كنين.

اهداف معناداري رو واسه خودتون مشخص كنين: داشتن هدفي كه به اميد رسيدن به اون سعي كنين مثل پادزهر قدرتمندي در برابر اعتياد عمل مي كنه. مهم نيس اين اهداف چه باشن بلكه مهم اينه كه شما اهدافي دارين و واسه رسيدن به اونا مصمم هستين.

مراقب سلامتي تون باشين: ورزش منظم، خواب كافي و عادات غذايي سالم به بالا نگه داشتن سطح انرژي و پايين نگه داشتن سطح استرس شما كمك مي كنن. هر چقدر بيشتر بتونين سالم بمونين و احساس جسمي خوبي داشته باشين، پاك ماندن تون آسون تر ميشه.

اجازه ندين برگشت كردن اعتياد بر شما مسلط شه

برگشت كردن اعتياد، بخش رايجي از مراحل ترك اعتياده. با اينكه برگشت كردن اين مريضي اتفاق نااميدكننده ايه، اما مي تونه فرصتي واسه مرور اشتباهات گذشته، شناسايي باعثاي بيشتر و اصلاح روند درمان باشه.

چه عواملي باعث برگشت اعتياد مي شن؟

باعثاي متنوعي مي تونن افراد رو در خطرِ بازگشت به الگوهاي مخرّب قديمي قرار بدن. دلايل يا زمينه هاي برگشت اعتياد واسه هر فردي متفاوت از ديگريه. بعضي از دلايل عادي اون عبارتند از:

  • احساسات منفي (خشم، غم، آسيب روحي يا استرس)؛
  • احساسات مثبت (اينكه بخواهيد حال تون از اون چه كه هست بهتر بشه)؛
  • ناراحتي جسمي (مشكلاتِ ترك اعتياد يا درد فيزيكي)؛
  • آزمودنِ خودمون داري («من مي تونم فقط يك نخ سيگار بكشم و وسوسه نشم»)؛
  • دعوا با بقيه (جروبحث با همسر، خونواده يا دوستان نزديك)؛
  • فشارهاي جامعه واسه مصرف (تصور اينكه مصرف مواد مخدر چيز غير معمولي نيس)؛
  • مهمانيا و اوقات خوش با خونواده با دوستان.

نكته ي مهمي كه بايد به ياد داشته باشين اينه كه برگشتِ اعتياد به معناي شكست مطلق درمان نيس. هيچوقت اميدتون رو از دست ندين. با دكتر يا مشاور خود تماس بگيرين و دوباره در جلسات ترك اعتياد شركت كنين. زماني كه دوباره واسه ترك اعتياد آمادگي پيدا كردين به باعثايي كه باعث برگشت اعتياد شما شدن، قدمايي كه اشتباه برداشتيد و قدمايي كه مي تونستيد وردارين، فكر كنين. هر زمان كه اراده كنين مي تونين دوباره مراحل ي ترك اعتياد رو از نو شروع كنين و از تجربه شكستاي قبلي خودتون و بقيه واسه تقويت تعهد دوباره ي خودتون بهره بگيرين.

برگرفته از: Helpguide.org

 
 
 

 

 


 

 

"

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۸:۵۴:۲۳ | مدير
،

دانلود پايان نامه ارشد اثربخشي واقعيت درماني در تمايز يافتگي و هم وابستگي زوجين ناسازگار -پايان نامه مقطع ارشد

هم وابستگي چيست و هم وابسته كيست؟

هم‌وابستگي به عنوان يك مفهوم روان شناختي در اواخر دهه هفتاد از قرن بيستم در ايالات متحده آمريكا بيان شد. در ابتدا اين مفهوم براي توصيف يك شخص يا اشخاصي كه با شخص وابسته به الكل در ارتباط بودند؛ استفاده مي شد(سابي,1987) (Laizane, 2012).

لازم به توضيح است كه بايد بين واژه­ي هم­وابستگي و وابستگي متقابل تمايز قائل شد. وابستگي متقابل نوعي وابستگي سالم و پويا است كه در يك رابطه بين دو نفر ايجاد مي­شود ولي هيچكس نيازمند آن نيست كه طرف مقابل را به خود نيازمند كند و احساس ناامني و نگراني در آن وجود ندارد. ولي هم­وابستگي رابطه­اي بيمارگونه است كه در ‌آن دو طرف محتاج  ونيازمند بودن طرف مقابل هستند و هر يك از نياز ديگري در جهت ارضاء نياز خود بهره مي­گيرد و معمولاً يكي يا هر دو نفر در اين رابطه درگير انواع اعتيادها و رفتارهاي وسواسي مي­گردد. به عبارت واضح­تر، هم­وابسته «معتاد به معتاد» است و هم­وابستگي «اعتياد به اعتياد» (ويتفيلد چارلز 1991 ترجمه معصوميان, 1382).

نوروزي (1388) به سادگي، واژه­ي هم­وابستگي را چنين تعريف كرده:

« هم­وابستگي ويژگي فردي است كه به يك معتاد وابسته شده است. و ...به زندگي با معتاد عادت كرده  و گاه حتي رفتارش باعث تشويق اعتياد او هم مي­شود."

آدمي همواره بدنبال آسايش و خوشبختي است، در هم­وابستگي در فقدان شديد اين خوشبختي، به دنياي خارج از خود متوسل مي­شود و چيزي غير از خود حقيقي را دنبال مي­كند و تمامي حواسش متمركز بر خارج از خود مي­شود. حال آنكه انسان بايد هوشيارانه مسئوليت زندگي، نيازها، باورها و خواسته­ها­يش را با خود حقيقي و باور به آن بپذيرد. اين جستجو در دنياي خارج و وابستگي به آن تا بدان جا كه خود دروغين ساخته مي­شود، زندگي ما را مختل و وضعيت ما را به «بي­خودي» مي­كشاند. در اين شرايط فرد دچار احساس پوچي، آشفتگي و رنج است. به گفته­ي ويتيفيلد در كتاب هم­وابستگي "ما در درونمان يك بخش الهي داريم، اين بدان معني است كه قدرت مطلق در درون ماست و ما هم در درون آن هستيم (ويتفيلد چارلز 1991 ترجمه معصوميان, 1382).

هم­وابستگي، بيماري گم­شدگي خود است كه ريشه­ي بيماري­هاي جسمي، رواني، عاطفي و روحي ما مي­شود. هم­وابسته­ها چنان مشغول  ديگران مي­شوند كه نيازها و رفتارهاي خود را بر پايه­ي نياز و رفتار ديگران  مي­سازند و تماسشان را با آنچه در درونشان مي­گذرد از دست مي­دهند. هم­وابستگي شايع­ترين نوع اعتياد است (ويتفيلد چارلز 1991 ترجمه معصوميان, 1382).

در اصل، هم‌وابستگي به الگو هاي قابل تشخيص رفتاري و نگرش هاي شخصيتي موجود در اعضاي خانواده يا همسران افراد الكلي اشاره دارد (كرماك[1], 1986). در سال هاي اخير ساختار هم‌وابستگي در معرض هر رويداد مزمن استرس زا در محيط خانواده مثل سوء استفاده جسمي، جنسي يا احساسي، غفلت، يا آسيب روحي مفرط، قرار گرفته است (لاگهد[2], 1991) (Shih-Hua, 2010).

هم‌وابستگي به  "الگويي از وابستگي دردناك به رفتارهاي اجباري و مورد تاييد ديگران در تلاش براي يافتن امنيت، ارزش شخصي، و هويت" گويند (وگچيدر[3] ,1990) (Shih-Hua, 2010). ما از زمان تولد با الگوهاي غلط از طرف خانواده، معلمان، دوستان، قهرمانان زن و مرد مي­توانيم الگوهاي رفتار هم­وابسته را ببينيم و بياموزيم. بدين ترتيب هم­وابستگي مي­تواند بيماري مسري و اكتسابي قرن حاضر باشد (ويتفيلد چارلز 1991 ترجمه معصوميان, 1382).

اغلب هم­وابسته­ها دچار مشكلات زيادي هستند از جمله: بي­تفاوتي عاطفي، افسردگي، اعتماد به نفس ضعيف، رفتارهاي اعتيادي به غذا، قمار يا حتي مواد، مشكلات جسمي و نقص ارتباطي (نوروزي, 1388).

تجزيه و تحليل هاي آخرين تحقيقات روي هم‌وابستگي و بررسي تفاسير مختلف از هم‌وابستگي توسط آقاي دير[4] و همكارانش انجام شد. آن ها به اين نتيجه رسيدند كه اكثريت محققان چهار ويژگي اصلي هم‌وابستگي را بيان مي كردند: 1) گرايش بيش از حد (تمركز) بر ديگران، 2) از خودگذشتگي و ايثار، 3) تمايل بيش از حد براي كنترل افراد ديگر، و 4) پنهان كردن، سركوب احساسات فرد، ناتواني در ابراز احساسات(دير 2005) (Laizane, 2012).

گفته شده است كه هم‌وابستگي ريشه در گسترش رفتارهاي بقا در خانواده هاي ناكارآمد دارد. استافورد [5]2001 ميزان هم‌وابستگي را بررسي كرده و روي اندازه هم وابستگي تحقيقاتي انجام داد و اين امر را ارائه كرد كه معيار هاي تشخيصي براي رسيدن به يك اتفاق نظر در ارزيابي صفات فردي هم وابستگي و اختلالات بسيار مبهم و مختلف هستند (Laizane, 2012).

[1] Cermak, T.

[2] Loughead

[3] Wegscheider

[4]Dear

[5] Stafford

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۸:۵۱:۰۵ | مدير
،

http://naubahar.ir/%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%b1%dbhttp://naubahar.ir/%d9%85%d8%af%d9%84%e2%80%8f%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7/

برخي از مدل‏هاي هوش هيجاني

مدل بار ـ آنبارـ آن (1996) با ساخت يك مقياس 133 ماده اي، مفهوم بهره هيجاني[1] را مطرح كرد. با اين مقياس مجموعه وسيعي از صفات مختلف مانند خودآگاهي هيجاني خود شكوفايي، خوشبيني، استقلال، مسئوليت اجتماعي، تحليل استرس و احساس خوشبختي سنجيده مي‏شود. او براين اساس هوش هيجاني را به عنوان يك مجموعه از ظرفيت ها، قابليت‏ها و مهارت‏هاي غير شناختي مي‏داند كه توانايي‏هاي فرد را در برخورد موفقيت آميز با مقتضيات و فشارهاي محيطي، بالا مي‏برد (بار ـ آن و پاكر، 2000).

بار ـ آن در كارهاي بعدي خود مفهوم بهره هيجاني را گسترش مي‏دهد و در پنج مولفه آن را سازمان مي‏بخشد. پپنج مولفه هوش هيجاني از نظر بار ـ آن به شرح ذيل مي‏باشد:

الف) بهره هيجاني درون شخصي [2]كه به اجزايي از قبيل خودآگاهي، شكوفايي و استقلال تقسيم مي‏شود.

 

ب) بهره هيجاني بين شخصي[3] كه شامل همدلي، روابط بين فردي و مسئوليت پذيري اجتماعي مي‏باشد.

ج) بهره هيجاني قابليت سازش يافتگي [4]كه اجزاي آن عبارتند از انعطاف پذيري آزمون واقعيت و توانايي حل مساله

د) بهره هيجاني مديريت استرس[5] كه كنترل تكانه و تحمل استرس را در بر مي‏گيرد.

ه) بهره هيجاني خلق عمومي[6] كهبه اجزايي مانند اميداوري و شادماني تقسيم مي‏گردد.

رويكرد بار ـ آن به دليل پشتوانه نه چندان محكم و استفاده از مفاهيم سنتي روان شناسي توجه چنداني در محافل علمي كسب نكرده است و تنها مفهوم بهره هيجاني او مورد توجه سازمان‏هاي تجاري قرار گرفته است (قرباني و همكاران، 1381). با اين حال مقياس بهره هيجاني بار ـ آن به خوبي با ساختار نظري وي همخوان است و خرده مقياس‏هاي پاياني خوبي نشان داده اند (آستين و همكاران، 2005).

مدل گلمن

گلمن (1995) در كتاب عمومي و غير تخصصي، به تفضيل درباره هوش هيجاني بحث كرده و آن را در سطح گسترده اي معرفي كرده است. او تعداد از مهارت‏هاي ارتباطي و اجتماعي را كه با درك و ابزار هيجان‏ها هم بسته است، به عنوان مولفه‏هاي هوش هيجاني معرفي مي‏نمايد. گلمن چارچوب مورد نظر خود را در سال 1998 مورد تجديد نظر قرار مي‏دهد و آن را به صورت زير معرفي مي‏كند :

الف) خودآگاهي[7] : شامل مواردي چون آگاهي هيجاني و اعتماد به نفس

ب) خود نظم بخشي[8] : شامل مواردي چون خود كنترلي و نوآوري

ج) انگيزش[9] : شامل مواردي چون كشاننده پيشرفت، ابتكار عمل و خوشبيني

د) همدلي[10] : شامل مواردي چون درك ديگران و آگاهي سياسي

ه) مهارت اجتماعي[11] : شامل مواردي چون نفوذ، مديريت تعارض و توانمندي‏هاي تيمي

مدل هيجاني گلمن بر اساس مجموعه اي از ويژگي‏هاي مثبت گردآوري شده و از پشتوانه نظري لازم برخوردار نمي باشد و از سوي ديگر آزمون بهره هيجاني وي نيز از ويژگي‏هاي روان سنجي مطلوبي برخوردار نيست (چاروكي و همكاران، 2001).

اين امر به نوعي بيانگر ناهمخواني نظري و عملياتي نظريه گلمن است كه البته به شدت از ارزش اين مدل مي‏كاهد. چاروكي و همكاران (2001) اين سه مدل را در جدول شماره 2 ـ 2 به شكل جالبي مقايسه كرده‏اند.

جدول 2ـ1ـ مقايسه رويكرد توانايي ماير، كاروسو و سالوي و رويكرد تركيبي بار ـ آن و گلمن

(چاروكي و همكاران، 2001)

رويكرد توانايي رويكرد تركيبي
ماير، ماروسو و سالوي بار ـ آن گلمن

1ـ توانايي آگاهي از هيجان براي ادراك صحيح هيجان‌ها

2ـ توانايي كاربست هيجان‏ها براي تسهيل افكار

3ـ توانايي فهم هيجان‏ها و معاني شان

1ـ بهره هيجاني درون شخصي

2ـ بهره هيجاني بين شخصي

3ـ بهره هيجاني انطباق پذيري

4ـ بهره هيجاني مديريت استرس

5ـ بهره هيجاني خلق عمومي

1ـخودآگاهي درون هيجاني

2ـ خود نظم بخشي

3ـ انگيزش

4ـ همدلي

5ـ مهارت‏هاي اجتماعي

 

با توجه به جديد بودن حوزه مربوط به مبحث هوش هيجاني، گستره نظريه پردازي در اين خصوص همچنان باز مي‏باشد و بحث‏هاي نظري چنانچه ذكر شد، ادامه دارد. با توجه به اين موضوع اين نوشتار لازم مي‏نمايد مباحث نظري را به پايان رسانده و به كاربردهاي مفهوم هوش هيجاني پرداخته شود تا در ادامه كاربرد آن در حوزه تعليم و تربيت نيز مطرح گردد. چرا كه به نظر اكثر نظريه پردازان، هوش هيجاني نقش اساسي و محوري در تعامل‏هاي افراد با همديگر و در فعاليت‏هاي مرتبط با خانه، مدرسه، شغل و ديگر موقعيت‏ها را دارا مي‏باشد و با توجه به گسترده بودن دامنه شمول اين سازه به روش‏هاي ارتقاء آن توجه زيادي مبذول شده است.

 

  1. 1. emotions quotient (EQ)

[2]. intrapersonal EQ intrapersonal EQ

[3]. intrapersonal EQ

[4]. daptability EQ

[5]. stress management EQ

  1. General mood EQ

[7]. Self - awareness

[8]. self - regulation

[9]. motivation

[10]. empathy

  1. social skills

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۸:۴۲:۱۱ | مدير
،

http://naubahar.ir/%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7/

افسردگي

افسردگي يكي از رايج ترين اختلالات رواني است . بر اساس مطالعه ي ملي بيماري ها و آسيب ها در ايران ، افسردگي ، سومين مشكل سلامتي كشور است . اين پژوهش با استفاده از ابزارهاي جستجو در پايگاههاي الكترونيكي به بررسي نظام مند مطالعات انجام شده در زمينه ي افسردگي در ايران پرداخته است . در مجموع 44 مقاله ي فارسي و 12 مقاله ي اينگليسي كه در فاصله ي سالهاي 1379 تا 1388 در مجلات معتبر علمي – پژوهشي داخلي و بين المللي منتشر شده بود ، مورد مطالعه و مرور قرار گرفت. براساس پژوهش هاي انجام شده شيوع افسردگي در جمعيت هاي مختلف ايراني از5.69 تا 73 درصد متغير بوده است . نتايج نشان داده كه افسردگي در زنان و دختران بيشتر از مردان است . همچنين شيوع افسردگي در جمعيت روستايي و شهرهاي كوچك به نسبت شهرهاي بزرگ بيشتر بوده است( خدام، مادانلو، ضيايي، كشتكار[1]، 1389).

افسردگي در كودكان و نوجوانان اختلال روانپزشكي مهمي است كه تاثير قابل ملاحظه اي بر عملكرد رواني – اجتماعي آنان مي گذارد و با خطر مرگ به دليل خودكشي همراه است (هايمان و چابشلم[2]، 2006) شيوع افسردگي اساسي در كودكان سنين مدرسه حدود 2 و در نوجوانان حدود 4 تا 8 درصد است(ماري و لپز[3]، 1997). خطر ابتلا به افسردگي بعد از بلوغ به خصوص در دختران2 تا 4 برابر افزايش مي يابد.                                                                                     .                                                                                                                                                                               در كودكان مبتلا به افسردگي خطر خودكشي 3 برابر بيشتر از افراد نرمال و 2 برابر بيشتر از افراد مبتلا به اختلال اضطرابي است و اين اختلال موجب اختلال عملكرد در حوزه هاي مختلف از جمله تحصيل ، روابط بين فرد ي، سو مصرف مواد و بزهكاري در كودكان ونوجوانان مي شود)سادوك[4]، سادوك و كاپلان[5] 2003).

1-5-2  تعريف افسردگي

افسردگي چهارمين عامل عمده ي بيماري ها در جهان است كه به تنهايي بزرگترين سهم بار بيماري هاي غير كشنده را به خود اختصاص مي دهد . افسردگي از جمله اختلالات خلقي است كه سلامت روان را دچار آسيب مي نمايد . آسيب سلامت روان نيز به نوبه ي خويش علاوه بر آنكه روان انسانهارا پريشان مي سازد ، برابعاد ديگر سلامت آنها از جمله سلامت جسماني و سلامت اجتماعي آنها نيز اثر مي گذارد. اختلال افسردگي اساسي ( كه افسردگي يك قطبي نيز ناميده مي شود)، بدون سابقه اي از دوره هاي مانيا ، مختلط يا هيپوماني رخ مي دهد. دوره ي افسردگي اساسي بايد لااقل 2 هفته به طول انجامد . بيماري كه دچار افسردگي ميشود ، علاوه بر خلق افسرده يا كاهش شديد علاقه به امور لذت بخش ، لااقل 4 علامت از فهرستي شامل تغييرات اشتها و وزن ، تغييرات خواب و فعاليت ، فقدان انرژي ، احساس گناه ، مشكل در تفكر و تصميم گيري و افكار عود كننده ي مرگ يا خودكشي را نيز از خود نشان مي دهند( سادوك و كاپلان، 2008).  نطريه پردازان يادگيري فرض مي كنند كه افسردگي و فقدان موقعيت به هم وابسته اند. بسياري از نظريه پردازان يادگيري به طور وسيعي تحت تاثير مطالعات ب. اف. اسكينر در مورد شرطي كردن عامل(كنشگر) بوده اند. وقتي افراد افسرده خود را در موقعت هاي پرتنش مي يابند تمايل دارند با تاخير و كوشش براي گرفتن حمايت عاطفي از ديگران با فشار رواني مقابله كنند. ممكن است جست وجوي افراطي حمايت باعث شود ديگران احساس ناراحتي و تقصير كنند و يا باعث شود آنان سعي كنند از تماس با شخص افسرده اجتناب نمايند. كه اين موارد در كودكان بي سرپرست و كودكاني كه زندگي باثباتي ندارند بيشتر رخ دهد و اين پاسخ اجتنابي به نوبه خود ممكن است باعث ترديد افراد افسرده نسبت به صداقت ديگران شود، و ممكن است به همين خاطر باشد كه آنها خود را داراي كمبود حمايت مي بينند(اسكينر[6]، 1982).

خانواده يكي از محوري ترين محيط هاي تربيتي است كه در حفط سلامت رواني ، اجتماعي و جسماني فرد نقش بسزايي دارد . شرايط رواني خانواده مانند روابط عاطفي والدين نسبت به فرزندان ، فرزندان نسبت به يكديگر و والدين نسبت به هم در ايجاد سازگاري و سلامت رواني ، رشد مهارتهاي اجتماعي و پيشرفت و موفقيت تحصيلي و شغلي فرزندان نقش تسهيل كننده يا بازدارنده دارند . در اين سامانه ي تربيتي والدين نقش اساسي و سرنوشت سازي در زندگي فرزندانشان دارند و فقدان و غيبت هر يك از آنها اثري مخرب بر فرزندان خانواده مي گذارد . در اين زمان گاهي بر نقش مادر تاكيد بسياري شده است ؛ در حالي كه اخيرا اهميت نقش پدر نيز شناخته شده است.( كرامتي و همكاران ، 1384 ). تاثير نبودن مادر و پدر بايكديگر متفاوت است . در سنين خردسالي نبودن مادر مشكلات فراواني را براي كودك فراهم مي آورد ؛ به عبارت ديگر كودك كانون مهر و محبت خود را از دست مي دهد ؛ در حالي كه از دست رفتن پدر در سالهاي نوجواني و جواني اهميت پيدا مي كند. فقدان يكي از والدين در سنين اوليه مي تواند كودكان را نسبت به افسردگي ناشي از حوادث فشارزاي دركشنده آسيب پذير سازد .  كرمن و همكاران (1995) . در بررسي طولي از 197 دانش آموزان پايه ي چهارم ، مشاهده كردند ميزان پرخاشگري در پسران خانواده هاي يكي يا تك والد بيش از خانواده هاي دو والدي است . كاسن ، كوهن ، بروك و هارمارك ( 1996) در مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند كه كودكان بي سرپرست در مقايسه باكودكان تك والد ، احتمال بيشتري دارد كه افسردگي و اختلالات اضطراب داشته باشند (ماريسون ، چرلين ، 1995 آگيمباخ ، پريت ، راتيستين ، 2001 ) يكي از عواملي كه در ايجاد افسردگي تاثير دارد ، خانواده است كه به شكل هاي گوناگون مي تواند موثر واقع شود ( اميدوار ، 1389 .) در درون خانواده عواملي همچون جدايي يا طلاق والدين در ايجاد يا تشديد افسردگي تاثيرگذار است ( چارتير [7]و همكاران ، 2001 ).

2-5-2 پيشينه نظري افسردكي

افسردگي يكي از رايج ترين انواع ناراحتي هاي رواني است كه باعث مراجعه به روانپزشكان و ديگر متخصصان بهداشت روان مي گردد(زليگمان، 1975). در هر لحظه از زمان 15 درصد تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممكن است عوارض و نشانه هاي افسردگي شديد از خودشان نشان دهند. نسبت زنان به مردان افسرده در ممالك پيشرفته صنعتي دو بر يك است(برامن و هريس[8]، ) مطالعاتي كه در سالهاي اخير از طرف متخصصان سازمان جهاني بهداشت در كشور هاي در حال توسعه آسيا و آفريقا انجام گرفته است از افزايش دامنه شيوع افسردگي در ميان ملل در حال رشد حكايت مي كند( سازمان بهداشت جهاني، 1973). يكي از زمينه هاي تاريخي افسردگي  اختلالي است در روابط اوايل كودكي، اين اختلالا ممكن است به علت از دست دادن واقعي يا فقدان خيالي باشد. نظريه هاي روان پريشي بر احساسات ناهشيار و واكنش به موقعيت هاي جديد بر اساس آنچه در زندگي اتفاق افتاده است تاكيد مي كند. اغلب فرمولهاي روان پريشي ير پيشينه روابط خود با ديگران تكيه دارد(فرويد، 1957).

 

سبب شناسي

پژوهش ها نشان ميدهد بخش معنا داري از جمعيت مبتلا به درد مزمن از افسرگي ، ناسازگاري و استرس هاي اجتماعي و محيط خانوادگي رنج مي برند) گاسما[1]، 1990) ازميان 5 مقاله ي موجود در مورد شيوع افسردگي در ميان دانش آموزان ، يك مقاله دانش آموزان مقطع ابتدايي ، يك مقاله دانش آموزان دو مقطع راهنمايي و دبيرستان ، 3 مقاله دانش آموزان مقطع دبيرستان و يك مقاله دانش آموزان مقطع پيش دانشگاهي را مورد بررسي قرار داده اند . ميران ابتلا به افسردگي در ميان دانش آموزان بين 7.6 تا 73 درصد گزارش شده است .كمترين درصد ابتلا به افسردگي مربوط به دانش آموزان ابتدايي گزارش شده است و بيشترين ميزان در دانش آموزان دختر متوسطه گزارش شده است . در مقاله اي كه در سال 1381 به چاپ رسيده ، 1049 پسر و 1022 دختر دانش آموز چهارم وپنجم به ترتيب 7.6 و 13.1 درصد از دانش آموزان از افسردگي رنج مي بردند.كمترين ميزان ابتلا به افسردگي در مطالعه ي مربوط به افراد بالاي 15 سال و بيشترين مبزان مربوط بع دختران دانش آموز دبيرستاني بوده است( داچنيك، لتسچ، كارتيس[2]، 2009)

فراواني ADHD بزرگسالي 3.9 درصد و فراواني ADHD  كودكي 8.5 درصد بدست آمده است . فراواني افسردگي در افرادي كه ADHD  كودكي يا بزرگسالي داشته اند بيشتر بود . افسردگي با مقطع تحصيلي ارتباط آماري معني داري داشت ، به صورتي كه در مقطع كارشناسي بيشترين ميزان افسردگي و در مقطه كارشناسي ارشد كمترين ميزان افسردگي گزارش شد. ويژگي هاي اساسي همچون اهميت قائل شدن براي احساسات ديگران ، به همان ميزاني كه به احساس هاي خود اهميت مي دهيم ، اعتماد به نفس و توانايي ايجاد روابط مثبت به نوجوانان در جلب حمايت و موافقت افراد ديگر ياري مي رساند و از طرد اجتماعي آنها جلوگيري مي نمايد . افزايش اعتمادبه نفس و عزت نفس و كاهش اضطراب و ترس ها ، توانايي ايستادگي در مقابل فشارهاي ناشي از همسالان و محيط را افزايش داده و نقش مهمي در موفقيت تحصيلي و روابط اجتماعي اثرمند و رضايت بخش بازي مي كند.(دنيز، هامارتا و آريا[3]، 2005).

[1] Gasma

[2] Duchnich & Letsch & Curtiss

[3] Deniz & Hamarta & Ari

[1] Khodam & Madanlu & Ziaei & Keshtkar

[2] Hayman & Chishilm

[3] Murry & Lopez

[4] Sadok

[5] Kaplan

[6] Skinner

[7] Chartier

[8] Beravan & Haris

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۸:۳۸:۴۳ | مدير
،

جستجوگر


درباره ما

رمزینه بارکد


آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 27
بازديد ديروز : 29
بازديد كل : 1213

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان