دانلود مقالات

دانلود مقالات

دانلود مقالات Tel:88-0000-0000

پايان نامه ارتباط ميان مولفه هاي مديريت دانش با نوآوري سازمان

مديريت دانش شامل فرآيند تركيب بهينه دانش و اطلاعات در سازمان و ايجاد محيطي مناسب به منظور توليد، اشتراك و به كارگيري دانش وتربيت نيروهاي انساني خلاق و نوآور است. هدف مديريت دانش ايجاد يك سازمان يادگيرنده و شراكت با ايجاد جرياني بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمت هاي مختلف شركت )مالي، عملكرد،هوش رقابتي، وغيره( و مرتبط كردن آن ها با يكديگر است. به عبارت ديگر هدف نهايي مديريت دانش ارتقاي ارزش افزوده دانش موجوددر سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقيت، بهره وري و ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان است(Verna,2001).

 

 

 

 

بخش دوم: نوآوري سازماني

2-11-مفهوم خلاقيت و نوآوري

خلاقيت به كارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است. خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست (عبدالكريمي، 1385).

دانلود پايان نامه ارشد :

پايان نامه بررسي ارتباط ميان مولفه هاي مديريت دانش با نوآوري سازمان

دانلود مقاله :

بررسي رابطه بين مديريت دانش با خلاقيت و نوآوري سازماني

خلاقيت بر خلق چيز نو دلالت دارد. خلاقيت يك فرآيند انساني است كه به نتيجه نو و مفيد (حل مشكلات فعلي يا برآورده ساختن يك نياز ) مي انجامد. نوآوري به كارگيري ايده هاي نوين ناشي از خلاقيت است كه مي تواند يك محصول جديد، خدمت جديد يا راه حل جديد انجام كارها باشد (سلطاني، 1380).

نوآوري فرآيند ادراك يا ايجاد دانش مربوط و تبديل آن به محصولات و خدمات بهبود يافته و يا جديد، براي افرادي كه خواهان آن ها هستند، مي باشد.

نوآوري فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش هاي جديد عمليات است. نوآوري استعداد و توانايي تغيير يا انطباق را به وجود مي آورد.

بهره برداري + نوآفريني+ استنباط= نوآوري[1]

در تعريف فوق مفهوم كلمه استنباط به معني دستيابي به ايده هاي نو با توجه به بعضي از چهارچوب هاي مرجع ذهني مي باشد. كلمه نوآفريني به هر ايده جديدي كه قابليت تبديل به واقعيت را داشته باشد، دلالت دارد و كلمه بهره برداري به استفاده از نوآفريني اشاره دارد (عبدالكريمي، 1385).

همانطور كه از تعاريف فوق استنباط مي شود، خلاقيت لازمه نوآوري است و تحقيق نوجويي وابسته به خلاقيت است. اگرچه در عمل نمي توان اين دو را از هم متمايز ساخت ولي مي توان تصور كرد كه خلاقيت بستر رشد و پيدايي نوآوري ها است. گاهي ايده ها و انديشه هاي نو از ذهن فرد تراوش مي كندو در سال هاي بعد آن انديشه نو به وسيله فرد ديگري به صورت نوآوري در محصول يا خدمت متجلي مي گردد.

[1] -Innovation=conception +invention+exploitation

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۲۶:۰۰ | مدير
،

دانلود آهنگ بي كلام

شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد اصلا دانلود آهنگ بي كلام به چه دردي مي‌خورد؟ يا شايد بگوييد به آهنگي كه در آن خواننده نقشي ندارد و فقط براي مكان‌هايي مثل باشگاه يا انرژي درماني استفاده مي‌شود آهنگ بي كلام مي‌گويند. بله اين دو مورد چند نمونه از استفاده‌هايي است كه از آهنگ بي كلام مي‌شود.

در ادامه به بررسي عناوين زير خواهيم پرداخت.

  • بايد بدانيد
  • نكته قابل توجه
  • آهنگ بي كلام شاد
  • آهنگ بي كلام خارجي
  • كسب درآمد از آهنگ بي كلام
  • آهنگ بي كلام خواننده هاي ايراني

دانلود آهنگ بي كلام

 

دانلود آهنگ بي كلام خواننده هاي ايراني

دانلود آهنگ بي كلام خواننده هاي ايراني مي‌تواند براي اكثريت افراد جذابيت مختص به خود را داشته باشد. به واسطه دانلود آهنگ بي كلام پاپ ايراني مي‌توانيد علاوه بر گوش دادن به آن استفاده هاي ديگري از آن نماييد. موضوع اول اين است كه به واسطه اينگونه از آهنگ‌ها مي‌توانيد به صورت تمريني يا حتي زمزمه اي روي اهنگ مورد علاقه تان بخوانيد و از آهنگ بي كلام خواننده مورد علاقه تان لذت ببريد. و حتي در مهماني‌هاي خانوادگي يا دوستانه به صورت سوپرايز روي آن اجرا كنيد. و دوستانتان را شگفت زده نماييد. و جالب تر از آن چون آهنگ‌هاي بي كلام به صورت كاملا حرفه اي توسط آهنگسازان حرفه اي ساخته شده اند. حتي به صورت كاملا حرفه اي مي‌توانيد روي آن ضبط كنيد . و يا به صورت يك هديه فوق العاده تقديم بهترين فرد زندگيتان كنيد.

 

نكته قابل توجه

جالب است بدانيد كه اينگونه آهنگ‌ها به چند دسته اصلي تقسيم مي‌شوند. كه در ادامه به دو مورد از آنها اشاره خواهيم كرد.

  • دانلود آهنگ بي كلام شاد
  • دانلود آهنگ بي كلام خارجي

دانلود آهنگ بي كلام شاد

در دسته بندي دانلود آهنگ بي كلام شاد آهنگ‌هاي خاطره انگيزي وجود دارد كه براي مثال مي‌شود به آهنگ‌هاي خواننده محبوب كشورمان مهدي يراحي يا بهنام باني و سيروان اشاره كرد. كه خاطرات زيبايي را براي ايرانيان رقم زده اند. و شما مي‌توانيد توانايي خود را در خواندن آهنگ‌هاي اين خوانندگان بسنجيد.

دانلود آهنگ بي كلام خارجي

در دسته بندي آهنگ بي كلام خارجي هم مواردي وجود دارد كه بسيار خاطر انگيز است كه همانند آهنگ بي كلام شاد نيز مي‌توانيد از آنها به بهترين شكل استفاده نماييد.

بايد بدانيد

نكته مهم اينجاست.

پروژه آهنگسازي شده در نرم افزارهاي آهنگسازي براي افرادي كه به صورت تخصصي تر وارد اين حوزه شده اند هم در وبسايت بيتستان نيز يافت مي‌شود. و به سادگي مي‌توانيد به آن دسترسي داشته باشيد. جالب اينجاست كه پيش‌نمايش تصويري از نحوه ساخت آهنگ مورد علاقه شما نيز موجود است. و شما مي‌توانيد پروژه آهنگسازي شده را به دلخواه ويرايش نماييد. يا از نكات آموزشي آنها بهره ببريد.

كسب درآمد از آهنگ بي كلام

موضوع بعدي كسب درآمد از آهنگ بي كلام است. اگر به صورت حرفه اي آهنگسازي مي‌كنيد آدم خوش شانسي هستيد.

و اگر مي‌خواهيد درآمدي انفعالي را در موسيقي تجربه كنيد مي‌توانيد با عضويت در وبسايت بيتستان آهنگ‌هاي معروف بي كلام ايراني را بسازيد و با توجه به مخاطبان زياد اين سايت به منبعي بزرگ از مشتريان به صورت مادام العمر دسترسي داشته باشيد.

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۲۳:۲۶ | مدير
،

اختلال بدشكلي بدن از ديدگاه شناختي

(اختلال بدشكلي بدن از ديدگاه شناختي)

فرض شده است كه چرخه‌شناختي وقتي‌ شروع مي‌شود كه يك بازنمايي خارجي از ظاهر شخص (مانند نگاه به آينه)، يك‌ تصوير تحريف شده را در ذهن فعال‌ مي‌كند
تصوير ذهني، بعنوان محتواي هشياري پردازش كيفيت‌هاي حسي كه در مقابل انتزاع يا كلام خالص قرار مي‌گيرد، تعريف شده است (هارويتس، ۱۹۷۰)
فرآيند توجه انتخابي،موجب‌ افزايش آگاهي از تصوير و خصوصيات‌ خاص(توجه به جزئيات بي اهميت) مي‌شود
اين تصوير چگونگي نگاه كردن شخص به آينه را تعيين مي‌كند و اطلاعاتي در مورد اينكه چطور در مقابل ديگران حضور يابد را نشان مي‌دهد
اين افراد به احتمال‌ بيشتر تصوير خود را منفي‌تر ارزيابي‌ مي‌كنند و بنابراين تصوير  را  بيشتر تحريف‌ مي‌ كنند و نقايص موجود در آن بارز‌تر به‌ نظر مي‌رسد
در اين افراد در بسياري از موارد تصوير از ديدگاه مشاهده‌كننده‌ تجسم مي‌شود و اين حالت به بيماران‌ داراي اختلال فوبي اجتماعي شباهت‌ دارد
ممكن است براي اجتناب از مواجهه با احساس منفي ناشي از ارزيابي‌ خود، از ديدگاه ناظر استفاده كنند كه در نتيجه ديدگاه ناظر به عنوان يك عامل‌ نگهدارنده عمل مي‌كند
در يك مطالعه توصيفي فرايند تصوير سازي در اختلال بدشكلي بدن با دو گروه كنترل(سالم) و گروه مبتلا به اختلال بد شكلي بدن مقايسه شد
بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن نسبت به گروه نرمال احتمالا ميزان بيشتري تصاوير منفي، برگشت پذير و روشن (توجه افراطي به نقص‌هاي جزيي) را تجربه كرده بودند
تصاوير در بيماران مبتلا به اختلال بد شكلي بدن خصيصه‌هاي تحريف شده و معيوب بيشتري نسبت به كل تصاوير را در بر مي گيرد
نوعا تصاوير گزارش شده آن‌ها، بعضي اوقات با راه‌هاي حسي ديگر (مانند احساس بدن از خستگي و گرسنگي) مرتبط بود
بويژه با اهميت است كه تصاوير به احتمال بيشتري از ديدگاه يك مشاهده گر[1] در مقايسه با ديدگاه زمينه[2] است
ديدگاه يك مشاهده گر، شامل نگاه كردن يك فرد به خودش از ديدگاه يك شخص ديگر مي‌باشد
ديدگاه زمينه شامل ترس و نگراني يك فرد بر روي بدن خودش مي‌باشد
استوپا[3] (۲۰۰۳) نشان داد كه ديدگاه مشاهده گر به تنهايي نابهنجار نيست ولي احتمالا بيشتر با آسيب و خاطرات اشتباه اتفاق مي‌افتد
با اين حال، بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن و فوبي اجتماعي ممكن است در ابتدا به منظور فاصله گرفتن از هيجان و اجتناب مرتبط با تجربيات ارزيابي منفي از ديدگاه مشاهده گر استفاده بكنند
ديدگاه مشاهده گر ممكن است از طريق ادامه اجتناب از هيجان باعث دوام آن شود
يك ديدگاه بيروني ممكن است اطمينان و همچنين گرايش به اسناد دروني در مورد حوادث را افزايش  بدهد
همان طور كه گفته شد فعال‌شدن يك تصويرسازي ذهني با افزايش‌ توجه به خود همراه است
توجه متمركز بر خود، به عنوان آگاهي يا هوشياري از خود ارجاعي و اطلاعات توليد شده دروني تعريف شده است (اينگرام[4]، ۱۹۹۰)
اين موجب آگاهي‌ بيشتر از اطلاعاتي مانند احساسات، افكار، تصاوير ذهني يا هيجاناتي مي‌شود كه در حافظه‌ شخص باقي مانده است و در حال حاضر او را تحت تأثير قرار مي‌دهد
بنابراين اين فرايند غير اختصاصي در دامنه وسيعي از اختلالات، از فوبي اجتماعي گرفته تا اسكيزوفرني درگير مي‌باشد
ميزان توجه به خود با شدت علايم و مشغوليت ذهني بيمار ارتباط دارد(وودراف- بوردن[5] و همكاران،2001)
فرض شده است كه، در مورد‌هاي شديد اختلال بدشكلي بدن، توان توجهي بوسيله تصوير ذهني تحريف شده و ارزيابي منفي تسخير مي‌شود
به علاوه، اين سيستم به قدري انعطاف ناپذير است كه قادر به تغيير هيچ يك از اطلاعاتي كه از بيرون درمورد ظاهر يك فرد مي‌آيد نيست
بيماراني كه اختلال آن‌ها شدت كمتري دارد، هنوز ظرفيت‌هايي از توجه به اطلاعات بيروني‌ وجود دارد و به همين دليل تصاوير ذهني خيلي‌ ثابت نيستند و كمتر با ترديد و نگراني در مورد اينكه چطور در مقابل ديگران ظاهر شود، مرتبط مي‌باشد و شخص به عقايد خود راجع به‌ ظاهرش شك مي‌كند
در اين مورد، افراد ممكن است احساس كنند كه بوسيله نيازي هدايت مي‌شوند كه شامل فهميدن دقيق در مورد اينكه آن‌ها چطور به نظر مي‌آيند، مي‌باشد
شخص ممكن است تنها در اين مدتي كه او با يقين به آينه نگاه مي‌كند تشويق بشود و هر چه شخص مدت‌ بيشتري را جلوي آينه سپري كند، آگاهي او از خود افزايش مي‌يابد و احساس بدتري پيدا مي‌كند و احساس زشت‌بودن در او تقويت‌ مي‌شود و خود را معيوب و زشت مي بيند
بيماران واقعا در مورد اينكه چطور ممكن است كه در يك روز به روز ديگر يا حتي يك ساعت به ساعت ديگر ظاهرشان تغيير كند، گيج و گم گشته مي‌شوند
با اين حال، اين حالات ممكن است در بافتي از تغييرات خلق و تقويت اتفاقي از احساس بهتر در يك نور ويژه يا در يك آينه خوب و موقعي كه توجه متمركز بر خود، كمتر است، اتفاق بيافتد
بنابراين ممكن است كه بيماران معتقد باشند هر روز كه آن‌ها خود را در آينه مي‌بينند تصوير متفاوتي از خودشان مي‌بينند (ويل و ريلي[6]، ۲۰۰۱)

به نظر مي‌رسد فرآيند توجه انتخابي به‌ خصوصيات خاصي از ظاهر معطوف و به‌ تحريف تصوير ذهني از بدن منجر مي‌شود
با اين حال افراد با بدشكلي بدن يا اختلالات خوردن نيز در مورد ظاهر خودشان خود هشياري بالايي دارند
اين فرآيند از توجه انتخابي، كه متمركز بر خصيصه مشخصي از يك تصوير بدني مي‌باشد، منجر به بالا رفتن آگاهي و بزرگ نمايي جنبه‌هاي معين مي‌شود كه باعث كمك به رشد تصوير بدني تحريف شده مي‌گردد
اين فرايند ممكن است بتواند پيش بيني كند كه توجه انتخابي مي‌تواند منجر به افزايش دقيق شدن در جنبه معيني از بدن بشود
براي مثال، كروم (1992)، نشان داد كه بيماراني كه در ليست انتظار براي جراحي پلاستيك بيني (اما نه با تشخيص اختلال بدشكلي بدن) قرار داشتند نسبت به گروه‌هاي سالم اندازه بيني خودشان را بزرگ‌تر از حد واقعي برآورد مي كردند
اين اتفاق به احتمال خيلي زياد در بيماران اختلال بدشكلي بدن نيز تكرار مي‌شود زيرا كه توجه انتخابي به تصوير بدني تحريف شده در بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن نيز وجود دارد
نقش تصويرسازي ذهني و توجه متمركز بر خود دلالت‌هاي بسيار مهمي براي درمان داشته است
اولا، درمانگر و بيمار به جاي ظاهر شخص، در مورد تصويرسازي ذهني فرد به عنوان يك مشكل گفتگو مي‌كنند
اين كار مي‌تواند به بحث در مورد روش ادراك جزء نگري افراطي در مقابل كل نگري به تصوير، منجر شود
ثانيا، زماني كه بيماري مورد بررسي قرار مي‌گيرد، باورهاي منفي مربوط به خود و خاطرات قبلي به صورت تصوير ذهني بيان مي شود تا بوسيله افكار كلامي (عثمان[7] و همكاران، ۲۰۰۳)
ثالثا، شماري از تكنيك‌هاي درماني براي اصلاح و تغيير معناي تصوير ذهني وجود دارد كه بوسيله مرور رويداد يا رونوشت يك تصوير ذهني ويژه براي كنار زدن آسيب‌هاي ديگر (ارنتز و ويرتمن[8]، ۱۹۹۹؛ بك من[9]، ۱۹۹۸) يا باورهايي در مورد تصوير ذهني ايجاد شده است (لايدن[10] وهمكاران، ۱۹۹۳؛ اسماكر و نيدري[11]، ۱۹۹5)
بالاخره، متخصصان ممكن است تشخيص بدهند كه بررسي نقش ديدگاه مشاهده گر و زمينه نگر مفيد خواهد بود، براي مثال، آيا هيجان شديد يا كم با تصوير ذهني ديدگاه زمينه يا مشاهده گر مرتبط است؟ (استوپا، ۲۰۰۳)
اين مدل همچنين نشان مي‌دهدكه، تربيت افراد براي افزايش توجه به دور از اطلاعات خود- ارجاعي در تكاليف خانه يا در محيط اجتماعي مي‌تواند مفيد واقع شود
راهبردي كه براي افراد مبتلا به اضطراب اجتماعي(باگلس[12] و همكاران،1997) يا اضطراب منتشر (ولز[13]،2000،1990) ترسيم شده است

برخي از راهبرد‌ها در افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن شناسايي شده اند كه پردازش اطلاعات را با مشكل روبرو مي‌كنند و همچنين باعث رفتارهاي وسواسي و هيجان ناراحت كننده در اين افراد مي‌شوند
اين راهبرد‌ها عبارتند از:

1-نشخوار فكري: بعضي از افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن گزارش مي دهند كه ساعت‌ها با افكار بدشكلي خود كشمكش دارند و گاهي فكر مي‌كنند كه با درگيرشدن و بيشتر فكر كردن مي‌توانند به نتيجه برسند، فرايند‌هاي‌شناختي مثل نشخوار فكري، نگراني يا حمله به خود، به عنوان تلاش‌هايي براي كنترل افكار و تصاوير بيزاركننده استفاده مي‌شود (اتو و گري[14]، ۲۰۰۹)
بر اساس گزارش تعداد زيادي از افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن، اين اختلال را به عنوان اشتغال ذهني در مورد افكار مربوط به بدشكلي بدن در اكثر ساعت روز تعريف كرده‌اند
بررسي هاي مختلف نشان داد كه افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن نسبت به افراد سالم به طور معناداري نشخوار فكري بالاتري دارند
براي مثال اكثر افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن بيان كردند كه در اكثر اوقات روز با افكار مربوط به بدشكلي بدن اشتغال ذهني دارند و اكثر آن‌ها فكر مي‌كردند كه با اين روش به نتيجه خواهند رسيد
نشخوار فكري علاوه بر اينكه باعث نمي‌شود كه مشكل افكار مربوط به بدشكلي بدن تمام شود بلكه باعث دوام و ادامه اين افكار هم مي‌شود
پس مي‌توان گفت افكار مزاحم مثل افكار مربوط به بدشكلي بدن مانند ميهمان ناخوانده‌اي مي‌مانند كه اگر پذيرايي شوند بيشتر ماندگار مي‌شوند
با توجه به پژوهش هاي مختلف مي‌توان بيان كرد كه رابطه بين نشخوار فكري و اختلال بدشكلي بدن قابل توجه است و نشخوار ذهني يكي از پيش بيني كننده‌هاي اختلال بدشكلي بدن است
(زرگر و همكاران ،۱۳۹۰؛تاجيك‌زاده و همكاران، ۱۳۹۲ و اتو و گري،۲۰۰۹؛نظير اوغلو و همكاران، ۲۰۱۰؛گردون[15] و همكاران ،۲۰۱۲(

2- نگران انديشي: بعضي افراد چون باور منفي (افكار مربوط به بدشكلي بدن را خطرناك يا ديوانه كننده مي‌دانند) در مورد افكار مربوط به بدشكلي ظاهر دارند موقعي كه اين افكار به ذهنشان مي‌آيد نگران مي‌شوند و خود را با خودگويي منفي نگران‌تر مي‌كنند، مثلا ممكن است با خود بگويند كه واي اين فكر باز سراغم آمد، و يا بالاخره اين افكار مرا ديوانه خواهند كرد

3- خود تنبيهي و احساس گناه: همچنين بعضي افراد به دليل باور منفي به افكار مربوط به بدشكلي ظاهر، زماني كه اين افكار به ذهن آن‌ها مي‌آيد خود را سرزنش يا تنبيه و يا شديدا دچار احساس گناه مي‌شوند

4- كنترل اجتماعي: افراد به خاطر افكار مربوط به بدشكلي ظاهر سعي مي‌كنند با كنترل شديد رفتار ديگران صحت افكار خود را آزمايش كنند البته معمولا رفتار ديگران را به طور منفي ارزيابي مي‌كنند و به خود نسبت مي‌دهند
مثلا" ممكن است مدام گوش به زنگ باشند كه ديگران در مورد آن، چه چيزي مي‌گويند و يا چطور به آن‌ها نگاه مي‌كنند
حتي ممكن است به خاطر دقت شديد اين افراد نسبت به رفتار ديگران، باعث جلب توجه ديگران شوند و معمولا" اين افراد با نگرش‌هايي كه به نقض باور‌هاي از قبيل ويژگي‌هاي ظاهري من نفرت انگيزند  به مخالفت مي‌پردازند (ويل و همكاران، ۱۹۹۶)

5- خود هشياري: بعضي از افراد نيز به دليل ديد مثبت به افكار بدشكلي بدن سعي مي‌كنند بيش از اندازه به بدن خود تمركز كنند
اين راهبرد معمولا باعث بزرگ نمايي نقص‌هاي جزئي مي‌شود

درست است كه همه ما بعضي نقص‌هاي جزئي در ظاهر داريم، يا چيزهايي در ظاهر ما هست كه ما واقعا آن‌ها را دوست نداريم و ممكن است گهگاهي در مورد آن فكر كنيم
ولي افرادي كه مبتلا به اختلال بدشكلي بدن هستند نقصهاي خود را ناديده نمي‌گيرند و آن‌ها را خيلي مهم مي‌دانند
و آن‌ها اجازه نمي‌دهند كه افكارشان در طول روز رد و بدل شوند
و تمركز افراطي و توجه زيادي بر روي نقصهاي جزيي خود دارند و تمايل به توجه بيشتر به جزئيات كوچك‌تر نسبت به كل تصوير دارند

6- سركوبي: بعضي از افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن چون بر اين باور هستند كه افكار مربوط به بدشكلي ظاهرشان كنترل ناپذير است به سختي سعي مي‌كنند تا آن‌ها را سركوب، يا واپس برانند

7- حواس پرتي: همچنين بعضي از افراد هم مي‌خواهند با اعمال مختلف حواس خود را از افكار مربوط به بدشكلي ظاهر پرت كنند
مثلا ممكن است فرد با درس خواندن و يا با گوش دادن به موسيقي و غيره حواس خود را از هجوم اين افكار پرت كند
معمولا اين راهبرد‌ها باعث افزايش هيجان ناراحت كننده مثل افسردگي و اضطراب و يا باعث افزايش رفتارهاي ايمني (مانند، رفتارهاي اجتنابي، اعمال وسواسي، پوشاندن نقص و اطمينان جويي) در بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن مي‌شوند
چون اين راهبرد‌ها بطور موقتي اثرگذار هستند

پردازش اطلاعات، روشي (راهي) است كه افراد اطلاعات را تفسير مي‌كنند
افراد مبتلا به اختلال بد شكلي بدن در مقايسه با افراد ديگر، به گونه‌اي متفاوت چيزهايي كه دوست ندارند را تفسير و نسبت به آن واكنش نشان مي‌دهند و معمولا"افراد مبتلا، نقص‌ها يا حتي قسمتهاي طبيعي بدن خود را به طور منفي ارزيابي مي‌كنند

انواع افكار و تحريف‌هاي‌شناختي و عقايد فاجعه آميز درباره ظاهر جسماني مي‌تواند منجر به شكل گيري اختلال بدشكلي بدن گردد (بساك‌نژاد و همكاران، ۱۳۹۱)
يكي از آن ها تحريف الزام به زيبايي است كه، در گفتگوي خصوصي بدني فرد منعكس مي‌شود و به او مي‌گويد كه به خاطر قيافه خود نمي‌تواند كارهاي معيني را انجام دهد
اين تحريف، او را در زنداني قرار مي‌دهد كه خود با محدود كردن فعاليت‌ها و آرزو‌هايش به خاطر تصوير بدني منفي كه از آن رنج مي‌برد، آن را ساخته است
تحريف الزام به زيبايي، نوعاً با كلماتي چون من نمي‌توانم شروع مي‌شود
فرد خود را از رفتن به مكان‌هاي خاص، انجام كارهاي خاص يا گذراندن وقت با افراد خاص منع مي‌كند، زيرا فكر مي‌كند كه قيافه خوبي را كه لازم است، ندارد
با خودش مي‌گويد كه نمي‌تواند لباسي با طرح يا رنگ خاص بپوشد
فعاليت‌هاي اجتماعي يا تفريح‌هاي خاصي را براي خودش منع مي‌كند
تفكر من نمي‌توانم زمينه را براي اين جمله كه "من براي انجام فلان كار خيلي

هستم"، شكل مي‌دهد
گاهي ممنوعيت‌ها موقتي است: "تا وقتي كاملاً لاغر نشده‌ام، نمي‌توانم شنا كنم" يا "تا وقتي ۴ يا ۵ كيلو وزن كم نكرده‌ام، نمي‌توانم به مهماني بروم"
البته گاهي هم ممنوعيت‌هاي وابسته به زيبايي دائمي است: "با بازوهاي لاغري كه دارم، هرگز نمي‌توانم بلوزهاي آستين كوتاه بپوشم"، يا "با اين بدن زشتم، هرگز نمي‌توانم همسري داشته باشم"

ذهن خواني احساس مي‌كند همه در مورد او نظر مي‌دهند و اگر كسي نگاهش كرد، معني‌اش اين است كه قيافه‌اش زشت و به نقص او پي برده است
در يك مطالعه توسط كلركين و تچمن[16] آن‌ها  سوءگيري‌هاي ادراكي و‌ شناختي در اختلال بدشكلي بدن پرداختند
آن‌ها يافتند كه افراد با علائم اختلال بدشكلي بدن معمولا يك روند تفكر منفي درباره ظاهر خود نسبت به افراد ديگر دارند
آن‌ها يافتند كه افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن به «فرا ارزش» ظاهر فيزيكي خود متمايل مي‌شوند
گرايش‌شناختي در افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن، «تفسير ورودي بصري طبيعي، از قبيل: نقص جزئي، در راه مغرضانه‌اي است كه منجر به عوارض رفتاري، احساسي و رواني منفي بيشتر مي‌گردد» كه با تعصب ادراكي اعتقاد بر اين است كه افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن ممكن است برداشت‌هاي تصويري تحريف شده داشته باشند
عوامل‌شناختي مي‌توانند نقش مهمي در بيماران با علائم اختلال بدشكلي بدن بازي ‌كنند
براي مثال، فردي كه معتقد است بيني‌اش بزرگ است تمايل دارد كه موقعيت‌هاي مبهم را به روشي تفسير كند كه باور‌هايش را تصديق كند
براي مثال، او ممكن است لبخند دوستانه يك غريبه را شاهدي بر اين بداند كه اكثر افراد بيني او را ناخوشايند مي‌دانند

افراد  مبتلا به اختلال بدشكلي بدن خودشان را با ديگران مقايسه مي‌كنند و درگير در مقايسات فراسوي خود هستند يا اهداف نامتناسب با ايده آل‌هاي غيرواقعي براي مقايسه انتخاب مي‌كنند
در اختلال بدشكلي بدن، مقايسه ظاهر بر روي خصيصه‌هاي خاصي كه بعنوان خصيصه نقص دار تلقي مي‌شود، ظاهر مي‌شود
كساني كه خصيصه‌هاي خودشان را خيلي غيرجذاب مي‌دانند ممكن است آن‌ها را با خصيصه عادي قاطي و اشتباه كنند
اكثر اين افرادي كه خصيصه عادي دارند ممكن است تمايل به استانداردهاي غيرواقعي و كمال گرايي داشته باشند
موقعي كه در مقابل آينه هستند ممكن است خودشان را با ديگر تصاوير ذهني مقايسه كنند
به طور متناوب مقايسه‌ها ممكن است با يك عكس قديمي از خود يا با تصويري در رسانه جمعي صورت بگيرد (ويل، ۲۰۰۴)
ديگران به‌‌ همان بي‌رحمي كه فرد در مورد خود قضاوت مي‌كند، قضاوت نمي‌كنند
مطالعات نشان مي‌دهد بسياري از افراد، در مورد خود خواستار كمال جسماني بيشتري هستند تا آنچه كه فكر مي‌كنند ديگران از آن‌ها انتظار دارند
حتي در مقايسه با آنچه ديگران واقعاً از فرد انتظار دارند، افراد از خود انتظارات بيشتري دارند وافراد اغلب با واقعيت در تماس نيستند

تحريف، بي‌انصافي در مقايسه وضعيت ظاهري فرد را، در مقابل برخي از استانداردهاي غير منطقي يا بسيار نادر قرار داده و به مقايسه مي‌پردازد
نتيجه اين مقايسه خود محكوم‌گري است

مقايسه غير منصفانه را مي‌توان به سه گروه تقسيم كرد:

۱- مقايسه با ايده آل‌هاي شخصي: مانند " اي كاش موهاي پرپشت تري داشتم "، يا " اي كاش لاغر‌تر بودم"

۲- مقايسه با تصاوير رسانه‌ها: مقايسه ظاهري با مدل‌هايي كه در رسانه‌ها تبليغ مي‌كنند

براي اين كار ابتدا عكس تمام قد از مرد يا زني را كه نمونه زيبايي فيزيكي منطبق با استاندارد رسانه‌هاي جمعي است را تهيه و به ديوار اتاقش يا ديوار ذهنش حك مي‌كند! ،سپس اندازه‌هاي بدن خود را مي‌گيرد و با اندازه‌هاي بدن آن زن و مرد مقايسه مي‌كند
انسان‌ها به طور فزآينده‌اي نياز دروني را بر‌اي همانندسازي ظاهرشان با مدل‌هاي زيبايي خاص به عنوان يك عرف اجتماعي احساس مي‌كنند
با اين وجود، فهم حد و مرز بين آرزوي رايج براي بهبود ظاهر يك شخص و روان رنجوري، بسيار مهم است
نارضايتي افراطي از ظاهر ممكن است حالات رواني بيمارگونه را پنهان كند و غفلت از آن ممكن است عواقب پزشكي جدي را به همراه داشته باشد

3-مقايسه با افراد واقعي: مانند مقايسه با ظاهر يكي از آشناياني كه آرزو دارد قيافه‌اي مثل او داشته باشيد

مشكل اينگونه مقايسه‌ها اين است كه افراد به ندرت، هر يك از ويژگي‌هاي جسمي خود را براي مقايسه برمي گزينند، بلكه معمولاً ويژگي‌هايي را كه كمتر دوست دارند يا خصوصيتي را كه بيشتر آزارشان مي‌دهد براي مقايسه انتخاب مي‌كنند

اشتغال ذهني دائمي درباره نقص‌هاي فيزيكي ظاهري، اغلب به فاجعه انگاري آن ويژگي‌ها منجر مي‌شود
يعني فرد، براي مثال، به خودش مي‌گويد، من چاق هستم ، من زشت هستم ، و دائم از اين موضوع ناراحت است، اما در نظر نمي‌گيرد كه حتي اگر چاق يا زشت باشد، آسمان به زمين نمي‌‌ايد
چاقي و زشتي دو مفهوم نسبي هستند و بيش از ۹۷ درصد مردم متوسط و حتي كمتر از متوسط هستند، ولي تقريبا همه آن‌ها زندگي عادي دارند
(فاجعه انگاري، همانطور كه قبلا گفتيم، يكي از انواع تحريف‌هاي‌شناختي است كه در ساير اختلالات رواني نيز مشاهده مي‌شود، و در زماني روي مي‌دهد كه فرد فكر مي‌كند هميشه بد‌ترين رويداد‌ها برايش اتفاق خواهد افتاد)

شناخت كمي در اختلال بدشكلي بدن، درباره فرآيندهاي‌شناختي ديگر كه كمك به طبيعت اشتغال ذهني و تشابهات يا تفاوت‌هاي آن با نگراني يا وسواس فكري_عملي مي‌كندوجود دارد
براي مثال، اين فرايند ممكن است فراشناخت؛ مقايسه با يك تصوير ذهني درون ايده آل يا با ديگر افراد، و انتظار نگراني در مورد حوادث آينده را شامل شود
بر اساس ديدگاه فرا‌شناختي هيجان‌ها و رفتارهاي ايمني (مانند وسواس‌ها) نتيجه افكار منفي نيستند بلكه تعامل متقابل دارند
براي مثال زماني كه فرد در مورد احساس ارزش خود دچار تهديد مي‌شود تمركز بر بدن و ظاهرش زياد‌تر مي‌شود و به دنبال آن فرد ممكن است به راهبرد‌هاي مختلفي دست بزند و يا ممكن است رفتاري مانند چك كردن خود در آينه را انجام دهد
ولز و متيوز[17] (۱۹۹۴) مدل عملكرد اجرايي خودتنظيمي را براي تبيين اختلالات روان‌شناختي ارائه دادند
اين مدل، تعاملات علي دو جانبه بين عوامل چندگانه ي‌شناختي شامل باور‌ها، فراشناخت‌ها، كنترل توجه، پردازش پيوسته و خودتنظيمي را بيان مي‌كند

پردازش پيوسته به صورت يك عملكرد خود تنظيمي فرا‌شناختي عمل مي‌كند
به وجود آمدن پردازشي كه باورهاي منفي را رفع كند، بستگي به در دسترس بودن مفروضه‌هاي مهم نفي كننده يا عوامل‌شناختي دروني دارد
اين عوامل دروني شامل موارد زير است: ۱-شيوه پردازش، ۲-ظرفيت توجه و ۳-انعطاف پذيري

پردازش پيوسته شامل دو شيوه عمومي عيني و فرا‌شناختي مي‌باشد
اين شيوه‌ها پيامد‌هاي متفاوتي براي تغيير باور‌ها دارند
مخصوصا، پردازش در اختلالات هيجاني به اين صورت است كه شناخت، گويي بازتاب صحيحي را نسبت به تهديد ارائه مي‌دهد، در نتيجه شخص شيوه عيني را به كار مي‌برد و بر اين باور است كه ارزيابي‌ها و باور‌هايش نسبت به تهديد درست است

در بسياري از موارد، بيماران مبتلا به اختلالات روان‌شناختي داراي شيوه مسلط عيني هستند و ممكن است فاقد منبع لازم براي پردازش فرا‌شناختي باشند
يكي از اهداف درمان روان‌شناختي در مورد اختلال بدشكلي بدن، تسهيل دسترسي به اين شيوه‌هاي اخير است

بر اساس مدل S-REF، احتمالا بيماران مبتلا به اختلال بد شكلي بدن در موارد زير اختلال دارند

1_باورهاي فرا‌شناختي (مثبت و منفي) مربوط به تنظيم و تفسير شناخت‌هاي مربوط به بدشكلي ظاهر دارند
باورهاي مثبت درباره نگراني مربوط به بدشكلي ظاهر و باورهاي منفي در مورد شناخت (مثل عدم كنترل و پيامد‌هاي منفي افكار مربوط به بدشكلي)

2_اختلال بدشكلي بدن با به كارگيري راهبردهاي فرا‌شناختي ناسازگارانه كنترل فكر ارتباط دارد
اين راهبرد‌ها از طريق تفكرات مكرر منفي مربوط به خود مثل نگراني مشخص مي‌شوند

3_استفاده مداوم از راهبرد‌هاي مقابله‌اي منفي (نگراني يا نشخوار فكري) تاثيرات زبان آوري بر شناخت و نحوه خود تنظيمي بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن دارند

4_ آشفتگي هيجاني، بيماران مبتلا به اختلال بدشكلي بدن را گرفتار يك حالت خود پردازش منفي مي‌كند، به طوري كه شخص نمي‌تواند خود را از اين حالت خلاص كند
در نتيجه قضاوت‌هاي روان‌شناختي افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن از كارآمدي شناختشان مي‌كاهد

برخي از بررسي‌ها در بيماران بد شكلي بدن كه با مولفه‌هاي فرا‌شناختي ارتباط داشتند به قرار زير مي‌باشد:

در سال‌هاي اخير بررسي الگوهاي تفكر در اختلالات هيجاني و بررسي افكار ناخواسته و نقش آن در اختلالات هيجاني مورد توجه پژوهشگران باليني قرار گرفته است و با توجه به مطالعاتي كه انجام شده، آشكار شده است كه الگوهاي تفكر و فراشناخت در افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن متفاوت از ديگر افراد مي‌باشد (كوپر[18] و عثمان، ۲۰۰۷)

در مطالعه ربيعي و همكاران (۱۳۸۸)، افراد مبتلا به اختلال بدشكلي بدن، از لحاظ كنترل كردن فكر در مورد بدشكلي ظاهر، باورهاي مثبت و منفي درباره نگراني نسبت به بدشكلي ظاهر، راهبردهاي كنترل فرا‌شناختي، رفتارهاي ايمني نسبت به افراد گروه كنترل در افكار و تصاوير در مورد بدشكلي ظاهر و عينيت دادن به افكار و تصاوير مربوط به بدشكلي ظاهر خودشان متفاوت مي‌باشند
دانش فرا‌شناختي، به باور‌ها و نظرياتي كه افراد درباره شناختشان دارند، اشاره مي‌كند
كه اين باور‌ها يا مثبت مي‌باشند و يا منفي مانند باورهاي درباره معناي انواع خاص افكار و باور‌ها، مانند تفكر و نگراني باعث نتايج مثبت و جلوگيري از خطر مي‌شود و يا منفي مي‌باشد مثل تفكر و تصاوير ذهني خطرناك و كنترل ناپذير مي‌باشد (ولز، ۱۹۹۵، كارت رايت هاتون و ولز[19]،۱۹۹7 به نقل ار ربيعي )
علاوه بر اين، ويل (۲۰۰۴)، نشان داد كه افراد با اختلال بدشكلي بدن باور بنيادي به اهميت بيش از اندازه ملاك زيبايي دارند
راهبردهاي كنترل فرا‌شناختي، پاسخ‌هايي هستند كه افراد براي كنترل فعاليت‌هاي سيستم شناختيشان به كار مي‌برند
اين راهبرد‌ها ممكن است راهبرد‌هاي فكري را شدت بخشند يا سركوب كنند و يا فرايند‌هاي نظارتي را افزايش دهند (ولز و متيوز، ۱۹۹۶)

در يك مطالعه تحليل عامل، ولز و ديويس[20] (۱۹۹۴)، پنج راهبرد كنترل فكر را كه توسط پرسشنامه كنترل فكر اندازه گيري مي‌شد، معرفي كردند
اين راهبرد‌ها شامل ارزيابي مجدد، تنبيه، كنترل اجتماعي، نگراني و حواس پرتي است
علاوه بر اين، افراد پريشان و تحت فشار، اغلب درگير راهبردهاي مقابله‌اي توجهي نظارت بر تهديدي هستند كه با نگراني‌هاي شخص آن‌ها هماهنگي است
همچنين نشخوار فكري نيز جزء راهبرد‌هاي مشكل ساز كنترل فرا‌شناختي مي‌باشد
رفتارهاي ايمني مشكل ساز، پاسخ‌هايي است كه باعث حفظ شناخت اشتباه و اصلاح نشدن باورهاي نادرست فرا‌شناختي مي‌شود، مانند اجتناب از موقعيت‌هاي اجتماعي (كوپر و عثمان، ۲۰۰۷) و عينيت دادن به افكار و تصاوير ذهني مي‌شود
راچمن و شافران[21] (۱۹۹۹) بيان داشتند كه اين اصطلاح امروزه براي توصيف اين باور به كار مي‌رود كه افكار و تصاوير ذهني مزاحم (يك فرد) مي‌تواند مستقيما بر وقايع خارجي اثر بگذارد و يا دلالت بر اين باور دارد كه داشتن اين گونه افكار مزاحم برابر با يك عمل واقعي است و به آن عينيت بخشيده مي‌شود( خرمدل، ربيعي و همكاران ،۱۳۸۹)

ويل (۲۰۰۴) نشان داد كه افراد مبتلا به بيماري اختلال بدشكلي بدن نسبت به تصوير بدني خودشان، دريافت تحريف شده‌اي دارند و بيش از اندازه نسبت به بدن خودشان متمركز مي‌شوند و علاوه بر اين‌ها، ارزيابي منفي نسبت به افكار و تصاوير مربوط به ظاهر خودشان دارند و از رفتارهاي ايمني مثل، اجتناب بيشتر از افراد ديگراستفاده مي‌كنند
همچنين مور[22] و همكارانش (۲۰۰۲)، نشان دادند كه افراد با اختلال بدشكلي بدن توجه و خود هوشياري بيشتري نسبت به بدن خود دارند
ايزولد[23] و همكارانش (۲۰۰۸) نشان دادند كه بين علائم اختلال بدشكلي بدن، تصوير تحريف شده بدن و خود هوشياري ارتباط معناداري وجود دارد
تحقيق آن‌ها نشان داد كه افراد با اختلال بدشكلي بدن نسبت به ساير افراد بيشتر به ظاهر و قيافه خود حساس هستند و بيشتر در آينه خود را چك مي‌كنند
همچنين تحقيق ايزولد و همكارانش (۲۰۰۸) نشان داد كه اين افراد نسبت به اين افكار و تصاوير شك و ترديد نمي‌كنند و به عبارتي ديگر عينيت بيشتري به افكار و تصاوير مربوط به ظاهر خودشان نشان مي‌دهند
ارزيابي منفي و قضاوت زيبا‌شناختي از تصوير ذهني، بوسيله فرض‌ها و ارزش‌ها در مورد اهميت ظاهر فعال مي‌شود
در افراد مبتلا، زيبايي ظاهر از لحاظ اهميت در مركز حيطه شخصيت قرار مي‌گيرد (ويل، ۲۰۰۱)
اصطلاح حيطه‌شناختي[24] براي اولين بار توسط بك (۱۹۷۶)، براي توصيف روش شخص براي معنادهي حوادث يا اشيا اطراف خودش استفاده شد
در مركز حيطه شخصي، مشخصات شخصيت، اسنادهاي فيزيكي او، اهداف و ارزش‌هاي او قرار دارند
حيطه كناري (محيطي) نيز شامل اشيا جاندار و سرمايه‌هاي فرد مانند خانواده، دوستان و دارايي است
يك ارزش، موقعي براي فرد ايده آل مي‌شود كه ارزش، بيش از اندازه مهم و به عنوان خود تعريف شود و يا هويتي از فرد يا در مركز قلمرو شخصيت قرار مي‌گيرد
ارزش ايده آل در اختلال بدشكلي بدن معمولا شامل اهميت ظاهر مي‌باشد ولي از ديگر ارزش‌ها مي‌توان پذيرش اجتماعي، كمال گرايي، تناسب و جواني را نام برد
بدون اين نوع ارزش‌هاي ايده آل، افراد به يك طريقي مي‌توانند با تصوير بدني تحريف شده انطباق پيدا كنند و افراد مبتلا به بدشكلي ممكن است خودشان را بپذيرند و كمتر خود– هشيار شوند (پرترايج، ۱۹۹۰)
قواعد و فرض‌هاي شرطي در مورد ظاهر يك فرد، بوسيله ميزان ارزش و اهميت ظاهر براي هويت يك فرد، هدايت خواهد شد
اين فرض‌ها شامل: اگر من جذاب نباشم پس زندگي ارزش زيستن ندارد، اگر من نقص ظاهري داشته باشم پس در تمام زندگي‌ام تنها خواهم ماند، يا من تنها موقعي مي‌توانم كاري انجام دهم كه احساس كاملا راحتي در مورد ظاهرم داشته باشم، هستند (ويل و همكاران، ۱۹۹۶)
گرميا[25] و نظير اغلو (۲۰۰۱)، فرض‌هاي ديگري مانند: "اگر من خوب به نظر بيايم، كل زندگي‌ام بهتر خواهد شد " ، " چگونگي احساس من در مورد خودم به عنوان يك شخص، بستگي به احساسم در مورد اين دارد كه چگونه ديده مي‌شوم " را آشكار كردند

اعتقادات هسته‌اي بر اساس عوامل زير فعال مي‌شوند:1) احساس شكست يا بي‌كفايتي عمومي2) احساس بي‌ارزش 3)احساس زشتي، نفرت انگيز يا ناهنجار بود4) احساس غير قابل پذيرش يا متنفر بودن 5) احساس طرد شدن بوسيله ديگران و بقيه زندگي را تنها ماندن (عثمان و همكاران، ۲۰۰۳)
اكثر اعتقادات هسته‌اي فقط مخصوص اختلال بدشكلي بدن نيستند بلكه عموما آن‌ها در افسردگي و اختلالات شخصيت هم وجود دارند
اين مدل پيش بيني مي‌كند كه فعال شدن ارزيابي منفي يك پسخوراند منفي و توجه متمركز بر خود بر روي تصوير ذهني را افزايش خواهد داد

هيجان‌ها، در اختلال بدشكلي بدن پيچيده و وابسته به ارزيابي از حوادث و موقعيت‌ها مي‌باشد
اين هيجان‌ها عبارتند از:1)شرمندگي دروني (يا تنفر از خود) در زماني كه خود را با ديگران مقايسه و در سطح پايين تري درجه بندي بكنند2) شرمندگي بيروني و انتظار اضطراب اجتماعي براساس آنكه ديگران احتمالا چطور آن‌ها را وارسي و يا نسبت به آن‌ها خصومت يا طرد مي‌كنند 3)افسردگي و درماندگي در شكست شخصي براي رسيدن به استاندارد‌هاي زيبايي خودش، زندگي در انزواي اجتماعي، تعارضات بين فردي و نقص در رابطه‌ها4)خشم و ناكامي به خاطر آسيب‌هايي كه به ظاهر خود مي‌رسانند (مانند جراحي خود يا برداشتن پوست)؛ ديگران، نگراني آن‌ها را نمي فهمند و يا با آن‌ها موافق نيستند؛ يا پول براي جراحي زيبايي ندارند و يا جراحي زيبايي براي آن‌ها رضايت خاطر بدست نمي‌آورد
اشتباه در آسيب رساندن به ظاهر يك فرد بوسيله خود فرد يا در حين جستجوي جراحي زيبايي اتفاق مي‌افتد
تعجب آور نيست كه اين اختلال با افزايش درماندگي و شرمساري، درجه بالايي از همايندي با افسردگي و ريسك خطر خودكشي داشته باشد (فيليپس و همكاران، ۱۹۹۳؛ ويل و همكاران، ۱۹۹۶)
از لحاظ ديگر، حلقه پسخوراند منفي به عنوان افزايش در برانگيختگي هيجاني، گرايش به افزايش بسامد و شدت ارزيابي منفي از تصوير بدن افزايش توجه متمركز بر خود، خواهد شد

اختلال بدشكلي بدن به طور مكرر بر روي طيف وسواس فكري_عملي مفهوم سازي شده است كه اين تا حدي به خاطر آسيب‌شناسي مشابه آن‌ها مي‌باشد (مانند رفتارهاي وسواسي، چك كردن در آينه)، كه به طور وسيعي در اكثر اندازه گيري‌ها (مثل مقياس اصلاح شده وسواس فكري جبري يل - براون) براي اختلال بدشكلي بدن جا داده شده است (فيليپس و همكاران، ۱۹۹۷)
با اين حال، همه راهبردهاي رفتاري كه براي كاهش احتمال خطر در موقعيت‌هاي خطرناك به كار مي‌روند مانند گريز و اجتناب كه بوسيله افراد مبتلا استفاده مي‌شود، به عنوان رفتارهاي ايمني (سالكوس كيس، ۱۹۹۱، ۱۹۹۶) يا از ديدگاه روان‌شناسي تكاملي، بعنوان رفتارهاي تسليم وارونه تعريف شده است (الان و گيلبرت[26]، ۱۹۹۷؛ گيلبرت، ۲۰۰۰؛ هارپر[27]، ۱۹۸۵)
به طور سنتي رفتارهاي ايمني، براي همه اختلالات اضطرابي به عنوان عملي است كه در درون موقعيت‌ها براي جلوگيري از ترس‌هاي فاجعه آميز، طراحي شده است
اساس رفتارهاي تسليم وارانه در موقعيت‌هاي اجتماعي، به جاي رفتارهاي جويندگي، محدود كردن اين رفتار‌ها مي‌باشد (گيلبرت، ۲۰۰۰)
رفتارهاي ايمني يا تسليم وارونه عبارتند از،1) فعال شدن رفتارهاي گريز يا اجتناب در زماني كه غرق در هيجان مي‌باشند،2) رفتارهاي محتاطانه مانند پنهان سازي براي كاهش وارسي ديگران،3)رفتارهاي وسواسي كه تكرار مي‌شوند تا شخص احساس راحتي يا درست بودن پيدا كند
رفتارهاي ايمني اغلب خصيصه فردي و معناي شخصي براي افراد دارد
بنابراين يك زن ممكن است به طور افراطي چهره خود را بپوشاند و ديگري ممكن است از ديگران اجتناب بكند زيرا كه معتقد است توجه آن‌ها متمركز او باشد
رفتارهاي ايمني در اختلال بدشكلي بدن عموما با افراد منطبق مي‌باشند، براي اجتناب فكر درباره يك خصيصه، تغيير يك خصيصه، پنهان كردن يك خصيصه، منحرف كردن توجه از يك خصيصه يا كاهش دادن ناايمني يا پريشاني درباره يك تصوير
مثال‌هاي متنوع از رفتارهاي ايمني در زير فراهم شده است 1) يك مردي كه همه عكس‌هاي خودش را پاره مي‌كند تا از تفكر در مورد برداشت اشتباه خود جلوگيري كند2) زني كه زمان زيادي را صرف استفاده از مواد آرايشي براي پوشاندن نقص‌هاي چهره خودش مي‌كند چرا كه معتقد است تعداد زيادي چين و چروك در چهره‌اش دارد 3) مردي كه همه مو‌هايش را مي‌تراشد و خالكوبي بزرگي مي‌كند تا توجه عموم را از عيب بيني خود منحرف كند با اين عمل خود – هوشياري خودش را افزايش مي‌دهد و ارزيابي منفي از ظاهر خودش را بوسيله ديگران جذب مي‌كند4) مردي كه با بيني خودش اشتغال ذهني دارد در زماني كه در مقابل آينه ايستاده به طور ذهني جراحي پوستي انجام مي‌دهد تا به احساس آرامش برسد
اين عمل مشابه وارسي و شستشوي وسواسي در اختلال وسواس فكري_عملي مي‌باشد كه شخص براي پايان دادن مسئله مشكل ساز اعمال وسواسي انجام مي‌دهد تا به آرامش يا اطمينان مطلق (ساكلوس كيس، ۱۹۹۵)، يا احساس درست بودن برسد (يريا – توبيس و نظير اغلو، ۲۰۰۰)
اهميت اين مدل در اين است كه حلقه پسخوراند ديگري هم وجود دارد
رفتارهاي ايمني ممكن است به طور مختصر پريشاني يا ناايمني را كاهش دهد اما متقابلا خود – هوشياري، اشتغال ذهني و ارزيابي منفي را توليد و افزايش مي‌دهد
به علاوه، رفتارهاي ايمني،1) شامل شمار زيادي تلاش توجه ذهني است كه وسيله‌اي براي كاهش ظرفيت اطلاعات بيروني مي‌باشد،2) اغلب منجر به نظارت بيشتر مي‌شود (مانند وارسي كردن در آينه،3) ممكن است به طور عيني منجر به بد‌تر شدن ظاهر فرد شود (براي مثال، برداشتن پوست) ،4)افزايش توجه ديگران به ظاهر فرد (براي مثال شخصي ممكن است مدام دست خود را در مقابل چهره خود نگه دارد (ويل، ۲۰۰۴)

2-2-4- عوامل خطرزاي فرهنگي-اجتماعي

به نظر مي‌رسد كه اختلال بدشكلي بدن ، در بستر اجتماعي _ فرهنگي روي مي‌دهد كه براي جذابيت و زيبايي ارزش زيادي قائل است (بالمن، ويلهلم، ۲۰۰۴)
كش و گرانت (۱۹۹۶) عنوان مي‌كنند، زماني كه فرهنگ جامعه بر جذابيت ظاهري مخصوصا براي زنان تأكيد نمايد، به تدريج زمينه نگراني از تصوير بدني فراهم مي‌شود
و اين نگراني‌ها درباره ظاهر بدني و اهميت جلوه جسماني مناسب، ممكن است بر اشتغال ذهني درباره زشتي جسمي خيالي تاثير گذاشته يا آن‌ها را تشديد كند (روزنهان، سليگمن ترجمه دهقاني ۱۳۸۴)
اهميتي كه اجتماع به ظاهر يا زيبايي مي‌دهد فرد را مجبور مي‌سازد، بدنش را با ايده آل‌هاي فرهنگي و اجتماعي مقايسه كند و بر نگراني درباره ظاهر يا اختلال بدشكلي بدن تاثير مي‌گذارد و تاكيد اجتماع بر روي جذابيت، در شكل گيري اختلال بدشكلي بدن نقش دارد (فيليپس، ۱۹۹۶)

در سالهاي اخير در فشار اجتماعي بر تصوير بدني به ميزان قابل توجهي در ارتباط با وزن و شكل و تناسب بدن مطرح است و براي بسياري از زنان يك بدن ايده آل و زيبا مطابق با معيارهاي اجتماعي روز، داشتن بدني لاغر و كمتر عضلاني است درحاليكه براي مردان داشتن بدني با ماهيچه‌هاي بزرگ‌تر، ايده آل محسوب مي‌شود (رايت ، ۱۹۷۵ به نقل از حسيني و همكاران، ۱۳۸۹)
فشارهاي اجتماعي باعث مي‌شود كه فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتي و ناامني كند، زيرا كمتر كسي از اندام يا چهره ايده آل برخوردار است و حتي گاهي علي رغم داشتن چهره يا اندامي زيبا ممكن است به دليل تفاوت با آنچه كه مورد پسند اجتماع است خود را محبوب يا دوست داشتني احساس نكند

پايين آمدن عزت نفس فرد سبب تشديد اضطراب مي‌شود
فردي كه عزت نفس پاييني دارد كمتر به خود متكي بوده و مداوم در جستجوي تاييد ديگران است و در بخشي از اين تاييد نيز ارزيابي ديگران از ظاهر خود را مد نظر قرار مي‌دهد
از سوي ديگر افرادي كه اعتماد به نفس كمي دارند و به دنبال تاييد ديگران هستند، ممكن است به همين دليل خود را در معرض روابط بي‌حد و مرز و نامشخص قرار دهند، به اين اميد كه با گرفتن تاييد و تحسين ديگران خود را راضي ساخته و اثبات كنند كه جذاب هستند، در حالي كه اين اقدام علاوه بر آسيب‌هايي كه ممكن است به آن‌ها وارد كند، اوضاع را وخيم تر مي سازد، و تمايل او را براي دريافت بازخوردهاي بيشتر از ديگران بيشتر مي‌كند
درگير بودن در يك رابطه مي‌تواند باعث بروز يا رشد اختلال بد شكلي بدن گردد
براي مثال، پژوهش شيتس و اجمر در سال ۲۰۰۵ نشان داده است كه حداقل ۳۰ درصد افرادي كه درگير رابطه با جنس مخالف هستند از شريك خود تقاضاي تغيير وزن و ظاهر مي‌كنند كه اين به نوبه خود بر رضايت فرد از رابطه تاثير مي‌گذارد
همچنين در پژوهش ديگري مشخص شد كه وقتي فرد براي تغيير دادن وزن يا ظاهر خود تحت فشار قرار مي گيرد باعث مي‌شود كه فرد احساس نمايد كه پذيرفته شده نيست و از ظاهر و اندام خود ناراضي شود
نارضايتي از چهره، ظاهر و اندام مي‌تواند تاثير زيادي بر زندگي افراد بگذارد
اين تاثير طيف وسيعي را از يك غم و ناراحتي زودگذر تا جراحي‌هاي پر خرج زيبايي شامل مي‌شود
گاهي هم اين رابطه به طور غيرمستقيم تاثير خود را بر فرد مي‌گذارد
براي مثال، تجربه مورد خيانت واقع شدن يا آگاهي از اين نكته كه فرد مقابل به افراد ديگري نيز توجه دارد به خودي خود مي‌تواند باعث نارضايتي فرد از ظاهر و اندام خود شود، زيرا ممكن است فرد تقصير مسئله را به گردن بگيرد و احساس كند كه اين مسئله به دليل كمبودي در خود او به خصوص كمبودي در ظاهر يا اندام است كه اين باعث كاهش احساس عدم اعتماد به نفس و واكنش‌هاي شديدي مانند برقراري ارتباط با ديگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن، جراحي‌هاي پلاستيك و غيره شود
البته ممكن است عكس اين نيز رخ دهد، فردي كه از تعداد معدودي، بازخورد منفي دريافت كرده است (اتفاقي كه ممكن است براي هر فردي رخ دهد) به دليل حساسيت و آسيب پذيري نسبت به اين واكنش‌ها و ترس از طرد شدن توسط ديگران تصميم به كناره گيري از ديگران گرفته و به كلي منزوي شود كه اين، فرد را به نوبه خود در چرخه معيوب شكست و طرد قرار مي‌دهد

علت ديگري كه در تحقيقات مورد بررسي قرار گرفته است رسانه‌ها است كه فشار زيادي براي بودن در يك سايز و نوع خاص بدني اعمال مي‌كنند و مواردي مثل عروسك‌هاي باربي و اشخاص انيميشني تمايلي را در كودكان ايجاد مي كنند كه بايستي در سايز مشخص و ظاهر معيني باشند
يك رسانه ها معمولا"پيوسته، مدگرايي و پديده مانكنيسم را ترويج مي‌كنند
و به دست آوردن استانداردهاي بدني، مستلزم رعايت الگوهاي مصرفي خاصي است كه در بازار سرمايه داري تعيين مي‌شوند
در سيستم سرمايه داري براي افزايش سود دائما لباس و مد و آرايش‌هاي افراطي را تبليغ و ارزش گذاري مي‌كنند به بياني ديگر، فرهنگ مصرفي انسان‌ها را تشويق مي‌كند تا پوست، مخصوصاً پوست زنانه، را به گونه‌اي تلقي كننند كه لازم است همواره به منظور حفاظت در برابر گذر زمان روي آن كار مداوم صورت پذيرد تا بدين ترتيب پوست بتواند ويژگي تفاوت جنسيتي خود را در قالب نرمي احساس و حفظ نمايد
در دهه‌هاي اخير تعداد زيادي از رسانه‌ها، جوامع را به وسيله ايده ال‌هاي زيبايي تبليغاتي براي رسيدن به زيبائي بمباران كرده‌اند(سارور و همكاران، ۲۰۰۴؛ فيليپس و همكاران، ۱۹۹۶)
اصالت يافتن زيبايي چهره و تناسب اندام از طريق رسانه‌ها خود باعث بروز تغييرات عميقي در سبك زندگي و نگاه افراد به زندگي شده است
اين نگاه حتي بر روي ازدواج و همسرگزيني افراد نيز ناخودآگاه اثر گذاشته است
به نحوي كه يكي از مهم‌ترين  ملاك ها در همسر گزيني اكنون زيبايي و اندام متناسب محسوب مي‌شود
به طور ويژه به نظر مي‌رسد كه تصاوير و پيام رسانه‌اي، باعث افزايش باورهاي غلط بيماران مبتلا به اختلال بد شكلي بدن مي‌گردد (فيليپس و همكاران، ۱۹۹۶)
مطالعات بر روي مردان و زنان بزرگسال نشان مي‌دهد كه در معرض ايده آل‌هاي بدني قرار گرفتن باعث افزايش نارضايتي از ظاهر آن‌ها مي‌شود
در حدود يك چهارم افراد در مطالعات فيليپس (  )علت اصلي علائم اختلال بدشكلي بدن خودشان را تمركز رسانه بر روي زيبايي ظاهر مي‌دانند
بدشكلي هراسي عضله به نظر مي‌رسد، نتيجه فشار اجتماعي-فرهنگي باشد و تبليغات رسانه ها تا همين چند سال پيش خيلي كمياب بود، ولي پيام‌هاي كنوني رسانه براي اينكه مردان بهتر است كه

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۲۰:۵۵ | مدير
،

دانلود پايان نامه ارشد: قيمت‌گذاري كيفيت اقلام تعهدي و ارزيابي آن به عنوان عامل ريسك -فروش فايل

  • فروش زيان مالياتي[1] و اثر ژانويه

شايع‏ترين توضيح كه براي اثر ژانويه مورد بررسي قرار گرفته است، فروش زيان مالياتي در پايان سال توسط سرمايه‏گذاران انفرادي است. شواهد اين استدلال به شرح زير است. با تحقق زيان‏هاي سرمايه‏اي پيش از پايان سال، سرمايه‏گذاران انفرادي مي‏توانند بدهي مالياتي خودشان را از طريق تهاتر زيان‏هاي تحقق‌يافته با سود سرمايه تحقق‌يافته خودشان يا درآمد ناخالص تعديل‌شده خودشان كاهش دهند. علاوه بر اين، چون نرخ ماليات سود سرمايه كوتاه مدت، بيشتر از نرخ سود سرمايه بلندمدت (به جز دوره 1990 – 1988) است، بنابراين سرمايه‏گذاران مي‏توانند زيان‏هاي سرمايه‏اي را براي حفظ درآمد مشمول ماليات به واسطه تحقق يافتن زيان‏ها افزايش دهند. از سوي ديگر، سرمايه‏گذاران انگيزه كمي براي تحقق سودهاي سرمايه‏اي دارند، چون به تعويق انداختن سودها بار مالياتي آن‌ها را كاهش مي‏دهد. به ويژه با تعويق انداختن سودهاي سرمايه‏اي كوتاه مدت، وقتي كه سرانجام سودها تحقق مي‏يابند، باعث مي‏شود ماليات بر اساس نرخ مالياتي پايين‏تر سودهاي سرمايه‏اي بلندمدت تعيين شود. بنابراين، با توجه به مزاياي مالياتي زيان‏هاي سرمايه‏اي، سرمايه‏گذاران مشمول ماليات سهام زيان‏ده خود را در پايان سال مي‏فروشند و دوباره آن‌ها را در ژانويه خريداري مي‏كنند. در صورت عدم وجود آربيتراژ منطقي مناسب، فشار بر قيمت سهام ناشي از چنين فروش زيان مالياتي منجر به بازده غيرعادي مثبت در ژانويه براي اين سهام زيان‏ده مي‏شود (همان منبع. ص 1355).

شواهد قابل‌ملاحظه‌اي مطابق با فروش زيان مالياتي وجود دارد كه نشان مي‏دهد حداقل تا حدودي محرك صرف ژانويه شركت‏هاي كوچك است. اما به نظر نمي‏رسد كه فروش زيان مالياتي به طور كامل صرف را توضيح دهد. به عنوان مثال، در كشورهايي كه ماليات سود سرمايه وجود ندارد (نظير ژاپن) و يا كشورهايي كه سال مالياتي آن‌ها پايان دسامبر نيست (نظير بريتانيا و استراليا) نيز اثر ژانويه وجود دارد (همان منبع ص 1355).

[1] Tax Loss Selling

متن كامل :

پايان نامه قيمت‌گذاري كيفيت اقلام تعهدي

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۱۸:۱۹ | مدير
،

پايان نامه اثربخشي آموزش شادكامي به شيوه شناختي رفتاري

ديدگاه معنوي[1]

به رغم رواج ديدگاه لذت گرايي ، تعدادي از فلاسفه ، صاحب نظران و علماي ديني چه در غرب و چه در شرق اين موضوع را زير سٶال  برده اند كه شادكامي به خودي خود مي تواند به عوان  مدارك اصلي خوشختي باشد(ريان و دسي  ،2001). از نظر فروم (1981)براي درك شاد كامي واقعي بايد بين اميال و نيازهايي  كه به صورت ذهني احساس مي شوند و خوشنودي آن ها منجر به لذت هاي زود گذر مي گردد و آن دسته از نيازهايي كه در ماهيت انسان ريشه داشته و تحقق آن ها ، نمو انسان و فراهم ساختن معنويت يعني خوشختي و شاد كامي واقعي را به همراه  دارد،تمايز قائل شد .از ديگاه وي ، شادي يك معيار برتر در هنر زندگي است.

واترمن[2] (1993) معتقد است كه مفهوم معنوي از شادكامي ، از خوشبختي است.او شادكامي مردم را بر اساس خود واقعي آنها تبيين مي كند. طبق نظر وي اين نوع شادكامي موقعي به دست مي آيد كه فعاليتهاي زندگي افراد بيشترين همگرايي يا جور بردن را با ارزشهاي عميق داشته باشد و آنان نسبت به اين ارزشها متعهد گردند. تحت چنين شرايطي ، احساس نشاط و اطمينان به وجود مي ايد. واتر من از اين حالت،به عنوان جلوه فردي[3] ياد كرد و همبستگي بالايي بين آن و اندازه هاي خوشبختي و شادكامي به دست آورد ريف[4] و سينگر[5] (1998)خوشبختي و شادكامي را دستيابي ساده و به لذت نمي دانند بلكه آن را به عنوان كوششي در جهت كمال در نظر مي گيرند كه بيانگر تحقق توان بالقوه واقعي فرد است.ريف و سينگر ، شش جنبه را بيانگر تعريف و نظري و عملي بهزيستي روان شناختي مي دانند كه عبارتند از خود مختاري[6] ،نمو فردي،[7]خود پذيري ٬[8]هدفمندي  زندگي[9]  و روابط مثبت[10]. ريف و سينگر اين جنبه ها را باعث ارتقاء سلامت جسماني و هيجاني مي دانند .به طور كلي مي توان گفت، رويكرد هاي لذت گرايي و معنوي به ظاهر متضاد مي باشند و هر كدام با تعريف گوناگوني از شادكامي ، انواع متفاوتي از پژو هش را در مورد علل ،پيامد ها و پويايي هاي اين موضوع باعث شده اند ٬اما از انجا كه شادكامي و بهزيستي رواني يك پديده چند بعدي است،جنبه هايي از هر دو رويكرد را در بر دارد . در اين رابطه كامپتون[11] و همكاران (1996 به نقل از يزداني،1382)در يافتند كه ديدگاههاي لذت گرايي و معنو ي كه شادكامي ، با وجود همپوشي ، در عين حال با هم تمايل دارند و درك ما را از شادكامي و بهزيستي رواني از طريق روش هاي متفاوت اندازه گيري ، افزايش خواهند داد.

 

 

[1]- eudaimonic

[2]- Waterman

[3]- Personal expressiveness

[4]- Ryff

[5]- Singer

[6]-autonomy

[7]-Personal growth

[8]- self acceptonnce

[9]- life-Purpose

[10]- Positive- relatedness

[11]- Campon

متن كامل:

پايان نامه اثربخشي آموزش شادكامي به شيوه شناختي رفتاري فوردايس بر ميزان خوش بيني وكيفيت زندگي زنان

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۱۵:۴۵ | مدير
،

جو كلاس و تاثير آن بر اضطراب

با توجه به اينكه هدف عمده آموزش و پرورش، اعتلاي همه جانبه شخصيت فراگيران، به ويژه در ابعاد اخلاقي، رواني و اجتماعي است، براي بهبود اين فرآيند، بايد كه جو كلاس شايسته و بايسته باشد. مطالعات فراواني تأثير جو رواني اجتماعي كلاس را بر پيشرفت تحصيلي نشان داده­اند (فريزر و همكاران،1995). بلوم[1](1994) جو را شرايط، نيروها، وانگيزش­هاي بيروني، اعم از فيزيكي، فكري، رواني و اجتماعي تعريف مي­كند.

فريزر(1994) چهار گونه جو­رواني-اجتماعي كلاس را بررسي كرد. به نظر او جو­رواني-اجتماعي چيره بر كلاس مي­تواند جوي سرشار از يكپارچگي و همبستگي (ميزان وابستگي و پيوند دانش آموزان)، منضبط و تكليف­گرا (ميزاني كه دانش­آموزان تكليف خود را به موقع و منظم انجام دهند)، فضايي پر برخورد و پر اصطلاك (ميزان رفتارهاي نادوستانه­ي دانش آموزان)، يا جوي آكنده از هم­آوري و رقابت (ميزان هم­آور و رقابت دانش­آموزان) باشد.

[1] -Bloom

  • جو ­رواني-اجتماعي مطلوب كه ويژگي­هاي آن عبارتند از: مشاركت دانش­آموزان در كلاس، رابطه صميمي معلم و دانش­آموز و برخورداري از حمايت معلم در مواقع مشكل، رابطه صميمي دانش­آموزان با­هم، برقراري نظم و مقررات در كلاس، سازماندهي مطالب آموزشي در كلاس، اهميت دادن به تلاش و انجام وظيفه دانش­آموزان، و همچنين در اين جو فراواني روابط اجتماعي وجود دارد و بين ادراك و انتظار تفاوتي نيست و پيشرفت تحصيلي بالاست.
  • جو­ رواني-اجتماعي نامطلوب كه برعكس جو­ رواني-اجتماعي مطلوب بيان شده است.
  • جو­ رواني – اجتماعي متوسط كه مابين دو جو مذكور بيان شده است (صالحي حسيني،1372).

جو رواني – اجتماعي كلاس، شامل د و متغير كلي ادراك (برداشتي كه افراد از واقعيت هاي موجود دركلاس دارند) و انتظار (تمايلات و خواسته هايي كه افراد از جو رواني- اجتماعي كلاس دارند) است. جوي براي يادگيري مطلوب است كه تفاوت ادراك و انتظار زياد نباشد يا اين دو مساوي باشند. درصورت تفاوت، بايد در پي اصلاح يا تغيير جو كلاس بود. پس، شناخت جو كلاس براي معلمان مهم و با ارزش است.

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۱۳:۱۲ | مدير
،

رابطه مذهب با بهزيستي روانشناختي

رابطه مذهب با بهزيستي روانشناختي :

بر اساس الگوي بهزيستي روانشناختي ريف و كيز[1]سازه بهزيستي روانشناختي از شش عامل :زندگي هدفمند، رابطه مثبت با ديگران، رشد شخصي ،پذيرش خود، خود مختاري و تسلط بر محيط، تشكيل مي‌شود .از اين منظر شاخص سلامتي به عنوان نداشتن بيماري تعريف نمي شود به طوري كه به جاي تأكيد بر بد يا بيمار بودن بر خوب بودن تأكيد مي شود (ريف،1995).

بنابر اين ويژگيهايي مانند سازش يافتگي ،شادماني،اعتماد به خود ، و ويژگيهاي مثبتي از اين دست نشان دهنده سلامتي و بهزيستي روانشناختي است. در اين حالت است كه مذهب مي تواند به عنوان يك اصل وحدت بخش و يك نيروي عظيم براي سلامتي روان مفيد و كمك كننده باشد .چنان كه سازمان جهاني بهداشت در تعريف ابعاد وجودي انسان، به ابعاد جسماني ، رواني ،اجتماعي و معنوي اشاره مي كند و بعد چهارم، يعني بعد معنوي را نيز در تحول و تكامل انسان مطرح مي سازد .بدين ترتيب انتظار مي‌رود مذهب و دستيابي به معنويت به عنوان بخش مهمي از زندگي بر ارتقاي سلامت و بهزيستي مؤثر باشد (اميري،1384).

سلامت روان يكي از ابعاد سلامت در نظر گرفته مي شود و بر طبق تعريف كارشناسان سازمان بهداشت جهاني سلامت رواني عبارت است از حالت رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم بيماري و ناتواني و با تأكيد براي آن كه هيچ يك از اين ابعاد بر ديگري الويت ندارد.روانشناسي بهداشت در سالهاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله و سبك زندگي افراد در چگونگي وضعيت سلامت جسماني ورواني آن قائل شده است.  شيوه هاي مقابله ،توانائي هاي شناختي رفتاري هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهاي رفاهي دروني و بيروني فشار آور به كار مي گيرد .يكي از شيوه هائي كه اخيرأ روند رو به گسترش  بوده است شيوه هاي مقابله مذهبي و معنوي است كه موجب آرامش و سلامت فرد مي شود . يافته هاي اخير نشان مي دهد از آنجائي كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي  تفسير مثبت حوادث زندگي هستند مي توانند مقابله هاي بعدي را تسهيل كنند بنا براين به كار گيري آن براي اكثر افراد سلامت ساز است ( براون و تيمي[2]،2009).

علاوه بر اين، نظريات ارائه شده در اين زمينه از قبيل تأثير ايمان در درمان اضطراب‌، بازگشت انسان  به گرايش ديني در زندگي براي درمان بيماريهاي رواني ، انسان متدين و عدم ابتلاء به بيماري‌هاي رواني، عظمت و لذت ايمان در زندگي فردي و حتي اينكه تنها راه درمان افراد در زمينه از هم پاشيدگي اخلاقي را بازگشت به دين مي دانند هم حاكي از اثر معنوي ايمان و مذهب در سلامت انسان مي باشد . (تروينو[3] ،2009)

همچنين با مطالعه اي كه توسط. بيرمن و الكس[4]انجام گرفت نشان دادكه رويكرد ديني تنها پيش بيني كننده سلامت روانشناختي بوده است به اين صورت كه رويكرد مذهبي دروني با سطح بالا تر سلامتي و رويكرد مذهبي پايين با سطح سلامتي و رويكرد روانشناختي پايين تر ارتباط دارد. تحقيقات آنها نشان مي‌دهد كه فراواني فعاليت هاي مذهبي فردي شاخص تعيين كننده‌اي در واريانس علائم افسردگي، اضطراب و احترام به نفس بوده است و حضور در كليسا شخص را در مقابل خود كشي محافظت مي‌كند(بيرمن  وآلكس،2006).

بر اساس مطالعات انجام شده نگرش مذهبي مي تواند در زندگي شخص بسيار مؤثر باشد و به ميزان بسيار زيادي در زندگي زناشوئي و ارتباطات آنها با يكديگر اثر مي   گذارد .مذهب شامل رهنمودهايي براي زندگي و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزشها است كه اين ويژگي مي تواند زندگي زناشوئي را متأثر سازد . همچنين علاوه بر رابطه دين با سلامت رواني و سازش يافتگي فردي ،غالبأ بر ارتباط مثبت دين با سازش يافتگي و سلامت رواني و رابطه منفي آن با اختلالات رواني تأكيد شده است . و در ارتباط بين نگرش ديني ،سازش يافتگي با محيط كار و خود پنداره نشان داده شده است كه نگرش ديني با خود پنداره رابطه مثبت دارد و به همسازي بيشتر در افراد منتهي مي شود(هانلر[5]،2005) .  

 

[1] - Ryff ,C.D. &  Keyes,C.

[2] - Brown,P. & Tiemey,B.

[3] - Trevino,M.K.

[4] - Bierman,C. & Alex,D.

[5] - Hunler,O.S.

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۱۰:۳۸ | مدير
،

منشأ و طبيعت عزت‌نفس از چيست؟

منشأ و طبيعت عزت‌نفس

براي انسان هيچ حكم ارزشي مهمتر از داوري او در مورد نفس خويش نيست و ارزشيابي شخص از خويشتن قطعيترين عامل در روند رشد رواني اوست. اين ارزشيابي تماماً به شيوه قضاوت آگاهانه و صريح، شفاهي يا كتبي، يا برشمردن صفات و توصيف حالات نيست بلكه به صورت احساس مي‌باشد. احساسي كه جدا كردن و شناسايي آن مشكل است زيرا پيوسته توسط انسان تجربه مي‌شود و جزئي از هر احساس ديگر انساني مي‌باشد و در هر واكنش احساساتي دخيل است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

هر احساس زاييده يك برآورد است و بازتاب يك ارزشيابي، سودمندي و يا زيان‌بخشي برخي از جنبه‌هاي حقيقت به حال انسان مي‌باشد بنابراين تصويري كه يك فرد از خويشتن دارد به طور ضمني در همه واكنشهاي ارزشي او تجلي مي‌كند. هر نوع قضاوت اين سؤال را پيش مي‌آورد كه «آيا به نفع من است يا به زيان من؟» و اين خود به خود متضمن‌نمايي از «من» است و تصويري از نفس را به دنبال خود مي‌كشد
(مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

ارزشيابي شخص از خويشتن اثرات برجسته اي در جريان فكري، احساسات، تمايلات، ارزشها و هدفهاي وي دارد و كليد فهم رفتار اوست. به منظور شناخت كيفيات رواني انسان و پي بردن به روحيات او بايد به طبيعت و ميزان حرمت نفس و معيارهاي قضاوت وي درباره خويشتن آگاهي يافت.

انسان تمايل به داشتن حرمت نفس را امري ضروري و الزام‌آور و اساسي مي‌داند اعم از اينكه ضرورت را در وجود خود به وضوح شناسايي مي‌نمايد يا نه. نمي‌تواند منكر اين واقعيت شود كه ارزشيابي او از خويشتن اهميت حياتي دارد و به اندازه مسئله مرگ و زندگي مهم است. هيچ‌كس نمي‌تواند نسبت به داوري خود درباره خويشتن بي‌تفاوت باشد زيرا طبيعت وي چنين اجازه‌اي را نمي‌دهد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

انسان آنچنان مشتاق دنيا و نيازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خويش است كه امكان دارد در اين راه حقيقت را ناديده انگارد، قضاوتش را تحريف و ذهن خود را تجزيه كند و احساسات نامناسب را سركوب كند تا از رودررويي با حقايقي كه ارزشيابي او را در مورد خويش خدشه‌دار مي‌كند و به آن جهت منفي مي‌دهد پرهيز نمايد. انساني كه معيارهاي نامعقولي را انتخاب كرده و پذيرفته است تا خود را براساس آنها قضاوت و ارزشيابي كند ممكن است آشكارا و بازشتي به سوي هدفهاي مخربي سوق داده شود تا خود را قانع و مطمئن سازد كه داراي فضايل و حرمت نفس است هر چند در واقع‌ فاقد آن مي‌باشد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

انساني كه داراي حرمت نفس نيست به ميزان فقدان آن خود را مجبور به جعل و كسب نوع كاذب آن مي‌نمايد تا با توسل به تصوير دروغين و بدلي آن چهره خود را بيارايد و با اين حس نوميدي و اين باور كه رودررويي با جهان، بدون برخورداري از حرمت نفس به منزله بي‌پناه كردن و خلع سلاح خويش است كه نهايتاً منجر به تخريب نفس مي‌گردد، خود را از نظر روان‌شناسايي به طريق باطل و بي‌راهه سوق مي‌دهد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

حرمت نفس داراي دو جنبه وابسته به يكديگر است، يكي حس سودمندي و ديگري حس ارزشمندي فرد و در معني مجموع حس شرف نفس و حس اعتماد به نفس است كه دلالت بر لياقت شخص براي زيستن دارد.

نياز انسان به حرمت نفس در نهاد آدمي غريزي است ولي فاقد علم مادرزادي براي برآوردن اين نياز و يا اطلاع از حرمت نفس مي‌باشد و اين رسالت و مسئوليت اوست كه چنين معيارهايي را كشف نمايد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

سوالات مطرح در اين مرحله از اين قرارند كه چرا انسان به حرمت نفس نياز دارد؟ (تمايل به داشتن آن، دليل بر نياز نيست) و يا اينكه «موضوع حرمت نفس چگونه به بقاي انسان مربوط مي‌شود؟» و «شرايط احراز آن چيست؟» و «به چه دليل نيروي انگيزشي آن تا اين اندازه نيرومند است؟» اينها سوالاتي است كه بايد مورد توجه قرار گيرند.

دو حقيقت در مورد نهاد بشر وجود دارد كه كليد پاسخ به  اين سوالات است: اول آنكه قوه استدلال وسيله اساسي براي بقاي انسان است، دوم آنكه به كارگيري قواي ذهني و عقلاني انسان امري است اختياري، يعني در قلمرو ادراك انساني و ضمير آگاه او به طور خودمختار عمل مي‌كند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اغلب مردم نقش و اهميت نيروي استدلال خودرا در امر زيستن شناسايي نمي‌كنند ولي از زماني كه كودك نيروي خودآگاهي را كسب مي‌كند ولو به نحو ضمني به طور اجتناب‌ناپذير و به حكم اجبار هوشيار مي‌شود؛ يعني آگاهي، وسيله اساسي وي در برخورد با واقعيات است و هيچ راه و روشي جهت زيستن بدون اين آگاهي براي او امكان‌پذير نيست و بهزيستي او بستگي به ميزان سودمندي عملكرد ذهن او دارد. يك مثال در سطح خيلي ابتدايي و پايين مي‌توان عنوان كرد كه در آن هيچ‌كس نمي‌تواند منكر اهميت استدلال بشود. مثلاً اگر كسي خود را «بي‌عقل» يا «احمق» بداند ضرورتاً آن را بازتاب تخريب كننده عدم توانايي خود در برخورد با واقعيات خواهد دانست
(مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

از زماني كه كودك توان درك و فهم كسب مي‌كند به طور روزافزون به نحو ضمني و ناواضح از مسئوليت خود در تنظيم رفتار خويش آگاه مي‌شود. براي حفظ آگاهي خود در حد ادراك و فهم عميق بايد از راه نيل به هدفهاي گوناگون كوشش فكري نمايد و نيز اين توان را حاصل كند كه بين حالت تمركز فكري و حالت سردرگمي تميز قائل شود و يكي را در مقابل ديگري انتخاب كند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

 

اعتماد به نفس، احساس سودمندي

واقعيت مرتباً انسان را در سر چند راهي قرار مي‌دهد كه ناگريز بايد يكي از چند راه را انتخاب نمايد يعني انتخاب اعمال و هدف و انتخاب از بين شقوق مختلف، خوشبختي انسان در گرو انتخاب صحيح و برگزيدن راه درست است؛ درستي در استدلالات و درستي در انتخاب. ولي در عين حال نمي‌تواند پاي خود را از محدوده امكانات طبيعي خويش بيرون بگذارد و انتظار داشته باشد كه بحرالعلوم، عقل كل و خطاناپذير باشد. چيزي كه بدان نياز دارد همان است كه در حيطه توان وي قرار دارد، يعني اين عقيده كه شيوه او در انتخاب و اتخاذ تصميمات و روش ويژه وي در استفاده از آگاهي صحيح باشد. صحيح در اصول و مناسب با واقعيات (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

يك موجود زنده كه آگاهي او به طور خودكار عمل مي‌كند با چنين مسئله‌اي روبرو نيست و نمي‌تواند ارزشمندي عملكرد ذهني خود را مورد سؤال قرار دهد. ولي در مورد انسان كه آگاهي او اختياري است هيچ چيز حياتي‌تر از اين نيست.

انسان تنها موجود زنده‌اي است كه مي‌تواند وسيله حيات و بقا يعني نيروي تفكر خود را مردود و يا تخريب و يا به دشمن تسليم كند. او تنها موجود زنده‌اي است كه مي‌تواند به وسيله تمرين و تربيت، نيروي عقلاني خويش را مساعد و شايسته زيستن نمايد و اين مسئوليت عمده او در طريق زندگي است. روشي را كه انسان در برخورد با اين موضوع انتخاب مي‌كند از نظر روان‌شناسي بارزترين حقيقت در مورد نفس اوست زيرا در تار و پود وجود او به عنوان يك موجود زيستي قرار دارد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

هر چه انسان بيشتر خود را به شناخت متعهد بداند، به همان اندازه وظيفه اصلي ضمير هشيار او آگاه و بيدار مي‌شود. يعني درك و فهم و در معني آن، عمل ذهني كه بوسيله انتخاب خود او برانگيخته شده و به سوي سودمندي در شناخت سوق داده مي‌شود. بالعكس هر چه انسان در بيدار و هشيار ساختن هدف تنظيم كننده عمل خودآگاهي دچار شكست شود يا از آن امتناع نمايد به همان ميزان از كوشش ذهن و مسئوليت استدلال به دور مي‌ماند و نتيجه آن ناسودمند كردن نيروي شناخت است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اساسي‌ترين انتخاب آن انتخابي است كه مستقيماً در قلمرو اختيار قرار دارد: فكر كردن يا فكر نكردن و تمركز يا تعليق ذهن. اين انتخاب در سه شق اساسي معرف‌شناسي رواني موجود است؛ شقوقي در قالب اصلي جريان عملكرد شناختي او. اين شقوق مواضعي را كه استدلال، فهم و واقعيت در ذهن انسان اشغال مي‌نمايد منعكس مي‌سازند (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

1- انسان مي‌تواند يك تمركز فكري بسيار قوي را در ذهن خود فعال سازد و آن را پايدار و مستمر بدارد؛ با اين هدف كه فهم خود را به ميزان مطلوبي از دقت و روشني برساند و يا بالعكس آن را در سطح تيره‌اي از حالت منفعل، بدون قوه تميز و بي‌ارادگي و بي‌هدفي ذهني نگاه دارد.

2- انسان مي‌تواند بين عقل و احساس، تمايز و تفاوت قائل شود و بگذارد كه قضاوت او از عقل و نه از احساسات او پيروي نمايد. يا در عوض در زير فشار احساسات (تمايلات و يا ترسهاي خود) عقل خود را به حالت تعليق درآورد و ذهن خود را تسليم انگيزه‌هايي نمايد كه نسبت به ارزشيابي آنها بي‌تفاوت و بي‌قيد است (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

3- انسان مي‌تواند تحليل مستقلي از ميزان صحت و سقم هر ادعا و يا درجه درستي يا نادرستي هر موضوع نمايد و يا حالت منفعلانه و غيرمنتقدانه‌اي در برخورد با عقايد و بيانات ديگران اختيار كند و قضاوت آنها را جايگزين تشخيص و قضاوت خود نمايد.

به هرميزان كه انسان سيرتاً در اين موضوعات انتخاب صحيح داشته باشد به همان اندازه احساس كنترل بر هستي خود مي‌نمايد؛ كنترل ذهن به نحوي كه در عين حال با واقعيت مناسب و در صلح و سازش باشد اعتماد به نفس عبارت است از اعتماد به ذهن انسان در رابطه با اعتبار ابزار شناخت (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

اين اعتماد الزاماً انسان را از خطا مصون نمي‌دارد به اين معني نيست كه فرد هيچ‌گاه اشتباه نمي‌كند بلكه بر اين عقيده استوار است كه انسان شايستگي تفكر، قضاوت و دانستن را دارد (دانستن به معني جبران خطاها). و نيز انسان اصولاً واجد لياقت است و بدون چون و چرا ملزم است كه در رابطه اصيل، شرافتمندانه و تحريف نشده‌اي با ظرفيت كامل خود و تا آنجا كه نيروهاي اختياري او اجازه مي‌دهند باشد. علاوه بر  اين عالم و معتقد بر اين باشد كه هيچ چيز پرارجحتر و ارزشمندتر از واقعيت نيست و بالاترين توجه و احترام بايد به سوي واقعيت باشد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

نوع اساسي واصلي اعتماد به نفس بايد از نوع سطحي و مقطعي آن تميز داده شود زيرا نوع اخير فقط حس سودمندي انسان در يك زمينه خاص و يك منظور ويژه را شامل مي‌شود. حال آنكه اعتماد به نفس اساسي، متوجه علم شخص در يك زمينه خاص و يا مهارت در كار معيني نيست بلكه متوجه اعتماد به نفس به معني آن درعلم معرفت‌شناسي روان است كه شامل برخورداري از يك روح قضاوت كلي به صورت ضمني و غيرواضح و لزوماً آگاهانه و يك سيرت و صفت انساني در برخورد با حقايق، واقعيات و تلاش و مبارزه در اين راستاست. انسان به چنين اعتماد به نفسي نياز دارد زيرا شك در كارآيي آنچه سرمايه بقاي اوست در حكم فلج كردن، متوقف كردن و تسليم به اضطراب و محكوميت، به درماندگي و بيچارگي است كه منجر به عدم صلاحيت و شايستگي او براي زيستن مي‌گردد (مترجم: هاشمي، جمال، 1376).

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۰۸:۰۶ | مدير
،

نقدي بر مكتب خانه هاي آخوند باجي

نقدي بر مكتب خانه هاي آخوند باجي:

 اين مكتب خانه ها به هيچ وجه با ويژگي جسمي و عاطفي و توانايي هاي يادگيري كودك همخواني نداشت. مي دانيم كه نياز به حركت هاي جسمي و بازي در اين دوره از ويژگي هاي خاص كودكان است و از اين لحاظ است كه برخي گفته اند بازي تفكر كودك است. ولي در مكتب خانه ها بازي و حركت هاي جسماني، رفتار ناشايستي تلقي مي شد كه سزاوار مجازات بود. از ورزش، نقاشي، سرود و ... نه تنها خبري نبود اگر هم كسي دست به چنين كاري مي زد تنبيه مي شد.

«امروز در برخورد با آموزش در اين مكتب خانه ها دو ديد متفاوت وجود دارد: گروهي اين نوع آموزش را دربست پذيرفته و در آن چندان به چون و چرا نمي پردازند و هر آن چه را كه در آن مكتب خانه ها بود، بجا و طبيعي مي دانند. استدلال اين گروه اين است كه در اين مكتب خانه ها به شاگردان سجاياي اخلاقي نيكو و اصول ديني آموخته مي شد كه متأسفانه بسياري از كودكان امروزي فاقد آنند و در تبيين چگونگي آموزش و سخت گيري ها و عدم توجه به ويژگي هاي جسمي و روحي كودكان و نيازهاي آنان مي گويند كه علت اين بي توجهي ها و نبودن امكانات آموزشي و وسائل بازي و غيره را بايد در اوضاع اجتماعي حاكم بر جامعه جست و جو كرده و در مقابل از زحمات و بالاتر از آن، ايمان و علاقه ي معلمان و مربيان گذشته به شغل شان را، كه بدون مبالغه نسبت به روزگار حاضر در حد اعلاي خود بوده است، بستائيم و در اين مجموعه از آنان به نيكي و خير ياد كنيم».

گروه ديگر هم شيوه هاي گذشته را هدف تير انتقاد قرار داده و گاهي مكتب خانه ها را به محبس تشبيه كرده اند. هر چند مكتب خانه هاي آخوند باجي داراي محاسن و معايبي بود؛ اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه كاستي ها و عيب هاي آن ها به مراتب بيش از محاسن شان بود كه بيزاري از مكتب و بي سوادي توده ي عظيمي از مردم از جمله نتايج آن بوده است.

اما از جمله محاسن مكتب خانه ها مي توان به تأكيد در پرورش اخلاق نيكو و توجه به سنت ها و اعتقادات مردم، از نظر هدف تربيتي و اجتماعي و هنجارهاي آن و به كارگيري شيوه ي انفرادي در آموزش و توجه به تفاوت هاي فردي اين مكتب خانه ها اشاره كرد. (منبع: كتاب حوزه شماره 150)

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۰۵:۳۱ | مدير
،

پايان نامه ارشد: مديريت و برنامه ريزي توسعه گردشگري در بوشهر با تاكيد بر توريسم ساحلي

فهرست عناوين
چكيده 1
فصل اول 2
كليات پژوهش 2
مقدمه 3
1-1 بيان مساله 5
1-2 اهميت و ضرورت تحقيق 6
1-3 اهداف تحقيق 6
1-3-1 هدف اصلي 6
1-3-2 اهداف فرعي 6
1-4 پيشينه پژوهش 7
1-5 سوالات تحقيق 8
1-6 فرضيات تحقيق 8
1-7 روش تحقيق 9
1-7-1 تحقيق از نظر هدف 9
1-7-2 تحقيق از نظر نوع 9
1-8 روش گردآوري اطلاعات 9
1-9 قلمرو تحقيق 10
1-10 جامعه و نمونه آماري 10
1-10-1 جامعه آماري 10
1-10-2 نمونه آماري 10
فصل دوم 11
مباني نظري پژوهش 11
2-1 اهميت گردشگري 12
2-2 تاريخچه گردشگري 12
2-3 تعريف واژگان 13
2-3-1 تعاريف فني گردشگري 14
2-4 انواع گردشگري 15
2-5 گونه شناسي گردشگران 16
2-6 عناصر صنعت گردشگري 18
2-7 آثار گردشگري 19
2-8 عوامل بروز آثار گردشگري 20
2-9 فرهنگ وگردشگري 21
2-10 منشور بين المللي گردشگري فرهنگي 22
2-11 اهداف گردشگران 23
2-12 مديريت بازاريابي گردشگري 23
2-13 بخش بندي بازارگردشگري 25
2-14 پژوهش در گردشگري 25
2-15 گردشگري در قرن بيست و يكم 28
2-16 برنامه ريزي گردشگري 29
2-17 برنامه ريزي استراتژيك گردشگري 30
2-18 برنامه ريزي گردشگري در ايرانونمونه هايي از ساير كشورها 32
2-19 برنامه ريزي گردشگري در ايران 34
2-20 تجربه كشورهاي خارجي در زمينه مديريت و برنامه ريزي گردشگري 37
2-21 پيشنهادات براي بهبود عمومي برنامه ريزي گردشگري در ايران 41
2-22 تعريف گردشگري ساحلي 42
2-23 انواع گردشگري ساحلي 43
فصل سوم 45
معرفي منطقه مورد مطالعه 45
3-1 معرفي استان بوشهر 48
3-2 معرفي شهرهاي اصلي استان بوشهر 52
3-2-1 شهرستانبوشهر–بندربوشهر 52
3-2-2 شهرستانهاي كنگان و جم- بندر كنگان و شهر جم 54
3-2-3 شهرستانهاي دير، گناوه، ديلم 55
3-2-4 شهرستانهاي دشتستان، دشتي، تنگستان 55
3-3 ويژگيهاي جمعيتي استان بوشهر 60
3-4 جغرافياي سياسي استان بوشهر 61
3-5 آب و هوا 61
3-5-1 چشمه ها 62
3-5-2 جنگل ها و مراتع 63
3-5-3 مراتع 63
3-5-4 چشم اندازهاي كوهپايه اي 64
3-5-5 بادهاي محلي 64
3-6 جغرافياي اقتصادي استان بوشهر 65
3-6-1 وضعيت و جايگاه صنعت استان 65
3-6-2 روند تغييرات سيرتوسعه صنعتي استان بوشهر 66
3-6-3 وضع موجود محورهاي توسعه صنعتي 68
3-7 هنرهاي سنتي 68
3-8 جاذبه هاي گردشگري استان بوشهر 69
3-9 جاذبه‌هاي اجتماعي استان بوشهر 71
3-9-1 بناي گور دختر تنگارم 72
3-9-2 قلعه خورموج 72
3-9-3 بندر سيراف 73
3-9-4 قلعه نصوري 73
3-9-5 قلعه هلندي ها جزيرهخارك 74
3-9-6 عمارت ملك و پارك ساحلي آب شيرين كن ‌بوشهر 74
3-10 گردشگري ساحلي در ايران 74
3-11 گردشگري ساحلي در استان بوشهر 76
3-12 مشكلات گردشگري ساحلي استان بوشهر 76
3-13 راهكارهاي توسعه گردشگري ساحلي استان 77
3-14 ايجاد دهكده هاي گردشگري ساحلي در استان بوشهر 79
فصل چهارم 81
يافته هاي تحقيق 81
مقدمه 82
4-1 سن پاسخگويان 83
4-2 جنس پاسخگويان 84
4-3 ميزان تحصيلات پاسخگويان 84
4-4 وضعيت اشتغال پاسخگويان 85
4-5 تحليلرضايتگردشگران اززير ساخت ها و مجتمع هايگردشگري استان بوشهر 88
4-5-1 ميزانرضايتازامكاناتتبليغيوراهنمايي 88
4-5-2 ميزانرضايتازامكاناترفاهيواقامتي 89
4-5-3 ميزانرضايتازامكاناتدسترسيوحملونقل 89
4-5-4 ميزانرضايتازامكاناتبهداشتي- درماني 89
4-5-5 ميزانرضايتازپاكيزگيمكانهايگردشگري 90
4-5-6 ميزانرضايتازنحوهمديريتمكانهايگردشگري استان بوشهر 90
4-6 تجزيه و تحليل داده ها در مدلSWOT 90
4-6-1 ماتريس قوتها،ضعفها،فرصتها وتهديدها (SWOT) 92
4-6-1-1 ماتريس ارزيابي عوامل داخلي(IFE) 93
4-6-1-2 ماتريس ارزيابي عوامل خارجي 1(EFE) 95
4-6-2 راهبرد‌هاي طبقه‌بندي شده 97
4-7 نمودار راهبردي روش سوات 100
4-8 مهمترين موارد نظرسنجي 100
فصل پنجم 101
بررسي فرضيات ، نتيجه گيري و پيشنهادات 101
5-1 مقدمه 102
5-2 نتايج آزمون فرضيات 102
5-2-1 آزمون فرضيه اول 103
5-2-2 آزمون فرضيه دوم 105
5-2-3 آزمون فرضيه سوم 106
5-3 نتيجه گيري 107
5-4 پيشنهادات 107
5-4-1 پيشنهادات در سطح ملي 108
5-4-2 پيشنهاداتي در سطح استاني 108
5-4-3 پيشنهادات مطالعاتي براي تحقيقات آينده 109
5-5 طراحي سايت پلان گردشگري و ورزشهاي ساحلي 110
منابع 113

فهرست جدول ها
جدول 3-1 : خانوار و جمعيت استان بوشهر به تفكيك جنس در سال 1390 59
جدول 3-3 : فهرست امكانات و زيرساخت هاي گردشگري در استان بوشهر 79
جدول 4-1: توزيع پاسخگويان بر حسب سن 83
جدول 4-2: توزيع پاسخگويان بر حسب جنس 84
جدول 4-3: توزيع پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات 84
جدول 4-4: توزيع پاسخگويان بر حسب وضعيت اشتغال 85
جدول4-5- توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال: ( استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به گردشگري هاي ساحلي، آبي و تابستاني(قايقراني، شنا و شيرجه و غواصي، واليبال و فوتسال ساحلي و موج سواري و ديگر جاذبه هاي مرتبط با آن..) برخوردار است؟ 85
جدول4-7 توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال: استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به ورزش هاي آبي برخوردار است؟ 86
جدول4-10 توزيع فراواني و درصد فراواني پاسخ آزمودني ها به سؤال : استان بوشهر به چه ميزان از توانمندي هاي مربوط به بيابان گردي و كوير نوردي برخوردار است؟ 88
جدول 4-11- ميزان رضايت گردشگران از امكانات تبليغي و راهنمايي 88
جدول 4-12- ميزان رضايت گردشگران از امكانات رفاهي و اقامتي استان بوشهر 89
جدول 4-13- ميزان رضايت گردشگران از امكانات دسترسي و حمل و نقل 89
جدول 4-14- ميزان رضايت گردشگران از امكانات بهداشتي 90
جدول 4-15- ميزان رضايت گردشگران از پاكيزگي مكانهاي گردشگري استان بوشهر 90
جدول 4-16- ميزان رضايت گردشگران از نحوه مديريت مكانهاي گردشگري 90
جدول 4-17- آلفاي كرونباخ 91
جدول4-18- ماتريسقوتها،ضعفها، فرصتها و تهديدها (SWOT) 92
جدول 4-19- ماتريس ارزيابي عوامل داخلي نقاط قوت و ضعف (IFE) مديريت گردشگري استان بوشهر 94
جدول 4-20- ماتريس ارزيابي عوامل خارجي(EFE) مديريت گردشگري استان بوشهر 96
جدول 4-21- استراتژيهاي تدوين شده در راستاي توسعه گردشگري دريايي در استان بوشهر با استفاده از ماتريس عوامل داخلي و خارجي 97
جدول 5-1 نتايج ازمون تك متغيره t 104
جدول 5-2 رابطه بين ميزان درآمد با تمايل به مشاركت 104
جدول 5-3 رابطه همبستگي بين توسعه توريسم ساحلي استان بوشهر و ايجاد مجتمع هاي گردشگري 105
جدول 5-4 تحليل واريانس رگرسيون(ANOVA) 106
جدول 5-5 رابطه همبستگي بين مديريت گردشگري و توسعه ورزش هاي آبي استان بوشهر 107

فهرست شكل ها
شكل4-1-توزيع فراواني و درصد فراواني نمونه هاي آماري 83
تصوير 5-1 : نماي ماهواره اي از محل سايت پلان پيشنهادي 111
تصوير 5-2 : سايت پلان پيشنهادي به تفكيك 112

فهرست نقشه ها
نقشه 3-1 : موقعيت جغرافيايي استان بوشهر در كشور 46
نقشه 3-2 : استان بوشهر به تفكيك شهرستان ها 47

چكيده
مناطق ساحلي از پربارترين وپوياترين منابع اكولوژيكي وبستر فعاليت هاي عظيم اقتصادي واجتماعي در جهان به شمار مي روند. منابع ارزشمند اكولوژيكي، تنوع زيستي وذخاير سرشار نفت وگاز وفعاليت هاي عظيم اقتصادي اين مناطق را به يكي از حساس ترين وارزشمندترين مناطق در جهان تبديل نموده است.به دنبال افزايش جمعيت و فشار بر روي منابع طبيعي، مسئله توريسم و گردشگري نيز اثرات نامطلوبي بر محيط زيست برجاي مي گذارد. مسائلي از قبيل فرسايش خاك، تغييرات خط ساحلي، نابودي زيستگاههاي ساحلي، خشك شدگي يا آلودگي آبهاي زيرزميني و به خطر افتادن بهداشت و سلامتي ناشي از شبكه هاي ناكافي دفع زباله و فاضلاب، جوامع انساني را تهديد مي كند. اما بهترين راه براي حل اين مشكلات، توسعه پايدارگردشگري ساحلي است.در اين ميان استان بوشهر با دارا بودن بيش از 700 كيلومتر مرز دريايي يكي از مناسب ترين مناطق كشور جهت توسعه گردشگري ساحلي و ورزش هاي آبي مي باشد. اما عدم سرمايه گذاري هاي مناسب و وجود كمبودهاي فراوان در اين زمينه سبب شده است تا با انتخاب اين موضوع در اين پژوهش به بررسي زمينه هاي توسعه گردشگري ساحلي و ورزش هاي آبي در استان بوشهر پرداخته و در پايان بتوانيم با طراحي سايت پلاني مناسب به رونق گردشگري ساحلي در اين استان كمك كنيم .نوع تحقيق كاربردي ، بر مبناي روش swot و روش آن اسنادي ، ميداني بوده است. نتايج بررسي هاي صورت گرفته در اين پژوهش نشان داد بين مديريت و برنامه ريزي مطلوب گردشگري با توسعه توريسم ساحلي و ورزشهاي آبي و همچنين ايجاد سايت پلان هاي گردشگري در استان بوشهر ارتباط معناداري وجود دارد.
واژگان كليدي : مديريت و برنامه ريزي ، گردشگري دريايي و ساحلي ، استان بوشهر

فصل اول
كليات پژوهش

مقدمه
گردشگري ساحلي از قديميترين انواع گردشگري بوده و سابقه برخي از گردشگاههاي ساحلي در جهان ، به قرن 19 ميلادي باز ميگردد. اما نكته قابل تامل در اين ميان ، تغيير ذائقه و تنوع طلبي گردشگران ساحلي در دهه هاي اخير است. در حالي كه در گذشته گردشگران تنها بر تماشاي سواحل دريا به اين گردشگاهها مراجعه مينمودند ، امروزه آنها به دنبال اقامت در سواحل دريا و انجام فعاليتهاي ورزشي ، تفريحي ، فرهنگي و تفريحات خاص اين فضاها هستند.(آقاجاني،1390، 15)
گردشگري ساحلي به مجموعه فعاليتهاي تفريحي، ورزشي و سرگرمي كه توسط گردشگران در محدوده سواحل انجام ميگيرد ، گفته مي شود. اين گردشگري شباهتهايي با گردشگري دريايي داشته و گاهي نيز با همين عنوان تعريف ميشود اما بايد در نظر داشت ، گردشگري ساحلي از نظر ماهيت متفاوت است. بدين ترتيب كه نوع فعاليتهاي تفريحي صورت گرفته در گردشگري دريايي ، بيشتر در آبهاي عميق و دور از خشكي انجام مي گيرد و نيازمند تجهيزات ، امكانات و آموزشهاي ويژه است. تفريحاتي چون غواصي ، سفر دريايي ، جت اسكي و ... در آبهاي عميق از عمده ترين جذابيتهاي گردشگري دريايي هستند.
از ميان تمامي فعاليتهايي كه در مناطق ساحلي و درياها در جهان انجام مي گيرند ، هيچ كدام از نظر گستردگي و تنوع، به اندازه مبحث گردشگري و تفريحات ساحلي مطرح نيست. به دليل طبيعت پوياي اين بخش و تقاضاي رو به رشد آن ، اغلب طرحهاي مربوطه را در زمره طرحهاي ملي و منطقه اي قرار داده و سبب شده اند تا سرمايه گذاريهاي قابل توجهي در جهت فراهم نمودن زيرساختها و ايجاد تسهيلات در اين زمينه صورت بگيرد.(منصور،1390، 15)
در اين ميان كشور ما با داشتن شهرها و بنادر ساحلي و جزايري چون قشم ، كيش در جنوب ايران و شهرها و بنادر شمالي ايران هنوز در ميان كشورهاي فعال در زمينه گردشگري ساحلي٬ جايگاهي را كسب نكرده است. و اين در شرايطي است كه كشورهاي حاشيه خليج فارس با اين كه از امكانات طبيعي كافي براي رونق گردشگري ساحلي بهره هاي نبرده اند اما با ساخت جزاير مصنوعي و تسهيلات متنوع اقدام به توسعه اين گردشگري و در آمدزايي در اين بخش كرده اند. كارشناسان گردشگري برگزاري تورهاي غواصي، تورهاي ديدن از تخمگذاري لاكپشت هاي عظيم الجثه، برگزاري مسابقات واليبال ساحلي و ورزشهاي آبي در سواحل كشور، فروش صنايع دستي، پرواز بادبادكها، جشنواره هاي ساخت مجسمه هاي شني و نقاشي غروب دريا، ماهيگيري، جشنهاي ملي و .... را از جمله اقداماتي عنوان مي كنند كه ميتواند در رونق گردشگري ساحلي كشورمان موثر باشد.همچنين حضور در نمايشگاههاي بزرگ گردشگري و تفريحي كه در كشورهاي مختلف برگزار ميشود، تصويري مناسب از جايگاه واقعي ايران در اين صنعت را به جهانيان عرضه خواهد نمود. از سوي ديگر مسوولان و دست اندركاران گردشگري كشور نيز ميتوانند ضمن اتخاذ سياستهاي حمايتي، سرمايه گذاران داخلي و خارجي را جهت فعاليت در اين بخش ترغيب نمايند. شناسايي الگوهاي موفق در دنيا و چگونگي استفاده آنها از جاذبه گردشگري ساحلي نيز ميتواند راهها و ايدههاي مناسبي را براي موفقيت در اين حوزه ارايه نمايد.توسعه گردشگري ساحلي و تفريحات مربوط به آن به طور مستقيم و غيرمستقيم در رشد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي ساكنان اين مناطق اثرگذار خواهد بود. در عين حال بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه توسعه اين صنعت به عاملي مخرب و تهديدكننده براي هويت، محيط و ميراث طبيعي، تاريخي و فرهنگي ساكنان محلي سواحل تبديل نشود. مراكز اقامتي ساحلي سالم، محيطي ايمن و لذتبخش و آب پاك و همچنين آبزيان و منابع دريايي (ماهيها، نرمتنان، تپه هاي مرجاني و تالابها) از موارد تاثيرگذاري است كه براي داشتن گردشگري ساحلي موفق مورد توجه ميباشد.(حناچي،1390، 60)

متن كامل :

دانلود پايان نامه ارشد مديريت و برنامه ريزي توسعه گردشگري در بوشهر با تاكيد بر توريسم ساحلي

ادامهـ مطلبـ
| ۵ آبان ۱۳۹۷ | ۰۵:۰۲:۵۹ | مدير
،

جستجوگر


درباره ما

رمزینه بارکد


آمار

افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 73
بازديد ديروز : 29
بازديد كل : 1259

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان