چهارشنبه ۱۵ بهمن ۰۴

دانلود مقالات پايان نامه

مفهوم بهزيستي روانشناختي از ديدگاه روانشناختي

۱۴۱ بازديد

مفهوم بهزيستي روانشناختي:

در بطن جنبش نوين روان شناختي مثبت نگر بسياري از پژوهشگران برجسته بر لزوم در نظر گرفتن جنبه هاي مثبت بشر و مفهوم بهزيستي در تعريف سلامت روان تاكيد كرده اند و غالب آنها فقدان بيماري هاي رواني و وجود بالاي بهزيستي را به عنوان سلامت رواني تلقي مي كنند . بهزيستي رواني به عنوان يكي از مؤلفه هاي اصلي سلامت عمومي و رضايت در زندگي در خلال دو دهه گذشته توجه بسياري از روانشناسان و محققان را به خود جلب كرده و پژوهشهاي گسترده اي  در اين باره انجام گرفته است. در اين راستا رضايت از زندگي به يك فرايند قضاوتي شناختي اشاره دارد كه در آن افراد به طور كلي كيفيت زندگي خود را بر اساس مجموعه‌اي از ملاك ارزشيابي مي كنند و با توجه به پيامدهاي نارضايتي از زندگي و مفهوم موجود در تعريف مذكور، رضايت از زندگي گوياي سلامت‌روان است (نادي،2012).

يكي از عوامل مهمي كه با عملكرد شغلي افراد رابطه دارد بهزيستي روانشناختي و رضايت از زندگي است  احساس خرسندي و بهزيستي در طول عمر ،از مؤلفه هاي نگرش مثبت افراد نسبت به جهاني است كه در آن زندگي مي‌كنند . در واقع تجربه شادماني و رضايت از زندگي هدف عالي زيستن در اين جهان به شمار مي‌رود و احساس غم و ناخرسندي اغلب مانعي در راه انجام وظايف است (ريف،1995).

احساس بهزيستي به معناي ارزيابي كلي از زندگي است كه بر اساس اهداف شخصي و ميزان دسترسي به آنها شكل مي‌گيرد .اين عامل يكي از مهمترين نيازهاي رواني بشر در زندگي تلقي مي شود و به همين دليل اثرات عمده اي بر شكل گيري شخصيت آدمي ودر يك كلام مجموعه زندگي انسان دارد ودر پي آن هميشه بر عملكرد انسان در سطوح مختلف تأثير مي گذارد(گيلمن[1]،2005) .

بهزيستي روانشناختي داراي مقياسهائي است كه همگي سه مشخصه كلي دارند: اول اينكه دروني هستند؛ يعني در درون تجربه فرد قرار مي گيرند، دوم اينكه بهزيستي روانشناختي اندازه گيريهاي مثبت راشامل مي شود، از اين نظر با اندازه گيريهائي مثل بهداشت رواني كه با فقدان مولفه هاي منفي تعريف مي شود تفاوت دارد. سوم اينكه اندازه گيريهاي بهزيستي روانشناختي نوعأ سنجش كلي از تمام جوانب زندگي يك شخص را شامل مي شود گرچه مي توان خلق يا رضايت را درون حيطه خاصي سنجيد، تأكيد معمولأ روي قضاوتي يكپارچه از

زندگي شخص است. بهزيستي روانشناختي به عنوان رشد استعدادهاي واقعي هر فرد تعريف مي شود وافزايش ظرفيت حالتهاي مثبت و كاهش حالتهاي منفي به عنوان بهزيستي بهينه تعريف مي‌شود و ارتقاي سطح بهزيستي روانشناختي يكي از اهداف روانشناسي در قرن حاضر محسوب مي‌شود (صحرائيان، 1390) .

بهزيستي بر حسب كيفيت و كميت مولفه ها ئي تعريف مي شود كه بر اساس آن افراد زندگي خود را لذت بخش مي بينند .به عبارت ديگر ، اينكه افراد چگونه زندگي خود را ارزيابي مي كنند به بهزيستي مربوط مي شود(دينر[2]،2000).

در اين حوزه بهزيستي روانشناختي بر اساس معنا، درك نفس و سطح عملكرد مشخص مي شود .در تلاش براي فهم و ارزيابي بهتر بهزيستي روانشناختي ، ريف يك مدل چند بعدي را ارائه داد كه بيانگر نظريه بهزيستي است . مدل ريف براي  حل اين مشكل بوجود آمد كه پژوهشهاي قبلي در ارزيابي واقعي بهزيستي با شكست مواجه شده بود ( ريف و سينگر[3]،1989). با در نظر گرفتن مشكلات در تعيين ويژگيهاي اساسي بهزيستي روانشناختي مثبت در حوزه هاي پژوهشي ،ريف ارزيابي جامعي از بهزيستي روانشناختي ارائه داد.

با استفاده از ديدگاه رواني _ اجتماعي اريكسون[4] ،و نيوگارتن[5] روي تغيير شخصيت در بزرگسالي و ديدگاه آلپورت[6] در مورد رسش ، ريف شش بعد بهزيستي روانشناختي را مشخص كرد . اين شش بعد شامل، احساس استقلال ،تسلط بر محيط ،رشد شخصي ،روابط مثبت با ديگران، داشتن هدف در زندگي، و خويشتن پذيري مي شوند (ريف ،1989).

ابعاد بهزيستي روانشناختي ريف ديدگاه بهتري از بهزيستي روانشناختي را فراهم مي كند و اينكه افراد چگونه در اين ابعاد با هم متفاوت هستند را مشخص مي كند.

بعد احساس استقلال مشخص مي كند كه چگونه فرد فشارهاي اجتماعي را مديريت كند و خودش را چگونه ارزيابي كند .فردي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي شود خود تصميمي و احساس استقلال دارد ،در حالي كه افرادي كه در اين بعد پايين ارزيابي مي شوند در مورد نظر ديگران در مورد خود نگران هستند .

بعد تسلط بر محيط با توانائي شخص براي اداره محيط مشخص مي شود . فردي كه احساس بالائي در تسلط بر محيط دارد ، احساس مي كند كه در هدايت محيط و فعاليتهاي خود فردي شايسته است ، در حالي كه فردي كه احساس پائيني از تسلط بر محيط را گزارش مي كند ، نمي تواند مشكلات را حل نمايد و احساس مي كند كنترل پائيني بر محيط دارد .

بعد رشد شخصي با احساس فرد از رشد پيوسته مشخص مي شود .افرادي كه در اين بعد بالا ارزيابي مي‌شوند احساس مي كنند پيوسته در طول زندگي در حال رشد هستند ، در حالي كه افراد داراي احساس پائين در اين بعد ،دچار احساساتي از قبيل خستگي ،عدم علاقه يا ركود در زندگي هستند .

بعد داشتن هدف در زندگي  با اهداف فردي در زندگي و چگونگي معنا دادن  به زندگي مشخص مي‌شود .فرد داراي احساس بالا در اين بعد ،احساس قوي از هدف در زندگي دارد ، در حالي كه فرد داراي احساس پائين هدف در زندگي ، اهداف كمي در زندگي دارد و احساس مي كند زندگي اش بدون معني است .

بعد روابط مثبت با ديگران ، با تعامل شخص با ديگران و اينكه آيا فرد داراي روابط قابل اعتماد است، مشخص مي شود . فردي كه در اين بعد روابط بالا را گزارش مي كند از رابطه با ديگران رضايت دارد، در حالي كه فرد داراي احساس پائين روابط با ديگران ، رابطه اجتماعي با ديگران ندارد و فاقد حس اعتماد به ديگران است .و در نهايت بعد خويشتن پذيري با نگرش فرد در جهت خود و مسير زندگي مشخص مي شود . فرد داراي احساس بالا در اين بعد نگرش مثبت و واقعي اي نسبت به خويش دارد و فرد داراي احساس پائين در اين بعد احساس نا اميدي در زندگي اش را تجربه مي كند (دنور[7] ،2010) .

پژوهش روي بهزيستي روان شناختي نشان مي دهد كه بزرگسالان كاهش احساس هدف در زندگي و رشد شخصي را گزارش مي كنند . همچنين پژوهشها نشان مي دهند زماني كه از بزرگسالان راجع به انتظارات آنها در مورد بهزيستي روان شناختي سئوال مي‌شود ، آنها بهزيستي پائين تري را نسبت به جوانان گزارش مي كنند . عليرغم  اين كاهش در بهزيستي روان شناختي مرتبط با سن ، نظريه هاي زيادي نشان مي دهد كه بزرگسالان براي مقابله با استرسهاي زندگي راه حلهاي منفي انتخاب مي كنند و اين منجر به پائين آمدن بهزيستي روان شناختي آنان مي شود (وايت بورن[8] 1996/ به نقل از امانتي ،1388).

[1] - Gilman,R. & Huebner,E.S.

[2] - Diener,E.

[3] - Ryff,C.D & Singer,B.H.

[4] - Erikson,E.

[5] - NewGarten,C.

[6] - Allport,G.W.

[7] - Denor,W.H.

[8] - Whith born

تاكنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.